آخرین خبرها

چشم حریص به صندوق همسایه

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

خواهر عراقی ام !

وقتی انگشتان جوهری ات را برای عکاسان بالا بردی، دنیا دید که در پس لبخند تلخ و ملس تو، تناقض آشکار هراس و امید است که جلوه گری می کند. ما دختران خاورمیانه عادت داریم به دلهره هایی که در یک تاریخ تاریک برایمان رقم زده اند و به چراغ های پرامیدی که خودمان بر سر در خانه های خاندان متعصب و کهنه اندیش مان برافراشته ایم تا روشنی ساز باشیم. نه ما در ایران تن به قانون کهنه مستبدان داده ایم تا خانه نشینان ابدی خاورمیانه باقی بمانیم و نه شما در عراق تن به فرسودگی مبارزه های نفس گیر سپرده اید تا منزویان همیشه این خاور باشید.

از دردهای مشترک تاریخی مان که بگذریم تازه می رسیم به دغدغه های عصر مدرنی که در آن قرار بر این بود تا صندوق های کوچک کاشته شده در جای جای کشور، روزهای روشن بزرگی را برایمان ترسیم کنند. اما برای ما که چنین نشد، رای های ما گم شد، حضورمان گم شد، انتخاب مان هم... و اما در کشور شما، خودت بهتر از ما دیده ای علیرغم اینکه شاخه القاعده در عراق هشدار داده بود که رأی دهندگان مناطق سنی نشین جانشان در امان نخواهد بود، اهل سنت عراق اما اقبالی بی سابقه به انتخابات نشان دادند

راز این صندوق های خاورمیانه را هیچ کسی بهتر از خود مردم نمی داند که چگونه در پس هر انتخاباتی ناگهان سیاه چاله ای در قدرت سر باز می کند. با این همه اما اینک یک فرصت تاریخی پیش روی تو است. به صندوق های رای پشت نکن و به آنان که دزدان حق مسلم مردم خودشان در کشوری به نام ایران هستند چشم امید نبند تا حقی اگر از تو ضایع شد آنان به شیوه خود بازستانند.

در میان مهاجران ایرانی و مهمانان این روزهای عراق، هستند کسانی که به جرم انتخاب و بعد اعتراض به انتخابات، روزها حبس و بازجویی و تهدید شده اند و سپس با قرار وثیقه آزاد و بعد از مدتی قید همان وثیقه را هم زده اند تا خودشان را برای همیشه آزاد کنند از کشوری که حق تعیین شده در قانون اساسی مورد تایید جمهوری اسلامی را هم برایشان محترم نمی شمارد و به جرم تجمع و راهپیمایی در خیابان، یا آنها را می کشد و یا در زندان مورد شکنجه و تجاوز قرار می دهد. از کنار این مهاجران که آوار دردهای مشترک تاریخی را برایت خواهند گفت به آسانی گذر مکن، به حرف های مهمانان ناخوانده این روزهای ایرانی در خاک عراق خوب گوش کن. می دانم که دخالت های سوریه و ترکیه و ایران و عربستان از یک طرف و دخالت های آمریکا از سوی دیگر معادله این انتخابات را پیچیده می کند اما هوشیار باش آنچه مهم است این است که دیگر ابوغریب و کهریزک نداشته باشید، خروار خروار جنازه در گورستان ها نداشته باشید که قاتلان شان هرگز مورد پیگرد قانونی قرار نگیرند. فوج فوج فراریان از خانه نداشته باشید که در کشورهای همسایه آواره شوند، ممنوع الخروج و ممنوع الورود بلاتکلیف نداشته باشید که از حقوق اولیه خود برای یک زندگی معمولی محروم مانده .مهم این که ترورهای بی توقف و بمب گذاری های مکرر نداشته باشید که بعد حتی جنازه ها را هم بدزدند و دزدان خودشان مدعی خون شهید شوند، آنچه مهم است این است که عراق یا ایران به گوانتاناموی روزنامه نگاران و دگراندیشان و شهروندان خودش تبدیل نشود.

اینک که حتی سنی های عراق نیز به ایاد علاوی، یک شیعه شناسنامه ای که خواهان یک حکومت سکولار در عراق است رای داده اند، خوب است به اتحاد و ائتلاف مردم خودتان چشم امید ببندید تا مبادا کسانی که خودشان در ایران به قواعد ساده دموکراسی در کشور خودشان پایبند نیستند، وارد معرکه شوند و قاعده بر هم زنند و غايله ای دیگر در عراق به راه اندازند.

خواهر عراقی ام! به دوستان و بستگان و همسایگانت بگو به دزدان رای ملت ایران، چشم امید نبند

شما در کشور خودتان یک سیاستمدار سکولار را برای ریاست دولت انتخاب کرده اید در کشور ما اما سیاستمداران مسلمان، برافروخته شده اند و به حمایت از شیعیان اسلامگرای عراق، انتخابات شما را باطل خوانده اند. حتما تعجب می کنی که انتخابات شما چه ارتباطی به ایران دارد؟ تعجب ندارد، ایران تنها کشوری است که حاکمیت اش به خود اجازه می دهد در امور داخلی تمامی کشورها دخالت کند اما به هیچ کشوری اجازه نمی دهد در مورد خشونت به راه افتاده در ایران حتی یک اظهار نظر ساده کنند. ایران تنها کشوری است که رییس جمهورش آزاد است به تمام کشورها سفر کند و در خاک همان کشورها با رسانه های آزاد آنها مصاحبه کند و علیه انتخابات و حاکمیت آن کشورها تند ترین انتقادات را مطرح کند اما اگر شهروندان معمولی همان کشورها به ایران سفر کنند و تنها از طریق یک ایمیل ساده دوستان خود را نسبت به آنچه در ایران می گذرد مطلع کنند، به راحتی بازداشت، بازجویی و وادار به اعتراف می شوند. بنابراین در قاموس سیاسی ایران، دخالت در امور کشور همسایه امری کاملا طبیعی به نظر می رسد برای همین در حالی که نوری المالکی فقط درخواست بازشماری آرا را دارد تا نسبت به احتمال تقلب در انتخابات عراق رفع شبهه کند، خویشاوندان فکری او در ایران اعلام می کنند که به طور «قطع یقین» در انتخابات عراق تقلب شده است. شگفتا که در تمام این ده ماهی که از فصل انتخابات ریاست جمهوری ایران می گذرد و صدها نفر تنها به دلیل گفتن همین واژه تقلب در راهپیمایی های خیابانی کشته و هزاران نفر زخمی، بازداشت، شکنجه شده و یا از کشور فراری شده اند، همین سیاستمداران ایرانی، تمام روزنامه ها و روزنه های انتقاد را بسته اند تا مبادا کسی در انتخابات ایران شبهه کند. یعنی ایرانیانی که خودشان در انتخابات شرکت کرده اند اجازه ندارند در مورد احتمال تقلب در آن حرفی بزنند اما کسانی که هیچ نقشی در برگزاری و برپایی انتخابات عراق ندارند به دلیل منافع از دست رفته شان، به خود اجازه می دهند تا بگویند به طور یقین در انتخابات عراق تقلب شده است

خواهر عراقی ام!

هوشیار باش! سیاستمدارانی که داعیه دفاع از حق تو را دارند و هوارشان از سیاست های دولت ایران ما بلند شده است ماههاست که حق خواهران ایرانی تو را در زندان، برای یک مرخصی چند ساعته به رسمیت نمی شناسند. می دانم برای تو اگر شیعه هوادار نوری المالکی باشی باختن دشوار است اما دشوار تر آن وضعیت خواهران ایرانی توست که تنها به جرم هواداری از یک نامزد انتخاباتی که از قضا هم کیش و هم مسلک نوری المالکی هم بود، اینک ماههاست که در زندان اوین اسیر همین سیاستمداران ایرانی شده اند و یا با وثیقه های سنگین خانه نشین و تحت کنترل شدید قرار دارند. کمال عبدالکریم روزنامه نگار کشور خودتان شاید بهتر می داند وقتی از ناامنی می گویم یعنی چه. یعنی همان که او جرات می کند هربار با رسانه های خارجی مصاحبه کند از آن دم بزند. اما در ایران روزنامه نگاران پس از آزادی در زندان بزرگتری به نام ایران هستند که حتی جرات مصاحبه با رسانه های خارجی را هم ندارند. منذر الحاج علی روزنامه نگار برجسته اما خانه نشین عراقی وقتی به رسانه های خارجی می گوید برای حفظ امنیت مجبور است با لباس ساده روستاییان در شهر گذر کند، شاید بهتر می داند که چقدر دشوار است نا امن بودن روزنامه نگاران ایرانی در ایران که این روزها آنها هم خانه نشین شده اند

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

ماشین مشدی سید علی

رهبری در بازدید از خودروسازی کشور با لبخند گفت "خوب است ماشین به همه خواسته های راننده عمل نکند."

