آخرین خبرها

تجمع خانواده ها؛ طلب آزادی در بهارستان

۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه


فرشته قاضي

دو روز بعد از آزادی محمد قوچانی که با استقبال پرشور روزنامه نگاران و اصلاح طلبان و مردم آزادی خواه روبرو شد آزادی هنگامه شهیدی روزنامه نگار با تنی بیمار، دومین خبر خوش روزنامه نگاران بود اما خبرهائی که از بلاتکلیفی و وضعیت بد روحی و جسمی فریبا پژوه، ادامه بدرفتاری ها با عیسی سحرخیز و احمد زیدآبادی می رسد همزمان با انتشار کیفرخواست مضحک بهزاد نبوی و ابراهیم امینی فضای رسانه ها را بار به شدت مکدر کرده است.

"روز" در گفتگو با خانواده های این زندانیان، درد و رنج آنها را بازخوانی کرده است.
خانواده های زندانیان سیاسی با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که امروز ساعت 11 صبح در بهارستان تجمع خواهند کرد.در این بیانیه آمده است: اینک که هنوز همه وکلای تعینی موفق به دیدار با موکلینشان و قرائت پرونده های آنان نشده اند و نوعی بازدارندگی مرموز و غیرشفاف این حق قانونی و ابزار حقوقی را از بی گناهان دربند سلب نموده است و تأخیر در وعده آزادی عزیزانی که پیش تر ها خانواده هایشان منتظر رهایی شان بوده اند و این خلف وعده های مکرر موجب دست یازیدن به شیوه های نامتعارف چون اعتصاب غذا توسط آنان شده است، بر خود واجب می دانیم که بار دیگر با تجمعی آرام و این بار در مقابل خانه خودمان، خانه ملت که بیش از یکصد سال پیش پدران و مادرانمان برای مقابله با ظلم زورمداران، تمنای آن کردند و با پیروزی نهضت مشروطیت بدان دست یافتند، صدای اعتراضمان را به وضعیت موجود به نمایندگان مردم می رسانیم. با این امید که استقلال قوا بهانه ای برای عدم پاسخگویی مسئولین قوه قضائیه به سوالات پی در پی ما نباشد.
در ادامه این بیانیه تصریح شده است: ما آزادی فرزندانمان را می خواهیم. آزادی همسرانمان را. آزادی پدران و مادرانمان را. یک روز جدایی از آن ها حقی است که مسئولین نظام اسلامی از ما سلب کرده اند و ما این حق مسلم خود را تنها موکول به آخرت نمی کنیم که دین اسلام، دین خاتم، پاسخ گوی حق و نیاز امروز است و ما نیاز امروزمان را همین امروز مطالبه می کنیم.

هنگامه شهیدی آزاد و به بیمارستان منتقل شد
هنگامه شهیدی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر روز گذشته با قرار وثیقه 90 میلیون تومانی آزاد شد. حکم آزادی این روزنامه نگار که از 9 تیرماه در بازداشت به سر می برد توسط قاضی شعبه 26 دادگاه انقلاب صادر شده بود. خانم شهیدی که از 8 روز پیش و دراعتراض به وضعیت نامعلوم خود در اعتصاب غذا به سر می برد، پس از آزادی به بیمارستان منتقل شد. خواهر این روزنامه نگار به "روز" گفت: "بعد از آزادی هنگامه به خانه آمدیم اما به یکباره از حال رفت و به صورت اورژانس او را به بیمارستان منتقل کردیم".
خانم شهیدی که دچار ناراحتی قلبی است، صبح روز گذشته هم که به دادگاه منتقل شده بود در دادگاه از حال رفته و به بهداری زندان اوین منتقل شده بود.
محمد مصطفایی، وکیل این روزنامه نگار درباره پرونده موکلش به "روز" گفت که "شركت در اجتماعات غير قانوني، تباني به قصد بر هم زدن امنيت كشور، تبليغ عليه نظام، اخلال در نظم عمومي و اهانت به محمود احمدی نژاد" به عنوان اتهامات خانم شهیدی عنوان شده است.
به گفته این وکیل دادگستری، چهارشنبه، 13 آبان محاکمه هنگامه شهیدی، در شعبه 26 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.

بازجو و وزارت اطلاعات، مانع آزادی فریبا پژوه
فریبا پژوه، روزنامه نگار و وبلاگ نویس روز گذشته در زندان اوین با خانواده خود ملاقات کرد. این ملاقات به صورت کابینی بوده است.
مادر فریبا پژوه در گفتگو با "روز" وضع روحی و جسمی دخترش را نامساعد توصیف کرد و گفت: "وضع روحی فریبا اصلا خوب نیست؛ او به شدت عصبی و سردرگم است و شب ها نمی تواند بخوابد".
خانم پژوه با بیان اینکه دختر روزنامه نگارش هر روز 7-8 قرص آرام بخش مصرف می کند، افزود: "فریبا به دلیل سرماخوردگی، اعتصاب غذایش را شکسته است. او به شدت ضعیف شده و از یک سو مشکل گوارشی دارد و از سوی دیگردر ناحیه قفسه سینه درد دارد که دکتر زندان به او گفته منشا این درد عصبی است".
او همچنین خبر داد که بعد از انتقال هنگامه شهیدی به بند عمومی، فریبا با یک زندانی دیگر که اتهامش قاچاق مواد مخدر است در یک سلول نگهداری می شود.
به گفته خانم پژوه از 8 روز پیش بازجو، سراغ فریبا نمی آید. مادر فریبا پژوه خواستار روشن شدن هر چه زودتر وضعیت پرونده دخترش و آزادی او شد و گفت: " ما آزادی آقای قوچانی و خانم شهیدی و همچنین آقای الویری را به فال نیک می گیریم و امیدواریم که این روند ادامه داشته باشد".
به گفته خانم پژوه بازجو و زارت اطلاعات مانع آزادی این روزنامه نگار هستند.
از سوی دیگر مینا جعفری، وکیل فریبا پژوه به "روز" گفت قرار بازداشت این روزنامه نگار تا دوماه دیگر تمدید شده است.
خانم جعفری افزود: "بعد از ابلاغ تمدید قرار بازداشت، فریبا به این مساله اعتراض کرده و بازپرس پرونده پذیرفته و قرار بازداشت برای تعیین تکلیف به شعبه 26 دادگاه انقلاب ارجاع شده است."

امیدی به آزادی سحرخیز نیست
خانواده عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی نیز روز گذشته با او ملاقات کردند. مهدی سحرخیز، فرزند این روزنامه نگار به "روز" گفت که وضع روحی و جسمی پدرش خوب بوده است.
او افزود: "دادستان تهران هفته گذشته در زندان اوین با پدرم دیدار کرده و گفته بود که به زودی دادگاه پدرم برگزار می شود اما ما خبری از زمان دادگاه نداریم."
مهدی سحرخیز با بیان اینکه پدرش از آزادی آقایان الویری و قوچانی خبر داشت گفت: "مادرم درباره وقایع اخیر و بیانیه اخیر آقای موسوی و همچنین مراسم 13 آبان به پدرم خبر داده است."
به گفته فرزند آقای سحرخیز، این روزنامه نگار نسبت به وقایع آتی کشور خوش بین بوده و گفته است که حتما اتفاقات خوبی خواهد افتاد.
عیسی سحرخیز در عین حال از آزادی خود در آینده ای نزدیک ابراز ناامیدی کرده و همچون ملاقات های پیشین به خانواده اش گفته است که منتظر آزادی او نباشند.
مهدی سحرخیز همچنین خبر داد که مادرش قبل از ملاقات با آقای سحرخیز به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و با قاضی پرونده پدرش ملاقات کرده است.
او گفت: "قاضی حرف های امیدوار کننده ای نمی زند و فقط می گوید نتیجه پرونده برای ما ارسال نشده است. مادرم به این موضوع اعتراض کرده و گفته که 2 ماه است همین را می گویید که قاضی جواب داده است بعضی چیزها از دست من خارج است".
قاضی پرونده همچنین به همسر آقای سحرخیز گفته است که اگر خواهان ملاقات حضوری هستند باید به شخص دادستان تهران مراجعه کنند.

بی خبری مطلق از سردبیر سحام نیوز
هیچ خبری از وضعیت محمد داوری، سردبیر سایت سحام نیوز که از 17 شهریور در بازداشت به سر می برد، نیست. این روزنامه نگار تا کنون فقط یک بار با مادرش تماس تلفنی داشته و اطلاعي از پرونده او و نيز وضعيت جسمي و روحي اش در دست نيست. مینا جعفری که به اتفاق ژینوس شریف رازی، وکالت آقای داوری را برعهده دارد به "روز" گفت که دیروز براي اعلام وكالت به دادگاه انقلاب مراجعه كردیم اما اطلاعات دقيقي از جمله شعبه، ‌شماره پرونده و اتهام اين عضو سازمان معلمان داده نشد و عملا امكان وكالت براي وكلاي وي وجود ندارد.

دادستان تهران، ‌مخالف قرار وثيقه براي صالح دلدم
مینا جعفری، درباره موکل دیگر خود، صالح دلدم نیز گفت که بازپرس شعبه دوم امنيت دادگاه انقلاب براي صالح دلدم، قرار وثيقه صادر کرده، اما دادستان تهران با اين قرار مخالفت كرده ومانع اجراي اين قرار و توديع وثيقه براي وي شده است.
وی با بیان اینکه میزان وثیقه صادر شده و همچنین اتهامات آقا دلدم به وکلای او اعلام نشده است گفت: "بر اساس گفته های موکلم تا کنون هیچ اتهامی به او تفهیم نشده است."
صالح دلدم، يكي از فعالان ستاد انتخاباتی مهدی كروبي در شرق تهران بود که نيمه شب 27 خرداد ماه بازداشت شد واز آن موقع در بند 209 به سر مي برد.