ماشین مشدی سیدعلی

نه بوق داره نه صندلی

این اتولی که ما می گیم یک اتول سواریه

سوارشدن تو این اتول باعث شرمساریه

فشار می دی رو ترمزش، سه سوته توی ساریه

چماق تو صورتت می آید از سمت آینه بغلی

ماشین مشتی سید علی

نه بوق داره نه صندلی

کارخونه جای ترمزش گذاشته گاز فلفلی

چپ می پیچی راست می ره می زنه سوت بلبلی

فرمون اون کنده می شه، بدون رنج و معطلی

یه جی پی اس داره که آدرس می ده با اذن ولی

ماشین مشتی سید علی

نه بوق داره نه صندلی

شوفر این موتور می ره از ارادان به کاراکاس

کنار دستش پوتینه با هفت تا مرد بی کلاس

دویست تا اسکورت دارن محافظین بی لباس

هل می ده ماشین رو یه سردار بزرگ قلقلی

ماشین مشتی سید علی

نه بوق داره نه صندلی

این اتول از فرانسه نیست، جنس زمخت روسیه

به جای بوق، جیغ می زنه وقتی شب عروسیه

هر جا بهت ایست می دن، نگو که این خصوصیه

وایستا وگرنه لشگرش می کنه کار عملی

ماشین مشتی سید علی

نه بوق داره نه صندلی

هی موتورش جوش می آره، مثل رئیس جمهوره

چراغ اون هاله نور، خاموشه و کورماکوره

دنده عقب که می زنی، جلو می ره، چونکه زوره

آهنگ گوگوش می ذاری، نوحه می خونه یا علی

ماشین مشتی سیدعلی

نه بوق داره نه صندلی

راهنمای راست می زنی، می ره تو کوچه علی چپ

از انقلاب تا آزادی، دست اندازاش شلپ شلپ

وقت تظاهرات که شد، چماق رو سقفش تپ و تپ

خودش می ره به سمت قم، نمی ره رشت و انزلی

ماشین مشتی سید علی

نه بوق داره نه صندلی

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

گزارشی نگران کننده از وضعیت پناهی در زندان

زهرا رهنورد: زندانیان حوادث امسال آزادگانند

گزارشی نگران کننده از وضعیت پناهی در زندان


زهرا رهنورد خواستار آزادی زندانیان سیاسی و بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری شده و این زندانیان را آزادگانی خوانده است که جز احترام و عظمت خود و ملت، چیزی نمی خواهند.همزمان همسر جعفر پناهی نیز با ارسال گزارشی، ضمن تشریح وضعیت این کارگردان سرشناس سینما خبر داده است که وی را به سلول کوچک تری منتقل کرده اند.

خانم رهنورد با انتشار مقاله ای در وب سایت کلمه، آزادی خواهی، دموکراسی طلبی و ترتیبات قانونی را از مهم‌ترین مطالبات جامعه ایران در صد سال گذشته دانسته و خواستار آزادی زندانیان سیاسی در فصل بهار شده است.

این استاد دانشگاه، با اشاره به مناسبت هایی چون "ماه رمضان، عید فطر، عید قربان، ایام محرم، دهه فجر و ۲۲ بهمن، روز ملی شدن نفت، عید نوروز، ۱۲ فروردین و سیزده بدر" اضافه کرده است که "هر مناسبتی در سالی که گذشت، می توانست فرصتی باشد تا زندانیان سیاسی آزاد شوند و به این بهانه، رابطه ملت و حاکمیت، تا حدودی بهبود یابد".

همسر میرحسین موسوی، آزادی و شکوفایی را سر فصل تیتر بهار در طبیعت دانسته و نوشته است: "حاکمیت موجود ایران که مدعی اسلام‌گرایی است، می‌توانست و همچنان می‌تواند این نظام هماهنگ را در هستی قرائت کند و آزادی‌های بهارانه را به جامعه و ملت تقدیم کند".

خانم رهنورد با اشاره به زندانیان گمنام و بی نام و نشانی که بعد از کودتای 22 خرداد بازداشت شده اند، اعلام کرده است که "آنها بدنه ملتند. آنها نه خاکریز اولند و نه سنگری که فتح آن موجب خوشحالی شده باشد و نه سنگری است که سیاسیون پشت آن پنهان شده باشند".

به گفته همسر میرحسین موسوی، "خواسته آنان (زندانیان گمنام) تنها مشتی از خروارها مطالبات مردم‌است. آزادگانی که همچون ملت ایران خود بی کس و کارند و فقط خدا و آرزوهایشان را دارند ... به همین دلیل در زندان نگه داشتن آنها نمادی از زشت‌ترین ظلم‌ها ورنجی است که می‌توان بر یک ملت روا داشت. آنها مادر دارند، فرزند دارند، همسر دارند، پدر دارند و خویشانی خوب که بی‌تاب رنج‌هایشان هستند".

هفته گذشته تعدادی از زندانیان گمنام زندان اوین در نامه ای سرگشاده، نسبت به وضعیت خود اعتراض کرده و اعلام کرده بودند: "ما فقط معترضانی ساده به نتایج انتخابات بودیم و رسانه ای نبود که کلامی از ما بنویسد. حق داشتند . چه کسی ما را می شناسد؟ از میان مردم ساده کوچه و خیابان بودیم که به قول بازجوهایمان که خود را کارشناس می خوانند «حالا کف روی آب هستیم و شده ایم سنگر مخالفان رژیم که پشت آن حکومت را نشانه رفته اند» سنگرهایی بودیم که به قول بازجوها یکی یکی دارند فتح مان می کنند".

اکثر این زندانیان بی نام و نشان که احکام سنگینی دریافت کرده اند امکان استفاده از مرخصی نوروزی را نیافتند و در حالیکه تعدادی از زندانیان سرشناس برای مرخصی نوروزی و با وثیقه های کلان به مرخصی آمدند اما هیچ خبری از آزادی زندانیان بی نام و نشان منتشر نشد.

تاکنون هیچ آمار دقیقی از تعداد این زندانیان منتشر نشده است.

خانم رهنورد در ادامه بیانیه خود به زندانیان زن اشاره کرده و زنان زندانی جنبش سبز ایران را نمونه ای از سلحشوری و استقامت زنان ایران خوانده و پرسیده است: "آیا حاکمیت می خواهد با این همه بدعت درستم و سرکوب و بی احترامی به زنان، تمامی رهنمودهای قرآنی و سرافرازی های تاریخی ملت ایران را نادیده بگیرد".

این استاد دانشگاه با اشاره به بازداشت فعالان حقوق بشر پرسیده است: "آیا این وهن ملی و ملت ایران نیست که حاکمیت حقوق بشر را دارای خاستگاهی غیر ایرانی قلمداد می کند، تا به بهانه آن فعالان حقوق بشر را نوکر و وابسته به بیگانگان و مخل امنیت کشور معرفی کند و آنها را دچار میخ دخمه ها و پستوهای زندان، رنج دهد".

وی ایران را سرزمینی متکثّر از اقوام، ملیت ها، نژادها و زبان ها دانسته و افزوده است: "آنها نه به دنبال خودمختاری اند و نه جدایی طلبی . آرمانخواهانی آزادی خواهند که جز احترام و عظمت خود و ملت، چیزی نمی خواهند . قانون اساسی نیز هیچ محدودیتی برای آزادی و احترام به آنها قائل نشده است . ضمن اینکه توسعه فرهنگی آنها را تشویق و ارج نهاده است".

وی آنگاه به بازداشت روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان سیاسی، اشاره کرده و نوشته است: "حاکمیت می توانست ذهن فعال و توان اجرایی این آزادگان را در جهت عظمت و سرافرازی ایران به کار بگیرد . اما در عوض عمر گرانمایه آنها را ذخیره خاطرات دخمه های تاریک زندان کرده است".

همسر میرحسین موسوی تصریح کرده است: "نمی دانم چگونه کسانی از موضع قدرت، در ذهن خود گروه هایی من در آوردی تولید می کنند و انسان های بی گناه را در خیال خود در آن گروه ها جاسازی و سپس دستگیر می کنند و با برچسب های عجیب و غریب و انواع تهمت ها در زندان نگه می دارند و یا اعدام می کنند . این از بدترین نوع مجازات، بلکه نوعی انتقام کشی نخ نما شده برای ایجاد محیط ارعاب و وحشت است".

خانم رهنورد، انقلاب مشروطه و انقلاب سال ۵۷ را در تامین مطالبات مردم ایران، "پروژه‌هایی ناتمام" خوانده و تصریح کرده است: "در شرایط فعلی و در این مرحله تاریخی ـ سیاسی کشورمان، حاکمیت و ملت می‌توانستند دست در دست یکدیگر این پروژه‌های ناتمام را تکمیل کنند و با آزادی زندانیان در بند ملت ایران این پروسه تکمیل شود".

بعد از انتخابات 22 خرداد سال گذشته تا کنون بیش از 500 روزنامه نگار و فعال سیاسی به همراه هزاران تن از مردم معترض به کودتای انتخاباتی بازداشت شدند. این بازداشت شدگان، هفته ها و ماههای متوالی در بندهای امنیتی و سپاه تحت شکنجه قرار گرفتند تا اعلام کنند در انتخابات، تقلبی صورت نگرفته است. تعدادی از این بازداشت شدگان با وثیقه های بسیار سنگین به طور موقت آزاد شده اند و تعدادی دیگر همچنان در بازداشت به سر می برند.

هشدار درباره روزنامه نگاران بیمار

بی خبری و بلاتکلیفی از وضعیت این زندانیان به همراه انتشار اخباری مبنی بر بیماری و وضعیت وخیم جسمانی آنان، نگرانی همگان را برانگیخته است. تا آنجا که سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعیه ای ضمن ابراز نگرانی از شرایط روزنامه نگاران زندانی در ایران، هشدار داده است که زندگی بسیاری از آنها با خطر جدی رو به رو است.

این سازمان با اشاره به بیماری تعدادی از روزنامه نگاران زندانی در ایران و نیاز فوری آنها به درمان، مقامات جمهوری اسلامی را مسئول جان و سلامت این "روزنامه نگاران بیمار" دانسته است.

براساس اطلاعیه گزارشگران بدون مرز "عمادالدین باقی، بدرالسادات مفیدی، مهدی محمودیان، محمد صدیق کبودوند، هنگامه شهیدی، عیسی سحرخیز، نادرکریمی جونی و مجتبی لطفی" در شرایط نامساعد جسمی و با وجود بیماری در زندان اوین به سر می برند و مسئول جان و سلامت آنان، مقامات ایران است.

این سازمان خواهان آزادی بدون قید و شرط این روزنامه نگاران بیمار شده است.

وضعیت نامساعد جسمی محمد نوری زاد

اما این تنها روزنامه نگاران نیستند که در چنین شرایطی در زندان به سر می برند. محمد نوری زاد، نویسنده و کارگردان دربند هم از ناراحتی قلبی و بیماری دیابت رنج می برد. او از تاریخ 29 آذر با وضعیت جسمی بسیار نامساعد در بازداشت به سر می برد و در تمام مدت ـ صد و شش روز ـ اجازه ی ملاقات با خانواده ی خود را نیافته و جز تماسی که در روز نود و سوم بازداشت با خانواده ی خود داشته، هیچ گونه ارتباط مستقیمی با آنها نداشته است.

زینب نوری زاد، دختر آقای نوری زاد در مطلبی در وبلاگ خود با عنوان "خاطرات ممنوعه" نوشته است : "دکتر محمد نوری زاد در انتظار نوبت بهداری با چشم بند نشسته بود که متوجه صدای جمعیتی می شود . به سختی چشم بند خود را کنار می زند و دخترکان مجروحی را می بیند که ظهر عاشورا دستگیر شده اند . بر خود می پیچد و فریاد می زند :«خانمها من از طرف جمهوری اسلامی از شما عذر می خواهم» بعد ماموران می ریزند و وی را به انفرادی می برند".

بی خبری از مدیرسابق پرشین بلاگ

مهدی بوترابی که از 22 روز پیش در بازداشت به سر می برد تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نگرفته و خانواده وی در بی خبری مطلق به سر می برند.

اعظم سقطی، همسر مهدی بوترابی به پارلمان نیوز گفته است:" بر خلاف اخبار منتشر شده در برخی رسانه‌ها همسرم از زمان بازداشت تاکنون با ما تماسی نداشته و هیچ خبری از او در دست نداریم."

گزارش همسر جعفر پناهی

طاهره سعیدی همسر جعفر پناهی که موفق به ملاقات با همسرش شده در گزارشی آخرین وضعیت این کارگردان معروف ایرانی را تشریح کرده است. این گزارش که در اختیار "روز" قرار گرفته به شرح ذیل است:

"بالاخره پس از یک ماه بلاتکلیفی، موفق به دیدار جعفر شدیم. او را بسیار رنگ پریده، لاغر و نحیف یافتم. باوجود عدم تمایل او نسبت به صحبت درباره وضعیت روحی و جسمی اش و رعایت حال ما از خلال سخنانش دریافتیم که او را از سلول قبلی به سلول یا بهتر بگویم دخمه ای کوچک تر منتقل کرده اند و اگر در سلول قبلی لااقل آنقدر فضا بود که اوقاتی را به ورزش بگذراند اما دراین سلول جدید با هم سلولی جدیدش این امکان برایش میسر نیست و تنها فضا به اندازه خوابیدن دو نفر میباشد و عملا امکان تحرکی برابشان وجود ندارد .همچنین از لحظه بازداشتش یعنی یک ماه پیش تا به حال امکان هواخوری نداشته است (و پیش آمده که 8-7روز اصلا سراغ او نیامده اند) و از هر طریق ممکن برای در هم شکستن روحیه او چشم پوشی نمی کنند و باید گفت که او را از حقوق اولیه و قانونی خود نیز محروم کرده اند و آیا به همه اینها نامی حز شکنجه میتوان داد و آیا نظامی حق دارد با یکی از نخبه های هنری خود فقط به جرم فیلم ساخته نشده اینقدرشرم آور و غیرانسانی برخورد کند؟! طی تماس تلفنی این اجازه! را به من دادند که برای او به مناسبت عید نوروز میوه و آجیل و شیرینی ببرم اما در طی ملاقات از تحویل آنها به جعفر جلوگیری کردند و تنها اجازه پرداخت پول به او را دادند . که آنهم طبق گفته جعقر هیچگاه در این مدت مامور خرید زندان به او مراجعه نکرده و داشتن یا نداشتن پول برای او تفاوتی ندارد. با وجود سر سختی او مقابل بازجویان و کوتاه نیامدنش در برابر خواسته های آنان روحیه خوبی داشت ولی در چهره و سخنانش اندوه شدیدی موج می زد.در این دیدار جعفر لحظه ای دستش را روی قلبش گذاشت و چهره اش در هم رفت،به علت حضور سولماز و مادر جعفر نتوانستم سئوالی کنم . وی تا کنون دو بار دچار اسپاسم شدید درناحیه قفسه سینه شده که کارش به اورژانس کشیده شده . پزشک او علتش را عصبی و ناشی از مشکلات کاری دانسته و ادامه این حالت را خطرناک وحتی منجر به سکته قلبی دانسته؛موضوعی که بیش از هر چیز نگرانم کرده جدای از دخمه ای که جعفر را در آن نگه داشته اند و طولانی شدن مدت یازجویی، وضعیت جسمی جعفر است. به امید آزادی تمامی زندانیان".

تداوم فشار بر جهانگیر عبدالهی

جهانگیر عبداللهی، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران، در زندان اوین تحت فشار و شکنجه‌جسمانی برای پذیرفتن اتهاماتش قرار دارد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر بازجویان پرونده در طول بازجویی‌های طولانی‌مدت این دانشجوی کرد، وی را "مجبور به نشستن روی زمین" کرده‌اند و همین امر سبب شده تا وی به دلیل مشکلات عضلانی "چندبار" به بهداری زندان اوین منتقل شود.

همچنین مسئولان زندان قرص‌هایی را به عنوان دارو به وی داده‌اند که مصرف آن‌ها موجب "بی‌خوابی شدید" شده و عبداللهی به مدت "سه روز" نتوانسته بخوابد.

از سوی دیگر، وی بارها تهدید به اعدام شده و بازجویان اظهار داشته‌اند وی را "مثل احسان فتاحیان اعدام خواهند کرد."

گفتنی است این دانشجوی کرد سنی است و بارها از سوی بازجویان به عقاید مذهبی وی توهین شده است.

جهانگیر عبداللهی، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران و دبیر کانون فرهنگی دانشجویان کرد روز ششم بهمن‌ماه‌، هنگام سوار شدن به اتوبوس‌های کوی دانشگاه بازداشت شد.

اين دانشجو در تنها ملاقات كوتاهش با خانواده اظهار داشت برای پذيرفتن اتهام "ارتباط با حزب دمكرات كردستان" تحت فشار قرار دارد.

بی خبری از سید احمد میری

با گذشت سه روز از بازداشت سيد احمد ميري، قائم مقام جبهه مشاركت مازندران، مسئولين قضائي از اطلاع رساني در مورد وضعيت وي و محل نگهداري او خودداري مي كنند.

سيد احمد ميري، ظهر روز يك شنبه، 8 فروردين در مراجعه به اداره اطلاعات بابل بازداشت شد و احتمال مي رود كه پس از بازداشت، به اداره ي اطلاعات ساري منتقل شده باشد.

ميري روز گذشته در تماس تلفنی با خانواده اش حال خود را خوب توصيف كرد.
وي در اين تماس 1دقيقه اي در پاسخ به پرسش اعضاي خانواده در مورد وضعيت و محل نگهداري اش گفت نمي تواند حرفي بزند.

روزگذشته نيز همسرش براي پيگيري وضعيت وی به دادگستري شهرستان بابل مراجعه كرد كه با بي توجهي و عدم پاسخ گويي روشن مسئولان دادگستري بابل مواجه شد.

سید احمد میری با مدیریّت شهرهای توریستی بابلسر و رامسر در دوران اصلاحات، فرماندار نمونه استان مازندران در سال 1383 شناخته شد.