تهدید خانواده زیدآبادی به بازداشت
خانواده احمد زیدآبادی، روز گذشته پس از 50 روز موفق شدند با این روزنامه نگار در زندان اوین ملاقات کنند. مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی روحیه همسرش را "عالی" توصیف کرده و به سایت ادوارد نیوز گفته است: "آقای زیدآبادی مجددا تاکید کردند که از ابتدای بازداشت یعنی بیش از چهار ماه و نیم گذشته همواره در انفرادی بوده‌اند."
خانم محمدی خبر از تهدید های بازجوی همسرش هم داده و گفته: "به آقای زیدآبادی گفته‌اند اگر همسرت مصاحبه‌هایش را در مورد اتهامات و وضعیت تو ادامه دهد او را نیز بازداشت خواهیم کرد."
به گفته همسر احمد زیدآبادی، دادستان تهران همچنین به آقای زیدآبادی وعده داده است که به زودی وی را از سلول انفرادی خارج و به سلول‌های دو نفره منتقل می کنند.
از سوی دیگر روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران خبر داد: پرونده احمد زیدآبادی با صدور كیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال شد.

اخلال در ترافیک، اتهام بهزاد نبوی!
وکیل بهزاد نبوی اعلام کرد این عضو شاخص سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، روز یکشنبه محاکمه شده و یکی از اتهام های او "اخلال در ترافیک روزهاى ۲۳ و ۲۵ خردادماه" است.
به گفته محمد صالح نیکبخت، "شرکت در راهپیمایى اعتراض‌آمیز به نتایج انتخابات در روزهاى ۲۳ و ۲۵ خردادماه، اخلال در ترافیک در روزهاى مذکور، تبلیغ علیه نظام و نگهدارى اسناد محرمانه" به عنوان اتهامات آقای نبوی اعلام شده است.
در کیفرخواست جلسه نخست دادگاه تنها جمله ای که از بهزاد نبوی آمده بود این بود که او حاضر نیست به میرحسین موسوی خیانت کند.
آقای نیکبخت به خبرگزاری های ایسنا و ایلنا گفته است: "در این مدت کوتاه نتوانستم تمام پرونده را قرائت کنم؛ از سوی دیگر بهزاد نبوی نیز آمادگی برای تقدیم دفاعیه را نداشت به همین دلیل از دادگاه تقاضای استمهال ۵ هفته‌ای برای برگزاری جلسه بعدی را کردیم که دادگاه با درخواست استمهال موافقت اما ۵ هفته فرصت را نپذیرفت."
به گفته این وکیل دادگستری، بهزاد نبوی از رئیس دادگاه خواسته با توجه به اینکه وی دو جلسه در دادگاه حاضر شده و علیه وی کیفرخواست مفصلی قرائت شده و در آن به نبوی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اتهاماتی وارد شده است، جلسه دادگاه‌اش به صورت علنی برگزار شود تا وی بتواند به این اتهامات پاسخ دهد و اتهاماتی که الزامات محرمانه دارد به صورت غیرعلنی برگزار شود که قرار شد دادگاه در مورد درخواست تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه یا کفالت و نیز برگزاری علنی یا غیرعلنی دادگاه بعدا اعلام نظر کند.
آقای نیکبخت گفته است که با توجه به بیمارى موکلش و توصیه پزشکان مبنى بر لزوم دورى او از محیط ‌هاى پر استرس، خواستار تبدیل قرار بازداشت به قرار وثیقه یا وکالت و بدین ترتیب آزادى وى شده است.
بهزاد نبوی بعد از دادگاه مجددا به بیمارستان منتقل شده است.

کیفرخواست انفرادی و دادگاه غیر علنی برای ابراهیم امینی
وكيل مدافع ابراهيم اميني از صدور كيفر خواست انفرادي وي خبر داد. ابراهیم امینی عضو کمیته پیگیری وضعیت آسیب دیدگان و بازداشت شدگان پس از انتخابات است؛ این کمیته توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی ایجاد شده بود.او همچنین عضو حزب اعتماد ملی است. عباس شیری، وکیل آقای امینی دیروز به خبرگزاری فارس گفته است: طبق اطلاعاتي كه به صورت شفاهي كسب كرده‌ايم قرار اميني بازداشت نيست و تنها قرار 300 ميليون وثيقه يا كفالت براي وي در نظر گرفته شده كه به احتمال قوي اين قرار وثيقه است.
وكيل مدافع اميني در ادامه تصريح كرده: به احتمال زياد در هفته جاري دادگاه رسيدگي به اتهامات اميني برگزار خواهد شد و قطعا اين دادگاه غيرعلني خواهد بود.
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

احضار جمعی فعالان کمپین یک میلیون امضا


سارا مقدم

با نزدیک شدن 13 آبان و بالا گرفتن احتمال شرکت گسترده مردم در تظاهرات این روز، برخی از فعالان اجتماعی از جمله فعالان کمپین یک میلیون امضا، فعالان جنبش دانشجویی و همچنین فعالان نهادهای غیردولتی از سوی دادسرای انقلاب احضار شدند.
پنج تن ازفعالان کمپین یک میلیون امضا به صورت کتبی و بیش از پنج نفر دیگر به صورت تلفنی به دادسرای انقلاب احضار شده اند. این در حالی است که فعالان دانشجویی نیز در روزهای اخیز به بهانه های مختلفی تحت فشار یا تهدید قرار گرفته اند.
از میان احضار شدگان فعالانی مثل خدیجه مقدم، جلوه جواهری، کاوه مظفری، پریسا کاکایی و مریم مالک، اعضای کمپین یک میلیون امضا به صورت کتبی احضار شده اند. پیشتر نیز برای برخی از فعالان اجتماعی و فعالان نهادهای غیردولتی احضاریه ارسال شده بود. همچنین از آغاز مهرماه تاکنون تعداد زیادی از دانشجویان فعال، به بهانه های مختلف توسط نهادهای امنیتی ـ نظارتی دانشگاه ها از جمله کمیته انضباطی تذکر دریافت کرده و یا برای انجام ندادن "هرگونه فعالیت اجتماعی ـ سیاسی" تحت فشارومورد تهدید قرار گرفته اند.
در این احضاریه ها که تاریخ صدور آن 29 مردادماه است، "ارائه پاره ای از توضیحات" تنها علت احضار عنوان شده است. خدیجه مقدم از فعالان شناخته شده جنبش زنان که تاکنون بارها مورد بازجویی قرار گرفته و مدتی را نیز در زندان به سر برده، در باره این احضار، در گفت و گو با روز می گوید : من با احضاریه کتبی از سوی شعبه 30 دادگاه انقلاب همراه وکیلم خانم نسیم غنوی به دادگاه رفتم و عجیب اینکه متوجه شدم یکی از اتهام هایی که به من وارد شده بود بر هم زدن امنیت داخلی بود که در باره آن مورد پرسش و پاسخ قرار گرفتم و در واقع مربوط بود به حضورم در تجمعی که به حمایت از مردم فلسطین و غزه مربوط می شد. من و وکیلم در قبال این اتهام دفاع کردیم. اما بعد از اینکه به خانه بر گشتم احضاریه کتبی شعبه 3 دادسرای انقلاب را دو نفر به منزلم آوردند؛ البته پیش از آن هم به صورت تلفنی از سوی این شعبه احضار شده بودم.
کاوه مظفری و جلوه جواهری نیز که هر دو فعال کمپین یک میلیون امضا هستند برای چندمین بار احضار شده اند. کاوه مظفری درباره چگونگی و زمان این بازداشتها و همینطور مدتی که او و همسرش در زندان گذرانده اند به سایت روز می گوید :جلوه تا به حال دوبار احضار و 5 مرتبه بازداشت شده است. یک بار در جریان 13 اسفند 1385 مقابل دادگاه انقلاب در دفاع از فعالان زنان متهم در تجمع 22 خرداد 1385 به همراه 32 فعال حقوق زنان دیگر به مدت 4 روز بازداشت شد. بار دوم در کارگاه آموزشی کمپین یک میلیون امضاء در خرم آباد به همراه 25 نفر دیگر به مدت یک روز بازداشت شد. بار سوم که ابتدا احضار و بعد بازداشت شد، مرتبط با فعالیت در سایت تغییر برای برابری بود که به اتهام تبلیغ علیه نظام به مدت 32 روز در بازداشت ماند (به همراه مریم حسین خواه که 45 روز در بازداشت بود)، و در نهایت در دادگاه تجدید نظر به شش ماه حبس تعلیقی به همراه مریم حسین خواه، پروین اردلان، و ناهید کشاورز محکوم شد. بار چهارم در 23 خرداد 87 در مقابل گالری ابریشم به همراه 8 فعال حقوق برابر دستگیر و به مدت یک روز بازداشت شد. در این پرونده، جلوه به اتهام تبلیغ علیه نظام به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد که هنوز در مرحله تجدید نظر است. بار پنجم روز 11 اردیبهشت 88 در خانه به اتهام فعالیت در کمپین یک میلیون امضاء دستگیر و به مدت 35 روز بازداشت شد؛ و این بار احضار دوم جلوه است.
او ادامه می دهد:>من هم، تا به حال دو مرتبه بازداشت شدم. بار اول، در تاریخ 11 اردیبهشت 88 در پارک لاله به همراه حدود 70 نفر در روز کارگر، دستگیر و به مدت 54 روز بازداشت بودم که با وثیقه آزاد شدم؛ مرتبه بعد 18 تیر 88 بود که 43 روز بازداشت بودم و با کفالت آزاد شدم. و اکنون نیز برای بار اول احضار شده ام.
کاوه مظفری همچنین درباره اتهامات وارد شده به خود و همسرش در بازجویی ها و دادگاه های مختلف می گوید: موارد اتهامی جلوه تا به حال اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام (ماده 500 قانون مجازات اسلامی) و تبانی و اجتماع برای بر هم زدن نظم (ماده 610) بوده است. من هم، با همین موارد متهم شدم. البته اتهام های دیگری همچون تمرد از دستور پلیس، بر هم زدن نظم، و... هم بوده است. اما بیشتر بر دو ماده 500 و 610 تاکید شده است. البته، عضویت در کمپین را هم به عنوان جرم به جلوه ربط داده بودند که به ماده 610 تغییر کرد.