وی استاد علوم سیاسی دانشگاه مازندران است و کتاب "دیباچه ای بر فرهنگ استبداد در ایران" با مقدمه حسین بشیریه آخرین اثر اوست.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

احمدى‌نژاد از تحریم‌ ایران «استقبال» کرد

۱۳۸۹/۰۱/۱۵
در حالى که ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهاى غربى تلاش‌هاى خود را به منظور اعمال تحریم‌هاى شدیدتر علیه جمهورى اسلامى گسترش داده‌اند، محمود احمدى‌نژاد گفته است، تحریم‌ها باعث قدرتمند‌تر شدن ایران مى‌شود.

به گزارش خبرگزارى ایسنا محمود احمدى‌نژاد روز شنبه در سخنانى با «بى‌تاثیر» دانستن تحریم‌ ایران اظهار داشت: « بانک‌ها و ارتباطات اقتصادى را علیه ملت ایران مى‌بندید، اما این کارها را انجام مى‌دهید راه ملت ایران بسته نمى‌شود. ملت ایران ۳۰ سال زندگى کرده که امروز با ۳۰ سال گذشته نیز متفاوت است و باز هم به راه خود ادامه مى‌دهد.»

وى که در مراسم افتتاح کارخانه گندله‌سازى سیرجان سخن مى‌گفت با اشاره به تلاش کشورهاى غربى براى تصویب قطعنامه جدیدى در شوراى امنیت سازمان متحد علیه ایران افزود: «هرچقدر قطعنامه و اعلامیه بدهید باز هم ما اجازه نخواهیم داد. ما بالاترین همکارى را در موضوع هسته‌‌اى انجام داده‌ایم.»

شوراى امنیت سازمان ملل متحد تاکنون با تصویب سه قطعنامه، تحریم‌هایى را علیه جمهورى اسلامى وضع کرده و از ایران خواسته است، به فعالیت‌هاى حساس هسته‌اى خود که قابلیت کاربرد در ساخت جنگ‌افزارهاى هسته‌اى را نیز دارد، پایان دهد.

ایران با سرپیچى کردن از پذیرش خواسته‌هاى شوراى امنیت سازمان ملل به توسعه برنامه هسته‌اى و به ویژه برنامه غنى‌سازى اورانیوم خود پرداخته است.

کشورهاى غربى و به ویژه ایالات متحده آمریکا جمهورى اسلامى را متهم مى‌کنند که در پوشش یک برنامه هسته‌اى غیرنظامى در صدد ساخت جنگ‌افزارهاى هسته‌اى است، در حالى که ایران برنامه اتمى خود را صلح‌آمیز مى‌داند.

محمود احمدى‌نژاد در سخنان روز شنبه خوددر این باره گفته است: «مى‌گویند ایران متهم است که مى‌خواهد یک بمب بسازد. اگر یک بمب ساختن آن‌قدر سخت و جرم است، آنها که ده هزار بمب ساختند و چند بار هم از آن‌ها استفاده کردند، باید چکارشان کرد و با آنها چطور برخورد کرد؟»

وى با بیان این که از تحریم فروش بنزین به ایران استقبال مى‌کند، افزود: «گفتند می‌خواهيم بنزين را عليه ايران تحريم كنيم، من استقبال كردم و گفتم زودتر اين كار را بكنيد. حالا برای شما مي‌گويم اين‌ها نمي‌فهمند. الحمد لله الذی جعل اعدائنا من الحمقاء. همه‌اش به نفع ما كار مي‌كنند. خیال مى‌کنند اگر به ما بنزین ندهند ما ناراحت مى‌شویم و عزا مى‌گیریم و رو به قبله دراز مى‌شویم. به متخصصان و کارشناسان خود مى‌گوییم ظرف یک هفته تا ۲۰ روز بنزین تولید کنند.»

پیشتر نیز محمود احمدى‌نژاد در واکنش به تصویب طرحى در سناى آمریکا براى مجازات فروشندگان بنزین به ایران گفته بود:«ما اکنون در صنعت خود به آن چنان ظرفیتى رسیده‌ایم که در ظرف یک هفته با تغییر خط تولید مى‌توانیم کل بنزین خود را تأمین کنیم.»

ایران که چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت در جهان و دومین تولیدکننده بزرگ عضو سازمان اوپک به شمار مى‌آید، براى تامین حدود چهل درصد از مصرف داخلى خود نیازمند واردات بنزین است.

میزان کنونى مصرف روزانه بنزین در ایران حدود ۶۷ میلیون لیتر است و در همین حال میزان تولید پالایشگاه‌هاى داخلى ۴۴ تا ۴۵ میلیون لیتر اعلام شده است. به این ترتیب ایران باید روزانه بیش از ۲۰ میلیون لیتر بنزین وارد کند.

در همین حال در راستاى افزایش تنش‌ها بر سر برنامه اتمى ایران، چندین شرکت بزرگ نفتى بین‌المللى از تصمیم خود براى قطع فروش بنزین به جمهورى اسلامى خبر داده‌اند.
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

. نشریه پرو ریپابلیکا : حمید معصومی نژاد "خبرنگار" واحد مرکزی خبر در رم یک مامور ارشد وزارت اطلاعات ایران بوده است

۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه


خبرگزاری حکومتی مهر : دولت ایتالیا در گزارشی مدعی شد که حمید معصومی نژاد "خبرنگار" واحد مرکزی خبر در رم یک مامور ارشد وزارت اطلاعات ایران بوده است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از نشریه پرو ریپابلیکا، در این گزارش ادعا شده است: استراق سمع نشان داده که معصومی نژاد یک مامور بلند پایه سازمان های اطلاعاتی ایران بوده است.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است: وی به عنوان فعالیت های پوششی گاهی مواقع خود را کارمند و استخدامی شرکت هواپیمایی ایران معرفی می کرده و اغلب در خارج از سفارت فعالیت می کرده است.

بر اساس این گزارش، بازپرس این پرونده مدعی شده که معصومی نژاد به همراه یکی از دستیاران "آلساندور بن" از تجار و کارآفرینان مرتبط با شرکت اسلحه سازی "برتا" یکی از موسسین یک شرکت صوری در رومانی بوده است که کار رسمی این شرکت فروش تجهیزات مخابراتی بوده، اما بازرسان می گویند که این شرکت 200 دوربین تیراندازی صادر می کرده که این محموله در فرودگاه بخارست توقیف شده است.

وی همچنین مدعی شده است که یکی از کارکنان سفارت ایران در ایتالیا از معصومی نژاد خواسته است تا از مخالفان جمهوری اسلامی در این کشور جاسوسی کند.

همچنین به ادعای این بازپرس، معصومی نژاد در تماس با خبرنگاران و روزنامه نگاران ایتالیایی آنها را به نوشتن مطالب مثبت تر نسبت به ایران تشویق می کرده و در قبال این درخواست به آنها وعده ویزا به ایران و دیدار و گفتگو با مقام های جمهوری اسلامی را می داده است.

پیک ایران
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

متن کامل گزارش روزنامه ی معروف اسپانیایی،وانگواردیا، از دریاچه ی ارومیه

متن کامل گزارش روزنامه ی معروف اسپانیایی،وانگواردیا، از دریاچه ی ارومیه

روزنامه ی پرتیراژ وانگواردیا در گزارشی به روند نابودی دریاچه ی ارومیه پرداخت.


به گزارش سانا در این نوشته با اشاره به اهمیت دریاچه ی ارومیه که به عنوان یکی از میراثهای بشری در سازمان ملل به ثبت رسیده است، به سیاستهای رژیم ایران در خشک شدن عمدی این دریاچه پرداخته شده است.


متن کامل این گزارش به شرح زیر است(با تشکر فراوان از جناب اسماعیل صفوی جهت ترجمه ی این گزارش):


وانگواردیا چهارمین روزنامه ی پر تیراژ اسپانیا: دریاچه ارومیه در حال مرگ است


دریاچه ی ارومیه که توسط یونسکو از سال ۱۹۷۶ یک منطقه ی حفاظت شده اعلام شده است در خطر نابودی می باشد. این دریاچه که در شمال غربی ایران نزدیک مرز ترکیه واقع شده، با زیبایی بی نظیر خود از لحاظ اکولوژیک دارای اهمیت ویژه است. این دریاچه ی فوق نمکی در مرز بین استانهای آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی واقع شده و در میان راه بین تبریز و ارومیه قرار دارد. بیستمین دریاچه ی بزرگ دنیا و دومین دریاچه ی نمکی دنیا می باشد. غلظت نمک در این دریاچه به حدی است که آبزیانی نظیر ماهی توانایی زندگی در آن را ندارند و تنها گونه هایی از سخت پوستان قابلیت زندگی در این آبها را دارند. سالانه انواع گوناگونی از پرندگان مهاجر نظیر پلیکان ها و فلامینگو ها در جزیرهای صد و دو گانه ی این دریاچه اقامت می کنند. این دریاچه بخاطر ویژگیهای منحصر به فرد خود مورد توجه دانشمندان از سراسر جهان می باشد.


علاوه بر پرندگان مهاجر، این دریاچه ی مرده مورد توجه توریستهای محلی به خصوص در فاصله ی تابستان می باشد. جزایر این دریاچه همیشه پراز خانواده ها و جوانانی است که در حال استراحت و یا مشغول شنا کردن در آبهای این دریاچه هستند. آبهایی که مشهور به داشتن خاصیت درمانی می باشند. در فاصله ای نه چندان دورتر کیوسک هایی که بستنی، آب جوش یا چای و اغذیه می فروشند به چشم می خورد. چند قایق که مردم را بین جزایر حمل میکنند نیز جلب توجه می کنند. جزایر نیز به نوبه ی خود به علت شکل خاص و طبیعت بی نظیر خود جالب توجه می باشند. بخصوص دومین جزیره که مزار هولاکو خان نوه ی چنگیز خان در آن واقع شده از لحاظ تاریخی هم دارای اهمیت است.


علیرغم اهمیت تاریخی و زیست محیطی این منطقه، دولت جمهوری اسلامی ایران به نظر نمیرسد که کوچکترین نگرانی در باره ی این منطقه داشته باشد. درصد نمک دریاچه در سالهای اخیر به علت ساخت و ساز سدها و آب بندها بر روی رودخانه های تغذیه کننده ی این دریاچه و انحراف این رودها به دلایل تامین آب کشاورزی که همگی بدون در نظر گرفتن اثرات سو ء زیست محیطی و بدون انجام مطالعات کافی انجام گرفته بسیار بالا رفته است. علیرغم هشدار و اعتراض کارشناسان بین المللی و فعالین محیط زیست و ارگانهای فعال در امور محیط زیست در باره ی اثرات مخرب این ساخت و ساز ها که منجر به خشکی این دریاچه در طولانی مدت خواهد شد و اکوسیستم و ساختار جمیعت منطقه را مورد هدف قرار داده است، مقامات رسمی هیچ اعتنا و توجهی از خود نشان نداده و هیچ تحقیقی از سوی دولت در این باره انجام نمی شود. به عنوان مثال در طی آخرین اقدام غیر مسؤلانه ی دولت که احداث جاده ی شهید کلانتری در وسط دریاچه می باشد، یک تپه در کنار دریاچه تخریب و خاک حاصل به درون دریاچه ریخته شده است!


مطالعات دانشگاه ارومیه نشان می دهد که این دریاچه در صورت تداوم رویه ی کنونی بسیار پیشتر از زمان پیش بینی شده یعنی در طول هفت سال خواهد خشکید. تا به حال ۲۰ سد بر روی رودخانه های منتهی به این دریاچه به خصوص زرینه رود و سیمینه رود ساخته شده است. از بین ۲۷۵ پروژه ی مطالعه شده که ۲۱۳ تای آنها اجرایی خواهند شد ۷۱ عدد آنها سد، ۱۲۴ عدد پروژه ی انتقال آب و ۱۹ ایستگاه پمپاژ برای مقابله با سیل می باشند. به این ترتیب مساحت دریاچه تا سال ۲۰۱۷ به ۴۰ کیلومتر مربع تقلیل خواهد یافت. بنا بر تحقیقات انجام گرفته آب مورد نیاز کشاورزی منطقه بسیار بیشتر از مصرف شهرها که ۹.۱ درصد کل را شامل می شود می باشد. دولت به جای اجرای طرحهای ارتقای سیستمهای قدیمی و غیر اقتصادی آبیاری و آبرسانی کنونی به منظور بالا بردن بازده و کم کردن هدر رفتن آب، تصمیم به اجرای پروژه های سد سازی فوق الذکر گرفته است. این تصمیم علیرغم نظر اکید کارشناسان مبنی بر بی فایده بودن احداث سد در صورت عدم بازسازی و بهینه سازی سیستم های انتقال آب گرفته شده است.


تا کنون بیش از ۴۰ درصد از مساحت دریاچه (۱۲۰۰ متر مربع) تبدیل به صحرای نمکی با ضخامت نمک ۶۰ تا ۷۰ سانتیمتر شده است که در صورت عدم توجه عاجل سرنوشتی مشابه دریاچه ی آرال در انتظار این دریاچه نیز می باشد. در صورت خشک شدن دریاچه قربانیان آن تنها آبزیان یا پرندگان نخواهند بود. سرنوشت مردم ساکن ۴۰ روستای واقع در شرق دریاچه چیزی جز مهاجرت به شهرها نخواهد بود. هم اینک نیز بادهای نمکی مشغول تخریب مزارع سیب و انگور روستاییان اطراف دریاچه می باشد که این تنها یک آغاز برای مصیبت است. این مصیبت یک بار پیش از این در استان سیستان و بلوچستان تجربه شده که رودخانه ی هامون که از افغانستان عبور می کند دیگر آبی برای دریاچه نیاورد که نتیجه ی آن بی خانمان شدن هزاران نفر از اهالی آن منطقه شد.


بسیاری از گروهای فعال سیاسی در ایران عقیده دارند مشکل اصلی بر سر راه حیات دریاچه ریشه در دقت یا عدم دقت دولت بر مسائل زیست محیطی ندارد و این سرنوشتی است که بر سر تمامی مناطق غیر فارس نشین کشور به خصوص مناطق ترک نشین آمده و خواهد آمد. یک روستایی به نام حسین(نام مستعار) در این باره می گوید:"تنها کاری که دولت پان فارس احمدی نژاد از زمان تصدی امور انجام داده است بدتر کردن شرایطی است که از دوران پیش از انقلاب سال ۱۳۵۷ یعنی زمان شاه سابق آغاز شده بود. اگرچه در دوران شاه وجود فرح که اصلیتی تبریزی داشت و نیز حضور افراد با نفوذ وطنپرست تورک تبار مانع از فراموش شدن کامل منطقه می شد".


یاشار اهل ارومیه نیز در این باره می گوید:"فرهنگهای غیر فارس همگی تحت فشار و در شرف نابودی هستند. علیرغم وجود حق تحصیل و آموزش زبان مادری در قانون اساسی، ما از آموزش زبان مادری خود محروم هستیم، لهجه ی ما همیشه مورد تمسخر قرار می گیرد و تمامی رفتگرهای سریالهای تلوزیونی تورک هستند، رسانه های دولتی پا را فراتر نهاده و اقدام به توهین هم می کنند (اشاره به جریان کاریکاتور چاپ شده در روزنامه ی ایران در سال ۲۰۰۶ که با راهپیمایی های متعدد مورد اعتراض شدید تورک زبانهای ایران قرار گرفت) او همچنین ادامه می دهد:"متاسفانه در طی سی سال گذشته صنایع و کارخانه های موجود در منطقه یک به یک به سوی ورشکستگی سوق داده شدند در حالی که شهرهای فارس نشین نظیر اصفهان و تهران صحنه ی سرمایه گذاری های عظیمی گشتند".


حسین نیز در این باره می گوید:"به نظر می رسد آنها به کل فراموش کرده اند که اصفهان توسط سلسله ی تورک تبار صفوی پایتخت اعلام شد و همه ی آثاری که همیشه موجب افتخار فارس ها شده و زیبایی شهر مدیون آنهاست ساخته ی آنهاست یا تهران نیز توسط سلسله ی قاجار که آن هم یک سلسله ی تورک تبار بود پایتخت گشت."


بر اساس آمار رسمی تورک زبان ها با داشتن ۲۵ درصد جمیعت ایران بزرگترین اقلیت ایران را تشکیل می دهند. بر اساس بند ۱۵ قانون اساسی ایران زبان رسمی ایران فارسی است ولی آموزش و تدریس زبانهای محلی در مدارس و کاربرد این زبانها در رسانه ها به همراه زبان فارسی مجاز می باشد. اگرچه واقعیت چیز دیگریست و تدریس زبان تورکی ممنوع است. ولی تلویزیون محلی دولتی برنامه هایی به زبان تورکی پخش می کند و روزنامه های محلی اجازه ی چاپ به زبان تورکی را دارند ولی به همراه زبان تورکی این روزنامه ها مجبور به استفاده از زبان فارسی که همه خواندن و نوشتن این زبان را می دانند هستند.


حقیقت تلخ ناپدید شدن تدریجی دریاچه ی ارومیه به نظر می رسد تنها به دلیل اهمیت ندادن دولت ایران به مسائل زیست محیطی و اکولوژیک نمی باشد. این مساله به نظر می رسد در ناتوانی دولت در توسعه ی مناطق اقلیت نشین و ترکیب اقلیت ها در میان بقیه بجای حذف آنها از منابع بودجه ی دولتی میباشد. این امر در حالی صورت می گیرد که این خصوص یعنی همزیستی اقوام مختلف ایرانی در قانون اساسی هم پیش بینی شده است.


آیا دریاچه ی ارومیه از میان یک اختلاف نژادی جان سالم به در خواهد برد؟ باید امیدوار نشست و منتظر بود اما از دست دادن یک اکوسیستم مساله ای نیست که یک قوم یا طایفه در باره ی آن حق تصمیم گیری داشته باشد. این مساله ی است که در صورت وقوع تمام انسانها را خواهد آزرد.



http://www.lavanguardia.es/lectores-corresponsales/noticias/20090908/53780930504/el-lago-urmia-agoniza.html

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آزادی عطارزاده؛ عملیات سری و این همه جنجال !