این فعال مدنی درباره احضار دسته جمعی فعالان زن می گوید : در یک نگاه خوشبینانه می توان گفت که این احضارها برای تهدید کردن و ترساندن است (به ویژه در آستانه 13 آبان)، اما چون دایره احضارها گسترده شده و اعضای کمپین یک میلیون امضاء را هدف قرار داده، می شود تصور کرد که یک نگاه امنیتی سعی دارد تا سناریویی تازه برای کمپین به طور خاص و جنبش زنان به طور عام طراحی کند، تا در شرایط سیاسی فعلی بتواند از چنین سناریویی بهره برداری کند. همچنین، می توان این طور برداشت کرد که با چنین برخوردی می خواهند در کوتاه مدت ترس ایجاد کنند و در بلند مدت پروژه به انفعال کشاندن جنبش زنان را شروع کنند. با این وجود، نمی دانم در شرایط متزلزل فعلی اصلاً روند اتفاقات مسیری خطی را طی می کند یا نه؟ به همین خاطر حدس زدن علت این احضارها هم ساده نیست.
اما یکی از فعالان جنبش زنان که تمایلی به گفتن نامش ندارد تعداد احضارها را بیش از این می داند و می گوید : بخشی از افرادی که ازسوی اطلاعات به آنها تلفن شده آدرسی برای ارسال نامه نداده اند و برخی نیز تمایلی به گفتن و خبری کردن احضارها ندارند؛ این اتفاق در بین فعالان جنبش دانشجویی نیز رخ داده است.
وی می افزاید: به نظر من فعالان کمپین به منظور ایجاد رعب و وحشت در آستانه اعتراضات 13 آبان به دادگاه احضار شده اند. متاسفانه مسئولان هنوز بر این باورند که با اتخاذ سیاستهای تهدید و اعراب می توانند گامی مثبت در جهت خاموش کردن اعتراضات عمومی بردارند. البته این سیاست بر این باور استوار است که فعالان اجتماعی رهبری اعتراضات مردمی را بر عهده دارند. مسئولان متاسفانه به این واقعیت پی نبرده اند که این اعتراضات نتیجه نارضایتی مردم است و اتفاقی خود جوش. بجای اینکه دائم فشار را بر فعالان شناخته شده از طریق احضار و بازداشت و تهدید افزایش دهند بهتر است که نارضایتی عمومی را جدی گرفته و اقداماتی سازنده در جهت بهبود فضای کشور، از جمله تضمین حقوق اولیه شهروندی و حقوق بشر و ایجاد فضایی که شهروندان ایرانی از حداقل های رفاه اجتماعی و اقتصادی برخوردار باشند، انجام دهند.
وی می افزاید: تا وقتی که مسئولان صادقانه برای رفع بی اعتمادی هایی که پس از انتخابات در بین مردم به وجود آمده اقدام نکنند، اعتراضات ادامه خواهد داشت .
وی درباره واکنش فعالان کمپین در ارتباط با احضارهای جدید می گوید : اقدام فعالان زن و به ویژه کمپین یک میلیون امضا، همواره قانونی بوده؛ همانطور که چندین عضو کمپین که با اتهام جمع آوری امضا یا عضویت در کمپین، بازداشت و دادگاهی شده بودند، توسط دادگاه تبرئه شدند.
از این رو باز هم فعالان کمپین اگر به صورت کتبی برایشان احضاریه فرستاده شود در دادگاه حاضر می شوند و از روش های قانونی خود برای احقاق حقوق اولیه زنان و تغییر قوانین تبعیض آمیز دفاع می کنند.
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هنگامه شهيدي آزاد شد

۱۳۸۸ آبان ۱۰, یکشنبه

هنگامه شهيدي يكي از متهمان حوادث اخير روز يكشنبه از زندان اوين آزاد شد.
به گزارش ايسنا به نقل از روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران، رييس شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامي تهران متهم را با پذيرش توديع وثيقه به مبلغ نود ميليون تومان از زندان آزاد كرد.
اولين جلسه دادگاه متهم روز يكشنبه در همين شعبه برگزار شد كه بعد از قرائت كيفرخواست دادستان، متهم براي دفاع از خود از دادگاه تقاضاي استمهال (مهلت) كه قاضي شعبه با تقاضاي متهم موافقت كرد.
جلسه بعدي رسيدگي به اتهامات متهم متعاقبا برگزار خواهد شد.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مرحوم سعیدی سیرجانی

خواب دیدم مرحوم سعیدی سیرجانی از آن دنیا آمده و شاد و خندان. پرسیدم چرا میخندید استاد؟ گفت: «آن زمان من از حضرت آقا یک انتقاد کوچک کردم، چند ماهی مهمان حاج سعید امامی بودیم و بعدش هم ملکالموت»... حالا حضرت استاد شاد بود از اینکه مقام رهبری رسما اعلام کردهاند طرفدار انتقاد و منتقدند
بدینوسیله از کلیه کسانی که خیال میکردهاند عضوی از خانوادهشان در گذشته به خاطر انتقاد از حضرت آقا اجبارا رفتهاند آن دنیا، در خواست میشود دیگر سمپاشی نکنند، چون آقا خودشان فرمودند طرفدار انتقادند.در ضمن مرحوم فروهر سلام میرسانند...میرعلایی و مختاری هم فعلا دارند یک چیزکی مینویسند که احتمالا یک جوری میفرستند خدمت آقا...
حدس بزنید انتقادهایی که با مجوز رهبری منتشر خواهد شد، چه خواهد بود؟فعلا نامزدهای مقام منتقد برتر اینها هستند:- معظما! چرا اجازه نمیدهی رهبران برانداز سبزپوش را هر روز صبح اعدام کنیم؟حسین شریعتمداری- ای امام عادل! چگونه میتوانی تحمل کنی که دشمنانت زنده بمانند و هنوز لبخند به لب داشته باشی؟جواد لاریجانی- ای رهبر آزاده! چرا اجازه ندادی عملیات شیشه نوشابه را در کهریزک کامل کنیم؟حجتالاسلام طائب- ای امام عصر و بعد از ظهر! چرا گذاشتی مرا برکنار کنند تا نتوانم مهرورزی لازم را به زندانیها اعمال کنم؟سعید مرتضوی- ای پدر عزیز! چرا زودتر کنار نمیروی تا بتوانم با برادران عزیز انصار و غیره، زودتر از شر هاشمی و رفقایش خلاص شوم و نگرانی حضرتت بابت خبرگان رفع شود؟مجتبی خامنهای- ای مقام معظم، همهاش به شما گفتم باید اینها را کشت، آنوقت شما اجازه دادی ما تایید صلاحیتشان کنیم.احمد جنتی
شما نیز میتوانید انتقادهای خود را به نشانی خیابان پاستور، حسینیه امام خمینی ارسال، و برای تسریع در دریافت جایزه، خود به بندهای ۲۴۰، ۳۴۰ و ۲۰۹ مراجعه فرمایید. فراموش نکنید که هنگام نام بردن از معظمله، حتما عنوان کامل را ذکر کنید، وگرنه به سرنوشت احمد زیدآبادی و دیگر منتقدینی که یادشان رفت بنویسند "مقام معظم رهبری" دچار خواهید شد.در ضمن، چون دسترسی به وکیل برای شما امکانپذیر نیست، حتما وصیتنامه را قبل از ارسال انتقاد خود به بیت، در حضور وکیل تنظیم کرده، قطعه پیشنهادی در بهشت زهرا را نیز اعلام کنید تا خانواده محترمتان مشکل کمتری داشته باشد. قطعه مورد نظر را حتما روی پلاک گردنآویزتان بنویسی
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

کرشمه های یک بازجوی خوب

مسيح علي نژاد
هنگامه شهیدی! شهادت دادی که بازجوی خوب و بد هر دو یکی هستند.
هنگامی که همه حجم زندان و همه هجو هواداران یک دولت پرهیاهو، هیچ است، یک پیام تلفنی کوتاه تو از اندرزگاه اوین همه چیز است. هوار درد است، هوای تازه است، حماسه حضور است و همایش همه امیدواران است که بیرون زندان نشسته اند گرد هم و یک پیام تازه رسیده از اوین را جشن می گیرند. مادرت شده است پستچی بی منت دختر مبارزش. از تو نامه می آورد برای ما و همه کسانی که بیرون از زندان نشسته ایم و نمی دانیم چه شده در آنجا که قرار بود کارخانه آدم سازی باشد و هی زندانیان ما را متحول کنند و بر ندامت نامه هایشان کاخ اعتبار خویش بسازند، ناگهان نادمان سرکشی می کنند و بساط کذایی و اعتبار ساختگی کودتاگران را برهم می ریزند. پیغام اولت اعتصاب غذا بود. گفتی آنقدر لب به غذا نمی زنی تا یا خودت را از زندان بیرون بیاورند یا جنازه ات را. حتما می دانستی برای یک مادر دلتنگ تا چه اندازه دشوار است تا کلماتی به این سردی و سختی را به امانت از دخترش تقدیم رسانه ها کند اما مادرت همان کرد که خواسته بودی. پیام دومت تلفنی بود که به شیخ اصلاحات کردی و گفتی تا آخر ایستاده ای. شیخ، شرمنده شد از این همه شقاوت شحنه های اوین و شاید ندانست که با همین پیام تو چه دلی شاد شد از همه جوانانی که نشسته اند و پوسترهای حضور در حماسه ای دیگر را برای آبان ماه طراحی می کنند. پیام سومت نامه ای بود که به آقای دکتر، یا همان کارشناس و یا همان جناب بازجو نوشتی و گفتی که کرامت انسانی ات چگونه در بازداشتگاه زیر پا گذاشته شد.

هنگامه اوین!
شهادت دادی که آقای دکتر یا همان بازجوی تو و سمیه و فریبا و دیگران، آدم بدی نبود و همین دلیلی شد که به او اعتماد کنید و از او مهر و احترام به کرامت انسانی را طلب کنید. حتما قصه معروف "بازجوی خوب" و "بازحویبد" را بیشتر و بهتر از من می دانی. سیستم اطلاعاتی و امنیتی کشور آنقدر مدرن و پیشرفته شده است طی این سالها که در این تقسیم کار، حسابی حرفه ای شده اند و می دانند "آقای دکتر" باید چه نقشی ایفا کند و در مقابل "آقای کارشناس" باید چه وظیفه ای را عهده دار باشد تا باقی پروژه "آقای بازجو"، بیرون از زندان نیز ادامه یابد. دکترها و کارشناس ها و بازجو ها تقسیم می شوند و به تناسب آن، زندانیان نیز دو شقه می شوند. جمعی را شکنجه می کنند و با جمعی دیگر کمی مهربانی می کنند. آنگاه جمعی اعتراف می کنند و جمعی دیگر یا هیچ نمی گویند و سکوت می کنند و یا به تعبیر بازجوها دوباره متولد می شوند. آنقدر در بی خبری کامل می گذارند زندانی را و آقا دکترها در بند بازجویی آنقدر مهربانی می کنند و آنقدر اطلاعات غلط به زندانی می دهند و خلا و بی خبری، آنقدر هوای زندانی را دارند تا زمانی که بازجوی بد وارد شد، زندانی با تمام وجودش آرزو می کند که آقای دکتر برگردد و کاری بکند. اما از زمانی که یادمان می آید تا خود امروز هیچ آقای دکتری نتوانست کاری بکند. اگرچه هنوز چهره هیچ کدام از آن دکترهای مهربان را فراموش نکرده ایم اما از دست هیچ کدام شان هیچ کار مثبتی بر نیامد. جزو شرح وظایفشان نبود که کاری برایمان بکنند. احمد باطبی که پیراهن خونین کوی دانشگاه، نزدیک به ده سال جوانی اش را از او گرفت هنوز هم در نوشته هایش یک بازجوی مهربان دارد به نام جواد. عباس عبدی که مغضوب و منفور و محذوف حاکمیت است در خاطرات زندانش از حسن آقا بازجو به بدی یاد نمی کند. این روزها که ژیلا بنی یعقوب هم از آقای دکتر مهربان، گلایه می کند که چه شد زیر وعده اش زده است و بهمن احمدی امویی را هنوز آزاد نکرده اند. مهسا امر آبادی هم نمی داند که چرا قول بازجو ها عملی نشد و مسعود باستانی هنوز در زندان است. ساده دل تر از همه خودم هستم که گهگاهی دلم برای آقای صادقی بازجوی مهربان وزارت اطلاعات ساری تنگ می شود و هنوز فکر می کنم او منجی من بود در برابر بازجوی بد دهن و فحاشی که کابل برق را می گذاشت کف دستم و می گفت دستت باشد که ببینی چقدر کلفت است و چقدر ممکن است درد داشته باشد. وقتی حاج آقا صادقی وارد می شد من راستی راستی باورم شده بود که حتی او هم از بد حادثه بازجو شده است ورنه ممکن نبود آدمی با آن همه سواد و مطالعات و تخصص و ادب، همکار همان خشونت طلبانی باشد که همه زندگی یک زندانی سیاسی را تا همیشه تعطیل می کنند.
هنگامه نازنین
ناز و کرشمه های سیاسی و ساختگی دکترها و بازجوها را در تمام این سالها خیلی ها باور کرده اند و در خاطرات زندان هر آنکه ورق می زنی یک شخصیت دوست داشتنی هم هست که همه از او به نیکی یاد می کنند و از قضا تا پایان داستان هرگز شخصیت داستان ما تغییر نمی کند و تا همیشه مهربان باقی می ماند. آنچه تغییر می کند ماییم که تازه در می یابیم انتهای قدرت و سقف وظیفه تعریف شده "بازجوی خوب" همین است که مهربانی کند نه آنکه تصمیم گیری کند. تصمیم نهایی را کسان دیگری می گیرند و برای همین است که همیشه در انتهای قصه هر زندانی، یک نامه گلایه آمیز می ماند روی دست رسانه ها که این دو وجه روشن دارد. اول آنکه سیستم اطلاعاتی کشور آنقدرها هم خشن نیست و چه بسا خود زندانیان نیز از نیکی بازجو ها یاد می کنند و وجه دیگر آنکه اگرچه برای جامعه پیغام آورده ایم که دستگاه امنیتی کشور انسان های رئوف و متخصص. با سواد هم دارد اما هرگز به روند طبیعی زندگی معمولی خود باز نگشته ایم و تا ابد در تناقضی هراس انگیز گرفتار آمده ایم. چون اخلاق به ما اجازه نمی دهد از بازجویی به بدی یاد کنیم که واقعا هیچ بدی و ظلمی به ما نکرد و چه بسا قرار ملاقاتی را هم با عزیزانمان تنظیم کرد یا بسته کتابی را اجازه داد که وارد زندان شود. اما چه بی اخلاق اند آنان که خوش خلقی را هم ابزاری کردند تا کرامت انسانی زندانیان را زیر پا بگذارند.

هنگامه اعتراض!
اعتراض نامه و گلایه نوشته ات اینبار پیش از آزادی و از زندان روانه رسانه ها شده است و این یعنی همان قصه کهنه بازجوهای خوب و بد در اتاق های بازجویی زندانیان سیاسی. این نامه گواه روشنی است بر این مدعا که بازجوی خوب و بد هر دو یکی هستند وقتی هر دو از یک اتاق ثابت خط می گیرند. ورنه هیچ انسان متخصص و صاحب اندیشه و عقلی حاضر نمی شود سالها نقش یک انسان خوب را بازی کند اما تحت تاثیر این نقش قرار نگیرد و مدام زیر وعده هایش بزند. پس در برابر کسانی که خوبی کردن به اختیار و اراده خودشان نیست، بلکه یک تصمیم سازمانی است که به آنها دیکته می شود، باید صبور بود و مقاوم آنچنان که تو هستی.
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

اعتقاد

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

دستبند سبز


ابراهيم نبوي
e.nabavi(at)roozonline.com
فرماندهی محترم ضداطلاعات وزارت

به دنبال لو رفتن دستورالعمل بکلی سری شورای امنیت کشور در برخورد با معترضان سبز، که موجب شد این بخشنامه در ابعاد وسیع در اینترنت منتشر شده و دشمنان از آن سوء استفاده نمایند، خواهشمند است بسرعت و بدون اتلاف وقت و بصورت پنهانی، منازل کلیه اعضای این شورا، برادران روح الملکی، سردار منظم، سردار مقدم، سردار صفویان، سردار وحیدزاده، سردار رضا و برادر خلیلی را بازدید نموده و چنانچه نشانه های نفوذ دشمن، بخصوص نفوذ تشکیلاتی عناصر باصطلاح جنبش سبز، در اعضای محترم شورا دیده شد، موارد طبق دستور به فرماندهی منعکس گردد.

دفتر مخصوص ضد اطلاعات شورای امنیت
سردار حسینی
3 آبان 1388

سردار حسینی
دفتر مخصوص ضداطلاعات

بفرموده، ماموران این واحد بطور هماهنگ و براساس ت- م منازل مربوط به اعضای محترم شورا که چند تن از آنان تحت حفاظت واحد حفاظت پرسنل سماجا بوده، و تجسس منازل مذکور با هماهنگی آنان صورت گرفت، موارد زیر مشاهده و به پیوست هفت مورد گزارش مربوطه ایفاد می گردد.

مورد اول، درباره برادر روح الملکی منزل ایشان یک باب منزل مسکونی در نیاوران بوده و در تجسس ماموران مشاهده گردید که تصویر بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم در اتاق کار برادر روح الملکی موجود، ولی یک دستگاه ماهواره در منزل مشاهده گردید. در اتاق خواب ایشان هیچ شیئی غیرمتعارف مشاهده نگردید، اما در قفسه کتابخانه منزل مقداری اسناد محرمانه مشاهده گردید که روی قفسه بطور عادی و در معرض دید بود. همچنین در جستجوی اتاق دختر برادر روح الملکی( سمیه روح الملکی) تصاویر متعدد از جبهه و جنگ مشاهده گردید، و لب تاپ وی نیز مورد بررسی یگان سایبر قرار گرفته و جز برخی موارد اخلاقی هیچ مورد سیاسی در آن ملاحظه نشد. در اتاق پسر( میثم روح الملکی) کامپیوتر مورد بررسی قرار گرفته، براساس گزارش یگان سایبر وی با مبادی مشکوک خارج از کشور مرتبط می باشد و همچنین یک فقره دستبند سبز در کمد و چند تصویر تظاهرات اغتشاشات اخیر در کامپیوتر وی کشف گردید که حاکی از حضور وی در اغتشاشات می باشد. مشخصات وی به پیوست ایفاد می گردد، ولی سند مربوطه در هیچ جای منزل کشف نشد.