امیررضا پرحلم
جرس: عملیات آزادسازی حشمت الله عطار زاده دیپلمات ایرانی که 3 آبان 1387 در پیشاور توسط گروههای اسلامی تند رو به گروگان گرفته شده بود حرف و حدیث های جدیدی را در باره رابطه جمهوری اسلامی و پاکستان از یک سو و مبادله و تعامل احتمالی ایران و گروه القاعده مطرح می کند.

3 ماه قبل عمر بن لادن پسر رهبر ارشد القاعده از تماس تلفنی خواهرش از تهران خبر داد و گفت وی با او تماس گرفته و گفته که در حین خرید در بازار از دست ماموران امنیتی جمهوری گریخته و به سفارت عربستان پناه برده است.

29 اسفند 88 دولت جمهوری اسلامی با خروج دختر بن لادن از ایران موافقت کرد و یک هفته بعد عطارزاده دیپلمات ایرانی ربوده شده آزاد شد.

آزادی عطار زاده اندکی پس از دستگیری عبدالمالک ریگی به وقوع می پیوندد که به دنبال آن دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی همان بیانیه های همیشگی خود را صادر و در آن ادعاهای عجیب غریبی را مطرح می کند.

پاکستان : بفرمائید !

در ماجرای آزادسازی عطار زاده و دستگیری ریگی وجه اشتراکی به نام دولت پاکستان وجود دارد. دولتی که سالها است در مقابله با اسلامگراهای تند رو ناکام مانده و به نحوی دست دولتهای دیگر را برای ضربه زدن به تروریستها باز گذاشته است.

شمار زیاد گروههای تروریستی زیر مجموعه القاعده در پاکستان به حدی است که دولت این کشور عملا توان کنترل بخشهائی از سرزمین خود را از دست داده است. افزایش میزان حملات کور انتحاری رعب و وحشت در این کشور را به شدت دامن زده است بطوریکه دولت پاکستان چندان مایل نیست که مستقیما با گروههای تروریستی سر شاخ شود چرا که این امر به نا امنی و ترورهای گسترده در این کشور منجر می شود.

این ناتوانی ها حکومت پاکستان را به سمت و سوی توافقات امنیتی با دولتهای همجوار و غربی سوق داده است. استراتژی پاکستان در این بین مبتنی بر دادن اجازه شکار روباه در خاک خود به شرط بی طرف ماندن از تسویه حسابهای خونین گروههای تروریستی است.

سپاه: می آئیم!

26 مهرماه سال گذشته و پس از کشته شدن جانشین فرمانده سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان فرمانده نیروی زمینی سپاه پیشنهاد عجیبی را مطرح کرد. محمد پاکپور گفت در صدد هستیم از دولت پاکستان مجوز حضور سپاه پاسداران در خاک پاکستان را بگیریم و راسا وارد عمل شویم.

وی گفت : از مسئولان وزارت خارجه نیز خواسته ایم که از پاکستان بخواهند که اجازه دهد سپاه پاسداران بتواند در خاک این کشور با تروریستها برخورد کند.

همان موقع مصلحی وزیر اطلاعات نیز گفت یک هیات از وزارت اطلاعات به پاکستان اعزام شده تا مذاکرات لازم را انجام دهد. بر آیند این مذاکرات نشان داد که ریگی در پاکستان است اما دولت این کشور عزم جدی برای دستگیری وی ندارد.

در همین حال آصف علی زرداری به ایران اطلاع داد که پاکستان همکاری لازم را با عوامل اطلاعاتی ایران خواهد کرد. یوسف رضا گیلانی نخست وزیر و رحمان ملک وزیر کشور پاکستان هم وعده هائی مشابه دادند تا اینکه اسفند ماه سال گذشته وزیر کشور ایران محمد نجار گفت که ریگی را در پاکستان دستگیر کرده ایم

سناریو نویسان نه چندان حرفه ای

ظاهرا وزارت اطلاعات ایران همیشه برای بزرگ نمائی وقایع آماده ماهی گرفتن از آب گل آلود است و این بار در ماجرای دستگیری ریگی بدون توجه به اظهارات سردار نجار که گفته بود ریگی را در پاکستان دستگیر کرده ایم سناریوی عجیبی را طراحی کردند که در نهایت به یک بی آبروئی بزرگ مبدل شد و ساختگی بودن جو سازی ها عیان شد.

در واقع ماجرا آنگونه که وزارت اطلاعات گفته بود، پیچیده بود. اما این پیچیدگی ناشی از پیچیده شدن اجرای سناریو ساختگی بود. داستان فرود اجباری هواپیمای قرقیزی و ادعای دستگیری ریگی از داخل آن و پس از آن تکذیب وزارت خارجه قرقیزستان مبنی بر دستگیر نشدن هیچ فردی از خطوط هوائی این کشور و همچنین نمایش مضحک نشستن ریگی در هواپیما که در کمال آرامش منتظر سر رسیدن ماموران ایرانی است، نشان داد که کاسه ای زیر نیم کاسه است.

آزادی عطار زاده و بیانیه وزارت اطلاعات در این خصوص نیز کم حرف و حدیث نیست اما با توجه به مستندات ارائه شده فوق و قول همکاری مسئولان اطلاعاتی و امنیتی پاکستانی ها به ایرانی ها می توان گفت که اتفاق آن گونه که وزارت اطلاعات گفته بود، رخ نداده است.

حقوق بین الملل چه می گوید؟

بهمن انصاری کارشناس ارشد حقوق بین الملل در باره مبانی حقوقی مداخله امنیتی یک کشور در کشوری دیگر می گوید: مداخله غیر معمول در صورتی معنا پیدا می کند که خارج از عرف بین المللی ودر نبود توافقات فی مابینی بین دو یا چند کشور انجام گرفته باشد.

وی افزود: در زمینه گروههای تروریستی و استرداد مجرمین جدا از قوانین موضوعه بین المللی، مقررات و توافقنامه ها ی بین دو یا چند کشور می تواند مفهوم حاکمیت مطلق را دستخوش تغییر کند، به عنوان مثال در اختیار قرار دادن بخشی از خاک خود برای تعقیب خرابکاران و دستگیری تروریستها در قالب یک موافقتنامه امنیتی دو جانبه می تواند امکان پذیر باشد.

انصاری می افزاید: هر اقدامی خارج از توافقات در حکم نقض حاکمیت کشور دیگر و مستوجب مسئولیت بین المللی است.

عملیات سری و این همه سر و صدا؟

سیستم اطلاعاتی ایران به قصد بهره برداری داخلی در ماجرای آزادی عطار زاده نیز پر سر و صدا وارد معرکه شد. ادعاهای عجیب مبنی بر برتری سیستم اطلاعاتی ایران به سیا و موساد به اندازه کافی اغراق بود تا بخشی از افکار عمومی ایران باور کنند که ریشه همه بدبختی ها طبق معمول از امریکا و اسرائیل است و نه استبداد و خفقان داخلی.

بیشتر عملیاتهای امنیتی و اطلاعاتی در جهان توسط تیم های اطلاعاتی زبده و به صورت مخفیانه و نه بر مبنای توافق قبلی با دولتها و کسب مجوز از آنها انجام می پذیرد. در اینگونه عملیاتها معمولا دولتها از قبول مسئولیت در قبال انجام کاری خودداری می کنند تا مسئولیتی متوجه آنها نشود چرا که این امر در حکم نقض حاکمیت یک کشور خواهد بود. اما هنگامی که نهاد اطلاعاتی یک کشور رسما به صدور بیانیه های مبالغه آمیز مبادرت می کند و دولت کشور مورد تعرض، واکنشی در قبال آن نشان نمی دهد، روشن می شود که اقدامات با توافق طرفین بوده و عملیات چندان پیچیده ای در کار نبوده است. جالب آنکه دستگاه سیاست خارجی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در ادعائی بچه گانه می گوید آزاد سازی عطار زاده اوج اقتدار امنیتی در منطقه است و دستگاههای امنیتی امریکا و اسرائیل از این اقدام حیرت زده شده اند.

مصلحی وزیر اطلاعات ایران هنوز نگفته که چگونه از حیرت و اعجاب مسئولان امنیتی و اطلاعاتی موساد و سیا مطلع شده است !!

گروگانهای دیگر منتظرند، لطفا بشتابید !

نزدیک به سه دهه از اسارت چند دیپلمات ایرانی در اسرائیل گذشته است و حتی متحد ایران یعنی حزب الله لبنان هم نتوانسته از طریق مبادله اجساد حزب الله اطلاعی از سرنوشت آنها پیدا کند.

در دی ماه 85 نیز چند دیپلمات ایرانی توسط نیروهای امریکائی در اربیل عراق دستگیر شدند و سیستم اطلاعاتی ایران 2 سال منتظر ماند تا امریکائی ها آنها را آزاد کردند.