مورد دوم، درباره سردار منظم منزل وی در منطقه مسکونی کارکنان ناجا تحت حفاظت ناجا بوده، با همکاری برادران مربوطه تجسس بعمل آمده، هیچ مدرک و سند طبقه بندی شده کشف نشد. در بازرسی اتاق خواب و دستشویی و توالت و حمام و مهمانخانه هیچ شیئی مشکوکی ملاحظه نشد، اما در بازرسی کشوی میز اتاق دختر سردار منظم، 22 ساله، دانشجوی دانشگاه آزاد، یک فقره دستبند سبز، همراه با یک قرقره بزرگ روبان سبز رویت و از آن عکاس شد. همچنین دختر مذکور دارای لب تاپ بوده و یگان سایبر این واحد مقالات وی را در یک مورد وبلاگ با اسم مستعار کشف نموده و مشخصات وبلاگ و تصاویر نوشته های آن به پیوست ارسال می گردد. سردار منظم دارای سه فرزند ارشد بوده که مستقلا زندگی می نمایند.

مورد سوم، درباره سردار محمود مقدم، منزل مسکونی وی در جماران بوده که طبق بررسی ماموران در آن هیچ نشانه ای دال بر زندگی سردار مقدم مشاهده نشد، و گویا ایشان در منزل دیگری با همسر دوم زندگی می نماید. در بازرسی این محل، که همسر اول و یک پسر و یک دختر زندگی می نمایند، هیچ سند و مدرک خاصی از سردار مقدم مکشوف نشد، اما در دو دستگاه کامپیوتر جستجو به عمل آمده و اطلاعات از کلیه عناصر ضدانقلاب و اغتشاشگران دیده شده و در اتاق همسر( خواهر ملیحه رازدار) دستبند سبز و مقداری البسه سبزرنگ و در اتاق پسر( رضا) پرچم سبز رنگ و چند تراکت و پوستر دست نویس مشاهده و عکاسی گردیده و تصویر آن ایفاد می گردد.

مورد چهارم، منزل سردار صفویان با همکاری یگان حفاظت نزاجا مورد بررسی قرار گرفته و در اتاق کار وی مقادیر معتنابهی اسناد و مدارک طبقه بندی شده و متن بخشنامه مورد جستجو و دست نویس بخشنامه در یک پرونده رویت گردید. این اتاق کار هیچ قفل و کلیدی نداشته و کتابخانه نیز در آن قرار داشته که تصاویر مقام معظم رهبری و بنیانگذار جمهوری اسلامی و تصویر دکتر احمدی نژاد مقام محترم ریاست جمهوری در کنار سردار بر دیوار اتاق قرار داشت. در اتاق خواب و سایر اتاق های منزل و حمام و دستشویی و انبار و مهمانخانه هیچ شیئی مشکوکی ملاحظه نگردید. در اتاق دو دختر خانه( رضوان و زینب) کامپیوتر و کلیه تجهیزات آن بوده و یگان سایبر هیچ چیز مشکوک اخلاقی یا سیاسی در آن مشاهده ننمود. اتاق پسر خانواده نیز بازرسی و به نظر می رسد که پسر سردار صفویان که در اتاق وی هیچ چیز مشکوکی نبود، توسط اعضای منزل پاکسازی شده، و هیچ شیئی مشکوکی در آن ملاحظه نگردید. اما کاشف به عمل آمد( مستند به نامه سردار صفویان به ریاست زندان اوین) که پسر وی محمد صفویان از تاریخ 30 خرداد که از منزل خارج شده به منزل مراجعت نکرده و براساس بررسی های انجام گرفته، وی در زندان اوین می باشد که مراتب جهت اطلاع با استعلام این دفتر از اوین که بصورت طبقه بندی شده انجام گرفت، به استحضار می رسد.

مورد پنجم، منزل سردار وحیدزاده نیز تحت حفاظت بوده، با هماهنگی حفاسماجا که در بادی امر با مخالفت واحد مربوطه مواجه و پس از هماهنگی با بیت مقام معظم رهبری موافقت صورت گرفت، منزل سردار وحیدزاده مورد بررسی و جستجو قرار گرفته، وی دارای چهار فرزند می باشد که هر چهار نفر مستقل از خانواده( پسر بزرگ در روسیه، پسر دوم در لبنان و دو دختر وی ازدواج کرده و مستقل و ساکن ایران می باشند.) در بازدید منزل، هیچ تصویری از مقامات ملاحظه نگردید. در اتاق کار سردار بطور کلی اسناد طبقه بندی شده بسیاری قرار داشته و در یک دستگاه کامپیوتر نیز اسناد متعدد قرار داشته، و برخی از اسناد اسکن شده و تصویر آن در یک فایل جداگانه نگهداری می گردید. در کشوی میز کار سردار چهار گذرنامه با اسامی مختلف مستعار رویت شد و تصاویر آن ارسال می گردد. براثر تلاش برادران یگان سایبر ای میل غیر معمول( با اسم هدی 2006) ایشان گشوده و چند نامه که حاکی از سفر وی به امارات همراه با همسر( خواهر زرین تاج ملکوتی) و اخذ ویزای آمریکا و سفر به آنجا برای اقامت می باشد، کشف گردید که از سوی برادر نامبرده که سی سال است مقیم آمریکا و تاجر می باشد کلیه امور انجام گرفته است. در کامپیوتر مذکور بخشنامه لو رفته نیز وجود داشت ولی به نظر نمی رسد برای جایی ارسال شده باشد. در سایر نقاط منزل سردار وحیدزاده که خالی شده و به نظر می آمد، در حال اسباب کشی می باشند، هیچ شیئی مشکوکی ملاحظه نشد. در اتاق خواب سردار، در قسمت البسه زنانه در کشوی سوم دراور یک دستبند سبز کشف گردید که به نظر می رسد مستعمل می باشد.

مورد ششم، منزل سردار احمد علی رضا که تحت حفاظت نهاجا می باشد، مورد بررسی قرار گرفته و در آن تصاویر سردار رضا با میر حسین موسوی در موارد متعدد و یک پوستر اهداشده امام با امضای ایشان روی میز ملاحظه گردید. در اتاق خواب نیز یک قرقره روبان سبز و چند دستبند سبز و روسری سبز و شال سبز ملاحظه گردید. در اتاق پسر خانه، محمد رضا نیز تصاویر متعدد از اغتشاشات و رهبران آن و دادگاه آشوبگران در کامپیوتر و در کشوی میز موجود بوده، تصاویر متعدد نشان می دهد در اغتشاشات مختلف حضور داشته و از قبل از انتخابات در ستاد موسوی فعال بوده است. در اتاق دختر خانواده خواهر لیلا رضا نیز پوستر شجریان و فیلمهای سینمایی و محسن نامجو و سایر عناصر ضدانقلاب رویت گردید و انواع دستبند و لباس سبز در اتاق پسر و دختر خانواده به دست آمد. در خانه سردار رضا هیچ سند و مدرک شغلی مربوط به سردار و اسناد طبقه بندی شده وجود نداشت.

مورد هفتم، در جستجوی منزل برادر خلیلی دبیر شورا، در اتاق کار تصاویر مختلف از برادر خلیلی و رهبری و ریاست محترم جمهور رویت و هیچ نشانه ای که دلالت بر حضور ضدانقلاب در اتاق کار و اتاق های دیگر خانه و کلیه اماکن کشف نشد، در اتاق پنج فرزند وی نیز هیچ مدرک و سندی کشف نگردید و اعضای خانواده ابوابجمعی بسیج دانش آموزی و دانشجویی( یک پسر به نام میثم) می باشد. در کشوی میز مقادیر معتنابهی دلار و یورو به مقدار 32450 دلار و 28600 یورو و مقداری دینار کشف و بطور کلی اشیاء خارجی در جامه دان ملاحظه گردید. همسر وی نیز معاون وزیر بوده و طلبه بوده و کلاس قرآن نیز دایر می نماید. اما خواهر همسرش براساس اسناد مختلف و چند نامه از روز پنجم تیرماه دستگیر شده و گویا پس از آزادی به ترکیه رفته و بازنگشته است. تصاویر متعدد از خواهر همسر دکتر روح انگیز امامی، همسر مورد اشاره، به نام طلعت امامی با دستبند سبز و بدون حجاب در ترکیه در کامپیوتر ملاحظه گردید که یک نسخه از آنها ارسال می گردد.

کلیه موارد بصورت نامحسوس بررسی شده و احتیاط لازم به عمل آمد و صورت جلسه بازرسی بصورت جداگانه و اسناد و مدارک مکشوفه در یک سی دی ارسال می گردد.
با آرزوی پیروزی اسلام بر کفر و نفاق
محمد قلیزاده
فرماندهی ضداطلاعات واجا
هفتم آبان ماه 1388

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

عوامل کودتا و سرکوب تشویق شدند

با گرفتن شغل های تازه از سوی رهبر
عوامل کودتا و سرکوب تشویق شدند
بهرام رفیعی

دو هفته پس از تایید تحولات ساختاری سپاه پاسداران توسط آیت الله خامنه ای و پس از اظهارات محمد علی جعفری درباره لزوم فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی در ساختار جدید این نهاد نظامی، خبر انتصاب غلامحسین رمضانی به عنوان فرمانده حفاظت و امنیت سپاه پاسداران قطعی شد.
بصیرت ارگان اینترنتی دفتر سیاسی سپاه دراین باره نوشت:" پس از جابجایی حجه الاسلام طائب از نیروی مقاومت بسیج به اطلاعات سپاه و جانشینی سردار نقدی در بسیج، تغییرات دیگری نیز در سطوح فرماندهان سپاه در حال انجام است و در ادامه این تغییرات حجه الاسلام غلامحسین رمضانی به جای سردار نجات به عنوان فرمانده حفاظت و امنیت سپاه منصوب خواهد شد."
این درحالی است که به نوشته بصیرت، حسین نجات نیز که پیش از این علاوه بر سمت معاونت حفاظت و امنیت سپاه، فرماندهی سپاه "ولی امر" (نیروهای ویژه حفاظت از رهبری) را برعهده داشت در این جابجایی به عنوان معاون امنیت داخلی به شورای عالی امنیت ملی منتقل می شود.
انتصاب غلامحسین رمضانی به سمت معاونت حفاظت و امنیت اطلاعات سپاه در حالی است که او پیش از این نیز سمت های امنیتی از این دست از قبیل ریاست سازمان حفاظت اطلاعات ناجا، معاونت اطلاعات ناجا، ریاست سازمان حفاظت اطلاعات سپاه و معاونت اطلاعات سپاه در دوره های مختلف را برعهده داشته است.
خبر جابجایی مدیران امنیتی در سپاه پاسداران در حالی منتشر می شود که محمد علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران دو هفته پیش، پس از اعلام تایید تحولات ساختاری سپاه و تغییر جابجایی فرماندهان ارشد این نهاد نظامی ازسوی آیت الله خامنه ای، از بیشتر شدن فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی سپاه خبر داده بود.
فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به اینکه این تحولات مورد نظر و رضایت آیت الله خامنه ای است، گفته بود: "مقام رهبري تعابير مختلفي در رابطه با سپاه داشته و دارند. نكته مهم اين است كه ما بتوانيم نيروي عظيم بسيج را در هر مقطعي متناسب با نياز نظام به كار گيريم. تغيير ماهيت تهديدات و تغيير اولويت‌هاي ماموريتي و نيز تغيير جنس تهديدات حتما بايد اثر خود را در ساختار سازمان و ماموريت‌ها بگذارد. امروز دوران جنگ نرم است و ما بايد بتوانيم در راستاي مقابله با تهديدات نرم ماموريت‌هاي خود را انجام دهيم كه اين نياز به تغييرات سازماني و ساختاري دارد و تغييراتي كه در يكي، دو سال اخير صورت گرفته نيز بر همين اساس بوده است."
محمد علی جعفری همچنین درباره انتصاب حسین طائب به سمت معاونت اطلاعات سپاه گفته بود:"ضرورت حضور آقاي طائب در معاونت اطلاعات سپاه موجب شد كه به اين تصميم برسيم كه ايشان ماموريت معاونت اطلاعات سپاه را به عهده بگيرد. اين معاونت جايگاه بسيار مهمي را داراست؛ چراكه نظام امروز انتظارات زيادي در زمينه كارهاي اطلاعاتي از سپاه دارد." جمله ای که به خودی خود معنائی ندارد جز این که نشان می دهد آیت الله خامنه ای مانند همه سال های گذشته فرماندهان رده بالای نیروهای نظامی را به طور متوسط هر شانزده ماه یک بار تغییر می دهد. این تغییرات گاهی فقط برای آن که است که فردی درفرماندهی ریشه نگیرد.

تایید رویکرد امنیتی سپاه
انتصاب غلامحسین رمضانی به سمت معاونت حفاظت و امنیت سپاه پاسداران و پیوستن او به دیگر فرماندهان امنیتی این نهاد نظامی، همچون حسین طائب و محمدرضا نقدی در حالی است که پیش از این سازمان دیده بان حقوق بشر در نامه ای به رییس قوه قضاییه این دو نفر را از عوامل اصلی سرکوب اعتراضات مردمی پس از کودتای انتخاباتی و بازداشت های گسترده فعالان سیاسی دانسته و خواستار تشکیل کمیته ای حقیقت یاب برای مشخص شدن نقش حسین طائب و غلامحسین رمضانی در کنار اسماعیل احمدی مقدم و سعید مرتضوی در حوادث کشورشده بود.
اما این درخواست دیده بان حقوق بشر درحالی از سوی مسولان نظام جمهوری اسلامی با ارتقای این افراد نادیده گرفته شد که پیش از اعلام رسمی تغییرات اخیر فرماندهان امنیتی در سپاه پاسداران، برخی از کارشناسان نیز اعلام کرده بودندحسین طائب با قرار گرفتن در ریاست سازمان اطلاعات سپاه در کنار غلامحسین رمضانی درمعاونت حفاظت و امنیت این نیرو، مدیریت دستگاه رو به گسترش اطلاعاتی ـ امنیتی سپاه پاسداران را شکل خواهند داد.چرا که به گفته این کارشناسان، رمضانی نیز علاوه بر نزدیکی فکری و کاری با طائب و علاوه بر داشتن نقش موثر در کودتای انتخاباتی اخیر و بازداشت های گسترده پس از انتخابات، در سال های ریاست جمهوری محمد خاتمی نیز همانند طائب از سوی خامنه ای در یک پست امنیتی (معاون حفاظت و اطلاعات نیروی انتظامی) گماشته شده بوده که نقش پررنگی در اطلاعات موازی و در بازداشت ها و مقابله با اصلاح طلبان بازی کرد.
انتصاب چهره هایی همچون حسین طائب، محمدرضا نقدی و غلامحسین رمضانی به رده های بالای امنیتی و قرار گرفتن آنها در راس هرم فرماندهی سپاه پاسداران و آغاز مرحله دوم تغییر رویکرد و تحول ساختار سپاه در شرایطی روی می دهد که این تغییرات، به ویژه در رویکرد سپاه پاسداران از فعالیت های نظامی به امنیتی از دوسال پیش و از زمان انتصاب محمد علی جعفری به فرماندهی کل سپاه پاسداران آغاز شده است.
پیش از این در مرحله اول تحولات ساختاری سپاه پاسداران، تعداد زیادی از فرماندهان سپاه برکنار ویا جابجا شدند، همچنین در کنار این مساله، سپاه های استانی در کشور ایجاد شد و در ادامه نیز فرماندهی نیروهای مقاومت بسیج بصورت کامل در اختیار فرماندهی کل سپاه پاسداران قرار گرفت.
در این مرحله ابتدا 29 سپاه استانی برای 29 استان کشور و دو سپاه ویژه برای شهر تهران و استان تهران با هدف مقابله با "تهديدهای درون مرزی و برون مرزی عليه کشور" تشکیل و در ادامه لشکرهای مختلف سپاه پاسداران در میان این سپاه های استانی ادغام شده بودند.

رضایت رهبری
پیش بینی در مورد تغییر نقش سپاه که هم اکنون با انتصاب این افراد در معاونت های اطلاعاتی و امنیتی سپاه به حقیقت بدل شده در حالی است که حتی برخی منابع خبری در ایران از تشکیل رسمی "سازمان اطلاعات سپاه " به جای معاونت اطلاعات این نهاد نظامی خبر داده اند.
در همین باره پس از اعلام تصویب تحولات ساختاری سپاه از سوی آیت الله خامنه ای و تغییر فرماندهان این نهاد نظامی و همزمان با انتصابات جدید و تشریح علت واگذاری پست های معاونت اطلاعات سپاه به حسین طائب و قرار گرفتن او در کنار غلامحسین رمضانی، در هفته های اخیر خبرگزاری دولتی ایرنا و همچنین وبسایت خبری الف (تحت مدیریت احمد توکلی) اعلام کرده بودند که بزودی معاونت اطلاعات سپاه به "سازمان اطلاعات" تبدیل خواهد شد.
خبرگزاری رسمی دولت ایرنا در گزارش مفصلی در مورد دلیل انتخاب حسین طائب به عنوان ریاست "سازمان اطلاعات سپاه" به تجربیات وی اشاره کرده و نوشته بود: "با توجه به تمرکز دشمن بر جنگ نرم و ضرورت تقویت نهادهای اطلاعاتی ـ امنیتی در مواجهه با این مسئله، می توان در یافت که ارتقاء معاونت اطلاعات سپاه به سازمان اطلاعات و آشنایی طائب با انواع جنگ نرم و فعالیت اطلاعاتی... مأموریت های متناسب با این مسئله را برای این سازمان تعریف خواهد کرد".
این درحالی بود که آیت الله خامنه ای نیز در حکم تودیع حجت الاسلام طائب که در یک سال گذشته فرماندهی بسیج را بر عهده داشت و نیروهای تحت امرش در سرکوب معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در چهارماه اخیر نقش اصلی را داشتند به خاطر "تلاش های مخلصانه" اش از وی تشکر کرده بود.
همچنین پیش از این نماینده آیت الله خامنه ای در سپاه پاسداران نیز با تایید و تشکر دخالت این نهاد نظامی در برخورد و سرکوب اعتراضات پس از انتخابات آن را "ابهت بسیج و سپاه" خوانده و رسما تایید کرده بود که سپاه پاسداران فعالیت های اطلاعاتی موازی انجام می دهد.
علی سعیدی در هفته اول مردادماه و پس از سرکوب و کشتار مردم معترض به کودتای انتخاباتی و بازداشت های گسترده فعالان سیاسی و روزنامه نگاران در باره فعالیت های اطلاعاتی سپاه و بسیج و در پاسخ به اینکه با وجود وزارت اطلاعات، آیا این فعالیت ها موازی کاری نیست گفته بود: "البته اين فعاليت سازمان سپاه يك كار موازي لازم است، كه با هماهنگي طرفين و دستگاه‌هاي بالادستي صورت مي‌گيرد و به هيچ عنوان كار موازي مضر نيست."
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

13 آبان را سبزترین روز سال کنیم


حامد ایرانی

میرحسین موسوی در بیانیه شماره 14 خود از مردم دعوت کرد با حضور در راهپیمایی 13 آبان، آن را تبدیل به سبز ترین روز سال نمایند؛ در همین حال اخبار رسیده حکایت از صدور بیانیه مهدی کروبی در ارتباط با دعوت از مردم برای حضور در راهپیمایی این روز دارد.
با نزدیک شدن به روز 13 آبان چهره ها و گروههای مختلف سیاسی و مذهبی با دعوت از مردم سعی می کنند تا این روز را به میدانی برای قدرت نمایی و به رخ کشیدن میزان قدرت خود در مقابل جریان رقیب تبدیل کنند. به این ترتیب طرفداران و رهبران جنبش سبز سعی دارند با همه توان در خیابانهای شهر تهران حضور یابند و در جبهه مقابل نیز حامیان دولت کودتا با انواع و اقسام تهدیدها و به کارگیری همه راهها می کوشند از یک سومانع حضور مخالفان خود در خیابان هاشوند و از سوی دیگر با لشکرکشی طرفدارانشان، قدرت نمایی کنند.