عليرضا عسگری معاون پيشين وزارت دفاع ايران و شهرام امیری از اعضای سازمان انرژی اتمی ایران مدتها قبل از آنکه رهسپار امریکا شوند در ترکیه و عربستان بودند.

در هیچیک از موضوعات مورد اشاره، سیستم اطلاعاتی جمهوری اسلامی که ادعای برتری بر سازمانهای اطلاعاتی امریکا و اسرائیل را دارد نتوانست افراد کلیدی خود را از دست امریکا و اسرائیل نجات دهد این در حالی است که به سادگی توافق با دولت همسایه وبهره گیری از مساعدت امنیتی و اطلاعاتی کشور مجاور برای نجات جان یک دیپلمات پس از یک سال و نیم اسارت و آنهم از دست یک گروه تند رو، عملیاتی محیر العقول که باعث شگفتی جهانیان شده است نامیده می شود.

علم سیاست چه می گوید؟

علمای علم سیاست معتقدند در کنار دموکراسی های مرسوم، اصطلاحی به نام اوکلوکراسی وجود دارد که مختص شیوه رفتاری حکومتهائی است که از غوغا سالاری بیشترین سود را می برند.

داد و فریاد در عرصه داخلی و بین المللی ، جلب توجه، قدرت نمائی به هر قیمت، و حریف طلبیدن از خصیصه های ذاتی چنین رژیم هائی است.

به باور برخی کارشناسان سر خوردگی دستگاههای اطلاعاتی ایران در فرو نشاندن اعتراضات مردمی پس از انتخابات ضرورت ترمیم چهره نهاد های امنیتی در داخل و خارج را اجتناب ناپذیر کرده است.

در این راستا اطلاعیه های وزارت اطلاعات مبنی بر شناسائی گروههای بر انداز و دستگیری افراد مرتبط با آن بدون آنکه نام و وابستگی دستگیر شدگان اعلام شود و همچنین تهیه سناریوهای اعترافگیری که عنصر اساسی در آنها تاکید بر ارتباط داشتن با امریکا و اسرائیل است از جمله شگردهائی است که به منظور قدرت نمائی به کار گرفته می شود.

این ترفند ها فقط تا زمانی خاص برای مردم قابل باور است و به مرور همه در می یابند که واقعیت هر آنچه اعلام می شود عکس آن چیزی است که گفته می شود.


» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

اراجیف احمدی نژاد "کرمان-14 فروردین

احمدی نژاد : تشدید تحریم ها تنها باعث پیشرفت بیشتر ایران می شود .ما را تحریم کنید ما استقبال میکنیم
محمود احمدی نژاد امروز گفت: هرچه فشار بر ایران بیشتر شود، انگیزه مردم برای ساختن و پیشرفت دو برابر خواهد شد.
احمدی نژاد افزود: دشمنان خيال می كنند اگر به ملت ايران بنزين ندهند، ملت ايران ناراحت و ضعيف می شود، اما اين طور نيست چرا كه ما سريعاً به متخصصين خود می گوييم در اسرع وقت بنزين توليد كنند.
احمدی نژاد همچنین گفت: کسانیکه خود را از دايره دوستی با ملت ايران دور می كنند دچارعذاب الهی و خفت خواهند شد

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۲ فروردین رفراندام نبود، بیعت بود!

دکتر عبدالکریم لاهیجی:
۱۲ فروردین رفراندام نبود، بیعت بود!

• دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان برجسته ی ایرانی می گوید رفراندم «آری یا نه» دوازده فروردین که به تاسیس رسمی جمهوری اسلامی منجر شد، هیچ مطابقتی با معیارهای حقوقی یک رفراندوم نداشت ...


دویچه وله: فروردین ۱۳۵۸ طی یک همه‌پرسی، نظام حکومتی ایران مورد پرسش همگانی قرار گرفت. دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان، معتقد است آن همه‌پرسی هیچ مطابقتی با معیارهای حقوقی یک رفراندوم نداشت.
دکتر عبدالکریم لاهیجی، یکی از تهیه‌کنندگان پیش‌نویس قانون اساسی اولیه جمهوری اسلامی، می‌گوید که طرح سوال «جمهوری اسلامی، آری یا نه» در حقیقت رفراندوم نبود، بلکه گرفتن ’’بیعت‘‘ از مردم برای حکومتی بود که نوع آن از پیش تعیین شده بود.
به عقیده‌ی وی، حاکمان آن زمان برای کسب اعتبار داخلی و بین‌المللی خود نیاز به ’’تاییدیه‘‘ مردم داشتند و از این رو آن همه‌پرسی را برگزار کردند.
این حقوقدان با اشاره به طرح مجدد رفراندوم برای تغییر قانون اساسی از سوی برخی تحلیلگران می‌گوید، مطابق قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی، تمام تصمیم‌گیری‌ها بر عهده شخص ولی فقیه است. به اعتقاد وی، در شرایط کنونی هیچ احتمالی برای موافقت آیت‌الله خامنه‌ای با انجام رفراندوم وجود ندارد.


دویچه‌وله: آقای دکتر لاهیجی، تعریف حقوقی رفراندوم یا همه‏پرسی چیست؟

دکتر عبدالکریم لاهیجی: تعریفی که ژان ژاک روسو از دموکراسی مستقیم کرده بود، یعنی این که مردم خودشان هر نوع قانونی که می‏خواهند به صورت مستقیم برای خودشان به تصویب برسانند، در کشورها و اجتماعات بزرگ امروزی امکان‏پذیر نیست.
الان دمکراسی از طریق نظام نمایندگی برقرار می‏شود. به این ترتیب که مردم عده‏ای را به عنوان نماینده‏ی خودشان، چه برای حکومت بر خودشان و چه برای وضع قانون، تعیین می‏کنند. حال چه این قانون، قانون اساسی باشد و چه قانون عادی.
رفراندوم شیوه‏ای است میان این دو طریق مستقیم و غیرمستقیم دمکراسی؛ یعنی این که قانونی را که در بیشتر مواقع هم منظور قانون اساسی است، مردم از طریق رأی مستقیم انتخاب می‏کنند. به این شکل که دولت و نظام حکومتی، آن قانون را به مردم پیشنهاد می‏دهد و مردم هستند که نظر خود را اعلام می‏کنند.
این یعنی شیوه‏ای نیمه‏مستقیم که مردم بتوانند نظر خود را به طور مستقیم به آگاهی حکومت برسانند و در غالب مواقع یا در ارتباط با قانون اساسی آن کشور است که نوع نظام را تعیین می‏کند یا در ارتباط با قانونی است که به سرنوشت کشور ارتباط دارد.
مثلا در اکثر کشورهای عضو اتحادیه‏ی ‏اروپا برای پیوستن به اتحادیه‏ی اروپا یا برای تصویب قانون اساسی اتحادیه‏ی اروپا، چون تاثیر تعیین‌کننده‏ای در سرنوشت کشور داشت، مردم از طریق رفراندوم نظر خودشان را اعلام کردند.


با توجه به تعریفی که شما ارائه دادید، آیا رفراندومی که ۳۱ سال پیش در ایران برگزار شد و در آن با سوال «جمهوری اسلامی آری یا خیر» نوع حکومت تعیین شد، از نظر حقوقی با معیارهای جهانی مطابقت داشت؟

هرگز! آن‏چه در ایران انجام شد را نمی‏توان رفراندوم نامید. آن چیزی است که در اصطلاح غربی به آن "plebiscite" می‏گویند. یعنی حکومتی که بر مردم کشور مستولی است، رأی مثبت مردم را بخواهد. یعنی به اصطلاح گذشته مردم با او ’’بیعت‘‘ کنند.
حاکمان ایران آن زمان که در پی یک انقلاب به حکومت رسیدند و خود را وارث نظام سلطنت مشروطه می‏دانستند، هرگز از مردم نپرسیدند که شما می‏خواهید چه نظامی جانشین آن نظام باشد، بلکه نظام را تعیین کردند و بعد از مردم پرسیدند که آیا شما این نظام را می‏خواهید یا نظام گذشته را؟
البته مجبور هم نبودند این کار را بکنند. به خاطر این که این نوع نظرخواهی حالت اختیاری دارد. آن‏چه مهم است این است که مردم، نوع نظام و نوع قانون اساسی را انتخاب کنند. گروهی که قدرت را در دست گرفته بودند، چه از نظر ثبات داخلی، چه از نظر بین‏المللی می‏خواستند مردم آن‏ها را تایید کنند. در حقیقت تاییدیه و همان‏طور که گفتم، بیعتی بود که از مردم می‏خواستند.
بنابراین کسانی که نه جمهوری اسلامی و نه نظام گذشته را می‏خواستند، هرگز نتوانستند نظر خود را اعلام کنند. به اعتقاد من، تعداد آن‏ها هم کم نبود. یعنی اگر به شعارهای قبل از انقلاب توجه کنیم، فکر می‏کنم بیشتر مردم در پی استقرار جمهوری اسلامی نبودند، تازه بعداً مساله‏ی استقرار ولایت فقیه هم به آن اضافه شد. اما چون مردم را در انتخاب بین حکومت گذشته که مسلم بود مردم آن را نمی‏خواستند و جمهوری اسلامی محدود کرده بودند، این بود که مخالفان رژیم گذشته همه ناگزیر شدند به جمهوری اسلامی رأی بدهند.
ولی از نظر حقوقی و سیاسی، به این برنامه و این شیوه‏ی نظرخواهی رفراندوم نمی‏گویند.