راه سبز؛ یک مسیر عقلانی
در همین راستا مهندس میرحسین موسوی در بیاینه شماره 14 خود که صبح دیروز منتشر شد ضمن اشاره به وقایعی که در روز 13 آبان اتفاق افتاده است، نوشت: "آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم."
موسوی در ادامه این بیانیه از انتظار جامعه برای رسیدن به پیروزی سخن می گوید و اشاره می کند: "این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند." و سئوال می کند: "آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟" و خود در جواب می گوید "آری".
وی بار دیگر به تببین نظریه پیشنهادی اش که "راه سبز امید" است می پردازد و می گوید: "راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند."
در ادامه این نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به نقد عملکرد دولت در مذاکرات اخیر هسته ای می پردازد و می نویسد: "دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌ گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است" و نتیجه گیری می کند: "چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود ـ بلکه به امید خدا بسیار زود ـ مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند."
موسوی در ادامه بیانیه اش به تشریح دیدگاههای خود در خصوص رعایت قانون اساسی و لزوم پرهیز از تندروی می پردازد و در پایان با اشاره به 13 آبان می نویسد: "سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم."

دعوت به راهپیمایی سکوت
مهدی کروبی نیز روز گذشته اعلام کرد که در 13 آبان از دانشگاه امیرکبیر به سمت سفارت سابق ایالات متحده راهپیمایی سکوت خواهد کرد.
براساس خبری که سایت میزان نیوز منتشر کرده است کروبی در بیانیه ای که در روزهای آینده منتشر خواهد کرد، ضمن دعوت از مردم از آنها خواهد خواست تا "برای پرهیز از تشنج و جلوگیری از سوء استفاده نهادهای حکومتی در سکوت راهپیمایی نمایند".
کروبی پیش از این نیز در پیام تصویری اش از مردم دعوت کرده بود تا در مراسم عمومی مانند راهپیمایی 22 بهمن، عزاداری های ماه محرم و گردهمایی ها به صورت جدی حضور داشته باشند و حضور خود را نشان دهند.
درهفته گذشته مجمع روحانیون مبارز که ریاست شورای مرکزی آن را سیدمحمد خاتمی بر عهده دارد نیز در بیانیه ای از مردم دعوت کرد تا در مراسم 13 آبان بصورت گسترده و مسالمت آمیز حضور یابند.این مجمع ضمن تاکید بر آزادی‌های مصرح در قانون اساسی همچون آزادی بیان و آزادی اجتماعات "از همه مردم شریف ایران که همواره از خود رفتار مدنی نشان داده اند" خواسته است که "در این موقعیت حساس حتی اگر مورد خشونت خشونت گران قرار گیرند خویشتن داری را از دست ندهند."
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض به صدور احکام متعدد زندان برای اصلاح طلبان در بند و همچنین برخوردها و هتک حرمت های صورت گرفته نسبت به مهدی کروبی و علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات در آستانه 13 آبان از مردم دعوت کرد تا این روز را که آفرینندگانش در سال 58 امروز پشت میله های زندان گرفتار هستند، گرامی بدارند.
درهفته گذشته نیز مجمع روحانیون مبارز که ریاست شورای مرکزی آن را سیدمحمد خاتمی بر عهده دار نیز در بیانیه ای از مردم دعوت نمود تا در مراسم 13 آبان بصورت گسترده و مسالمت آمیز حضور یابند.
این مجمع ضمن تاکید بر آزادی‌های مصرح در قانون اساسی همچون آزادی بیان و آزادی اجتماعات "از همه مردم شریف ایران که همواره از خود رفتار مدنی نشان داده اند" خواست که "در این موقعیت حساس حتی اگر مورد خشونت خشونت گران قرار گیرند خویشتن داری را از دست ندهند."

تهدیدها علیه جنبش سبز
این دعوت ها اما تهدیداتی را نیز به همراه داشته است که از جمله می توان به تهدید سردار محمد صالح جوكار، رييس بسيج دانش آموزي اشاره کرد که با اشاره به اینکه "سه ميليون دانش‌آموز بسيجي در مراسم مبارزه با استكبار جهاني در راهپيمايي مقابل لانه جاسوسي حضوري سازمان يافته خواهند داشت" در مورد "جنگ رواني كه در خصوص اين روز(13 آبان) از سوي دشمنان نظام به راه افتاده" گفته بود: "عده‌اي فريب خورده مي‌خواهند از اين فضاها سوء استفاده كنند و دشمن سعي دارد در جنبش‌هاي انقلابي انحراف ايجاد كند، اما مردم با بصيرت و هوشياري كه دارند اين توطئه‌ها را خنثي خواهند كرد. دانش‌اموزان پتانسيل بالايي دارند و مي‌توانند مقابل هر جرياني كه بخواهد عليه انقلاب توطئه كند بايستند."
سردارعلي فضلي، فرمانده سپاه سيد‌الشهداي استان تهران هم با اشاره به راهپیمایی روز 13 آبان در اظهاراتي صريح گفته بود: "كانون فتنه اعلام كرده در روز 13 آبان شيطنت‌هايي را خواهد داشت، در اين زمينه بايد هوشيار باشيم و غفلت نكنيم."
وی همچنین تلویحا از همه نیروهای بسیجی و سپاهی خواسته بود برای این روز و برخورد با به گفته او "عوامل فتنه" آماده باشند و افزوده بود: "البته امروز چهره نفاق براي همگان روشن شده است، اما اگر مراقب نباشيم در آينده مشكلات جدي‌تري را خواهيم داشت".
همزمان معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد نیز هفته گذشته در بخشنامه ای، تمامی رسانه ها رااز انعکاس مطالبی که حاوی دعوت معترضان یا تحلیل های آنان در خصوص روز 13 آبان باشد منع کرد.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

پدرم امیدی به ادامه زندگی ندارد

وضعیت دردناک سیامک پورزند از زبان دخترش
پدرم امیدی به ادامه زندگی ندارد
فرشته قاضي

سیامک پورزند، روزنامه نگار و فعال فرهنگی که روز پنج شنبه 30 مهرماه به دلیل وخامت وضع جسمی و روحی به بیمارستان ایران مهر منتقل شده بود، از بیمارستان مرخص شده است اما لیلی پورزند به "روز" می گوید که "ترخیص پدرش از بیمارستان نه به دلیل بهبودی حال، او بلکه به اين معناست که کار بيشتری نمی‌توان انجام داد". او از هفت سال پیش اسیر دستگاه های مافیائی امنیتی است که گاهی به دلیل وخامت سلامتش وی را به خانه می فرستند و باز دستگیرش می کنند. اینک چند سالی است که دیگر چیزی از وی باقی نگذاشته اند که نگرانش باشند اما باز هم اجازه سفر به وی نمی دهند.
لیلی پورزند که حقوقدان و مقیم کانادا است در گفتگو با "روز" از وضعیت جسمی و روحی پدرش و همچنین آخرین وضعیت پرونده این روزنامه نگار سخن گفته است.
او می گوید که "آقای پورزند دچار افسردگی شدید شده و در وضعیت روحی بسیار بد و خطرناکی به سر می برد و تلاش خانواده و پزشکان نتوانسته است کوچکترین امیدی به زندگی و ادامه مبارزه برای ادامه حیات در او ایجاد کند".
به گفته لیلی پورزند، پدرش دچار بیماریهای قلبی، فشار خون، کلیه، پروستات، گردش خون و لختگی شدید خون در قسمت پاها و تحتانی بدن است که نتیجه شکنجه های زندان است.
او می گوید: "در بازداشتگاه خاتم، آقای پورزند را به طور مداوم و بیش از 12 ساعت در روز سرپا نگه میداشتند بدون اینکه اجازه دهند جایی تکیه دهد و از همان موقع دچار لخته شدن خون در قسمت تحتانی بدن شده است و این خطر به طور جدی وجود دارد که این لختگی خون در قسمت های دیگر بدن او نیز ایجاد شود".
سیامک پورزند که متولد 1310 است 7 سال پیش در 72 سالگی در خیابان ربوده شد و پس از ماهها حبس در مکان هايی نامعلوم و استفاده از شيوه های غيرانسانی و اعمال فشار و ارعاب برای اعتراف گيری در جهت اجرای يک سناريوی از پيش تعيين به يک شوی تلويزيونی کشانيده شد.
لیلی پورزند در این زمینه توضیح میدهد: "پدرم در 72 سالگی در خیابان ناپدید شد و یک سال و نیم در شکنجه گاهها و زندان های مخفی رژیم، تحت شکنجه های جسمی و روحی شدید بود. تا امروز توانسته ایم سه مورد از بازداشتگاههایی راکه پدرم در آنها زندانی بوده از طریق زندانیانی که آزاد شده اند، شناسایی کنیم اما هنوز موفق به شناسایی دو بازداشتگاه دیگر که به صورت منازل شخصی و ویلایی بوده، نشده ایم".
به گفته خانم پورزند، نتیجه شکنجه های جسمی و روحی پدرش، فیلم اعترافاتی بود که همگان شاهد پخش آن بودند.
وی با بیان اینکه آقای پورزند را به دلیل فشارهای بین المللی در خیابان رها کرده بودند توضیح میدهد: "یکی از پیش شرط های اتحادیه اروپا برای مذاکره باایران، آزادی پدرم بود و به همین دلیل او را در خیابان رها و بعد از انجام مذاکرات، مجددا او را به اداره اماکن احضار و دو روز بعد بازداشت کردند".
این حقوقدان درباره شرایط پدرش در این سه ماهه می گوید: "پدر من بسیار آدم تمیزی بود و همگان میدانستند که وسواس عجیبی نسبت به تمیزی دارد اما بعد از رها کردنش در خیابان، از 85 کیلو به 45 کیلو رسیده بود و حمام نمیکرد و حتی ادرار و مدفوعش را فراموش میکرد و ساعت ها می نشست و با غذاهای ساده ای مثل تخم مرغ حرف میزد اما غذا نمیخورد و همه اینها اثرات شکنجه هایی بود که در طی یک سال و نیم بر او وارد شده بود."
در اداره اماکن از آقای پورزند خواسته بودند که سناریوی یک فیلم را نوشته و کارگردانی کند اما این روزنامه نگار حاضر به انجام اینکار نشده بود. لیلی پورزند در این زمینه می گوید: "دو روز بعد از این احضار وقتی دیدند پدرم به هیچ عنوان حاضر به همکاری نیست او را در منزل عمه ام بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند. او ابتدا در بند امنیتی بود و سپس به بند عمومی منتقل شد و این زندان با عارضه های مختلف جسمی و روحی همراه شد. چون از یک سو ما خارج از ایران بودیم و نمی توانستیم به ملاقات ایشان برویم و از سوی دیگر ایشان اجازه تلفن نداشتند و در حقیقت بند عمومی نیز برای ایشان با سلول انفرادی هیچ فرقی نداشت".
به گفته خانم پورزند، این فعال فرهنگی در حالت کما و بیهوشی از زندان اوین به بیمارستان منتقل و پس از جراحی 12 ساعته در ستون فقراتش مرخص و به منزل خود منتقل می شود.
دختر سیامک پورزند می گوید: "متاسفانه واژه خانه برای ما مفهومی جز زندان ندارد و نمیدانیم پدرم بر مبنای چه حکمی در خارج از زندان به سر می برد چون دادگاه تجدید نظر حکم 11 سال زندان را برای ایشان تایید کرده و اکنون که 8 سال از این حکم سپری شده است، طبق قوانین جمهوری اسلامی می بایست اگر شامل عفوهای عمومی نمی شود، شامل عفو خصوصی شود. چون بر مبنای قوانین جمهوری اسلامی وقتی سن فرد زندانی زیاد است و از سویی رفتار مناسبی در زندان از خود نشان داده و دو سوم حکم اش را هم گذرانده از سوی رهبر مورد عفو قرار بگیرد. پدر من سال گذشته چندین بار تقاضای عفو کرد، اما تاکنون هیچ جوابی به او نداده اند."

ادامه فشارها و ارعاب
سیامک پورزند به طور مداوم از سوی بازجوی سابق خود مورد آزار قرار می گیرد به طوریکه هر از چند گاهی این بازجو در منزل او حضور می یابد و به بازرسی منزل این روزنامه نگار می پردازد.
دختر این روزنامه نگار می گوید: "به بهانه های مختلف طی این مدت باعث ایجاد استرس در پدرم شده اند و چندین بار مزاحم او شده اند و منزل شخصی او را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده اند. وقتی هم که ایشان به این موضوع اعتراض کرده و گفته که در خانه 56 متری من دنبال چه چیزی میگردید پاسخ داده اند «دنبال کامپوتری هستیم که مخفی کرده ای». این در حالیست که پدر من حتی بلد نیست کامپیوتر را روشن کند. از سوی دیگر در چند ماهه اخیر چندین بار ملاقات هایی در منزل با پدرم انجام شده که ما نمیدانیم در آنها چه گدشته است اما قطعا بی ربط با وضعیت فعلی روحی پدرم نیست".
خانم پورزند با بیان اینکه "پدرم را رها نمی کنند"، می افزاید: "پدرم همیشه ویزیت ها و مدارک پزشکی خود را به زندان اوین ارسال میکرد. مدتی با ایشان تماس گرفته نشد و ایشان نیز ارسال مدارک پزشکی اش را متوقف کرد اما به یکباره بازجوی ایشان که یکی از کسانی بود که پدرم را تحت شکنجه قرار داده بود به منزلش رفته و او را تهدید کرده بود که ما این مساله را اعلام کردیم و گفتند که فقط یک دیدار دوستانه بوده است و بعد از آن باز به این شیوه ها ادامه دادند".
امان نامه
مهرانگیز کار، همسر سیامک پورزند و بنفشه و آزاده، دو دختر این روزنامه نگار مقیم امریکا هستند و لیلی پورزند، دختر دیگر آقای پورزند نیز مقیم کانادا است. این روزنامه نگار و فعال فرهنگی که ممنوع الخروج است، حاضر به ترک ایران به صورت قاچاقی نیست. لیلی پورزند می گوید: "ما خیلی تلاش کردیم از طریق ارسال پرونده های پزشکی پدرم به سازمان های بین المللی بتوانیم رژیم جمهوری اسلامی را قانع کنیم تا اجازه خروج پدرم از کشور را بدهند و ایشان نزد خانواده بیایند اما تاکنون این تلاش ها نتیجه ای نداشته است".
از خانم پورزند می پرسم که چرا شما به ایران نمی روید تا در کنار پدر بیمارتان باشید؟ این حقوقدان پاسخ میدهد: "چه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی و چه در 4 سال گذشته ما بارها به صورت مستقیم و غیر مستقیم به ارگان ها و افراد مختلف نامه نوشته و خواستیم که حتی شده به صورت لفظی به ما امان نامه بدهند تا پیش پدرمان برویم و از ایشان پرستاری کنیم. حتی مادرم شخصا به محمود احمدی نژاد نامه نوشت و این درخواست را کرد اما تاکنون هیچ جوابی به ما نداده اند؛ برگشتن هر یک از ما به ایران هم مصادف با رفتن به ناکجا آباد است و خانواده ما واقعا توان ضربه ای دیگر را ندارد از طرفی مادرم زندان رفت و دچار سرطان شد، از آن سو پدرم را به این وضع دچار کرده اند".
وی در همین ارتباط به سفر آزاده، دختر کوچک آقای پورزند به ایران اشاره می کند و می گوید: "آزاده وقتی از ایران خارج شد فقط 16 سال داشت و هیچ وقت وارد مسائل سیاسی و حقوق بشری نشده و فقط مشغول تحصیل بود. وقتی پدر را از زندان و بیمارستان به منزل منتقل کردند او به ایران رفت تا در کنار پدر باشد البته همان موقع نیز که آقای خاتمی، رئیس جمهور بودند ما از طریق برخی رایزنی ها توانستیم به قولی برای آزاده امان نامه بگیریم و به ما گفته بودند که فقط با این شرط اجازه ورود آزاده را میدهند که ظرف ده روز ایران را ترک کند و آزاده نیز به ایران رفت اما متاسفانه او را که 19 سال بیشتر نداشت تحت بازجویی و آزار قرار داده بودند؛ جالب این است که ما در خارج از کشور، خیلی با مفهوم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آشنا نبودیم اما آزاده را در حراست این کانون ساعت ها تحت بازجویی های خصوصی قرار داده بودند و آزاده می گفت امیدی به بازگشت نداشته است".
لیلی پورزند با بیان اینکه خانواده پورزند در شرایط بسیار بدی به سر می برند می افزاید: "پدرم در ایران در تنهایی مطلق به سر می برد.او فقط یک خواهر داشت که ایشان نیز فوت کردند و متاسفانه فامیل نزدیک در ایران نداریم و فقط همراهی های مردم و پزشکان پدرم است که ایشان را سرپا نگه داشته است".

اجازه خروج با هر شرطی
خانم پورزند که به طور مداوم با پزشکان معالج پدرش در تماس است می گوید: "قرار است پرونده جدید پزشکی و مدارک جدید پزشکی پدرم را برای ما بفرستند تا بتوانیم از طریق سازمان های بین المللی اقدام کنیم".
وی تاکید می کند که آقای پورزند "به هیچ عنوان حاضر به ترک ایران به صورت قاچاقی نیست".
لیلی پورزند می گوید: "پدرم سالهاست که فعالیت های معمول اجتماعی خویش را کنار گذاشته و همه درها را به روی خود بسته است به این خاطر که بتواند صدای فرزندانش را بشنود و در کنارهمسر و فرزندانش باشد اما دستگاههای قضایی و امنیتی تاکنون چنین اجازه ای نداده اند. ما حاضریم هر شرطی که می گویند را بپذیریم تا پدرمان را تحویل بگیریم".
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

طراحی شده توسط ندای ایران زمین