بعد از گذشت ۳۱ سال و بعد از وقایعی که پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران رخ داد، خیلی‏ها دوباره بحث رفراندوم را مطرح کردند. برخی خواهان آن شدند که نتایج انتخابات به رفراندوم گذاشته شود و برخی نیز پا را فراتر گذاشته‏ و معتقدند که اصلا باید قانون اساسی دوباره به رفراندوم گذاشته شود. آیا چنین امکانی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی وجود دارد یا خیر؟

تظاهراتی که پس از اعلام نتایج انتخابات اخیر ریاست جمهوری در ایران برپا شد، نشان داد که اکثریت بزرگی از مردم ایران مشروعیتی برای حکومت کنونی قائل نیستند.
آن‏ها در ابتدا با شعار «رأی من کو؟» رأی خود را می‏خواستند و می‏دانستند که تبلور آن رأی، انتخاب احمدی‏نژاد نیست. بعد هم که پاسخ آن‏ها را با ده‏ها کشته و صدها زندانی دادند، مشروعیت حکومت را به چالش کشیدند.
بنابراین هر حکومتی برای این که چه از نظر داخلی و چه از نظر بین‏المللی بگوید که من پایگاه مشروع مردمی دارم، می‏تواند این رفراندوم را انجام بدهد. البته اگر واقعا برای خودش، این مشروعیت را قائل است و اگر مشروعیت خود را فقط بر روی فشار و اختناق و استبداد مستقر نمی‏داند.
در نتیجه از نظر عقلانی، موقع آن است که مسئولین جمهوری اسلامی مردم را در برابر چنین انتخابی بگذارند و به چالشی که بیش از ۱۰ ماه است بین حکومت و مردم به وجود آمده، به گونه‏ای پاسخ بدهند.


قانون اساسی چطور؟ آیا قانون اساسی این امکان را فراهم کرده است؟

در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی، متاسفانه همه‏ی مظاهر یک نظام دمکراتیک و از جمله رفراندوم، زیر سلطه‏ی یک شخص به نام ولی فقیه قرار گرفته است. یعنی اگر هم پیشنهاد رفراندوم به رهبر ارائه شود و رهبر موافقت نکند، متاسفانه راه به جایی نخواهد برد.
بنابراین خیلی طبیعی است که مردم چنین درخواستی را بکنند، چنان‏که طی ماه‏های گذشته بارها و بارها درخواست کرده‏اند. ولی متاسفانه ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی به گونه‏ای است که رهبر باید موافقت خود را با برگزاری رفراندوم اعلام کند.
در شرایط و اوضاع و احوال کنونی، با توجه به آخرین نطق آقای خامنه‏ای، خیلی بعید می‏دانم که او به این درخواست پاسخ بدهد. مگر این که تناسب قوا و موازنه‏ی قدرت، طی ماه‏های آینده او را ناگزیر کند.
هم‏چنان که سیل خروشان مردم، هر نظام قدرت‏مدار و هر دیکتاتوری را ناگزیر از پذیرش بسیاری از مسائلی که در ابتدا مورد قبول او نبوده، کرده است. البته در بسیاری از مواقع، آن‏چنان که نمونه‏های تاریخی‏اش را دیده‏ایم، دیکتاتورها وقتی به نظر مردم تمکین می‏کنند که دیگر خیلی دیر شده باشد.


اگر بر فرض چنین تقاضایی پذیرفته شود، به نظر شما، آیا الان باید قانون اساسی مجدداً به رفراندوم گذاشته شود؟ یعنی قانون اساسی دیگری توسط حقوق‏دانان نوشته شود و آن قانون باردیگر به همه‏پرسی گذاشته شود یا این که فکر می‏کنید این امکان وجود دارد که کل نظام جمهوری اسلامی به رفراندوم گذاشته شود؟ یعنی در اصل٬ همه‏پرسی‏ای که در ۱۲ فروردین سال ۵۸ انجام شد، دوباره تکرار شود؟

ما اصلا نمی‏توانیم قانون اساسی را از نظام جدا کنیم، برای این که قانون اساسی یعنی اساسی که یک نظام را پایه‏گذاری می‏کند. برای همین هم رفراندوم معمولا یعنی قانون اساسی جدید یا یک قانون اساسی اصلاح‏شده.
بنابراین هر تغییری که بخواهد در نظام جمهوری اسلامی به‏وجود بیاید، باید از مجرای قانون اساسی گذر کند. اگر بخواهند ولایت فقیه را حذف کنند هم به همین صورت است. اگر بخواهند حتی عنوان جمهوری اسلامی را تبدیل کنند، کافی است بنویسند «جمهوری ایران».
بنابراین بسته به آن است که چه تغییراتی بخواهند به‏وجود بیاورند. حتی اگر بخواهند نظام را عوض کنند و به نظام غیرجمهوری تبدیل کنند، کافی است نمایندگان مردم، قانون اساسی جدیدی به مردم پیشنهاد کنند.
در نتیجه، تغییر ساختاری هر نوع نظامی متوقف بر قانون اساسی‏ای است که به مردم ارائه می‏شود و مردم می‏توانند نظر خود را به طور صریح، مستقیم و به شیوه‏ی دمکراتیک به حاکمان اعلام کنند.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آمریکا از سخنان کرزی ابراز نگرانی کرد

کاخ سفید سخنان کرزی را نگران کننده دانست

حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان در تماس تلفنی با وزیر امورخارجه آمریکا درباره "نگرانی" ایالات متحده از سخنان اخیر خود ابراز تعجب کرده است.

آقای کرزی در سخنانی در روز پنجشنبه ناظران سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا را به "تقلب گسترده" در انتخابات سال گذشته افغانستان متهم کرده بود.

سخنان آقای کرزی با واکنش مقام های آمریکایی مواجه شد و رابرت گیبز، سخنگوی کاخ سفید آن را "نگران کننده" دانست.

کارل آیکنبری، سفیر ایالات متحده در کابل نیز با آقای کرزی دیدار کرد تا در این باره از او توضیح بخواهد.

به گفته پی جی کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، آقای کرزی پس از دیدار با کارل آیکنبری با هیلاری کلینتون تماس گرفت تا موضع خود را مشخص کند.

به گفته آقای کراولی، آقای کرزی در این گفتگو بر تعهد خود به ادامه همکاری دو کشور تاکید کرد و از خدمات جامعه بین المللی قدردانی کرد.

خانم کلینتون هم در این مکالمه از آقای کرزی خواست به جای بازگشت به گذشته، رو به جلو نگاه کند.

منابع خبری همچنین از ابراز تعجب حامد کرزی از واکنش آمریکا به سخنانش خبر داده اند.

تقلب گسترده خارجی

حامد کرزی در سخنان روز پنجشنبه خود مقام های سازمان ملل متحد و اتحادیه اروپا را به توطئه برای به روی کار آوردن یک حکومت دست نشانده در کشورش متهم کرد.

آقای کرزی در سخنان خود گفته بود که جای هیچ شک نیست که تقلب گسترده ای در انتخابات سال گذشته کشورش رخ داده و پیتر گالبرایت، معاون سابق نمایندگی سازمان ملل متحد در کابل و ژنرال فیلیپ موریون، رئیس هیات ناظران اتحادیه اروپا را در این رابطه متهم کرد.

آقای کرزی گفت: "این تقلب به دست افغان ها صورت نگرفت، این تقلب خارجی ها بود، تقلب گالبرایت و موریون بود و آرای ملت افغانستان در کنترل یک سفارتخانه بود."

رابرت گیبز با ابراز نگرانی از سخنان آقای کرزی گفت: "ما در پی توضیحات آقای کرزی درباره ماهیت این سخنان هستیم."

آقای گیبز ادامه داد: "فکر می کنم آقای اوباما آخر هفته گذشته (در دیدار از کابل) به طور واضح به آقای کرزی درباره اقدام های لازم برای بهبود حکومت و مبارزه با فساد برای مقابله با مشکلات آن کشور توضیح داده بود."

باراک اوباما یکشنبه پیش به کابل سفر کرد. این نخستین دیدار او از افغانستان به عنوان رئیس جمهوری آمریکاست.

آقای اوباما در این سفر ضمن ابراز حمایت کامل از آقای کرزی بر اهمیت مبارزه با فساد و سایر مشکلات افغانستان تاکید کرد.

آقای کرزی در حال حاضر با پارلمان افغانستان بر سر اصلاح قانون انتخابات و محدود کردن انتخاب ناظران انتخاباتی از میان شهروندان این کشور دچار مشکل شده است.

اخبار مرتبط

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

طراحی شده توسط ندای ایران زمین