آخرین خبرها

یک روز در سالن ملاقات اوین

۱۳۸۸ بهمن ۱۲, دوشنبه


از فردای انتصاب محمود احمدی نژاد و شکل گیری دولت مستقر، روزی نیست که زندان های ایران، شاهد حضور خانواده زندانیانی که دستگیر شده اند، نباشد. بعضی چهره ها، از روز اول حضور داشته اند؛ بعضی در میانه راه آمده اند؛ هر روزهم خانواده دیگری به جمع آنها اضافه می شود. گزارش زیر، به بازخوانی یک روز در برابر اوین اختصاص دارد.

ساعت 7:30

صبح یک روز پنجشنبه بعد از عاشورا؛ خیابان درکه مقابل سالن های "چند منظوره" اوین. روز ملاقات بازداشت شدگان بندهای 209 و 240 وزارت اطلاعات. خانواده هایی که اعضایشان در جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده اند، منتظر باز شدن درهای ورود به سالن انتظار ملاقات ها هستند.

ساعت 8 صبح

تعداد حاضرین بیشتر می شود؛ اکنون نزدیک به 100 نفر از خانواده ها، مضطرب و نگران در مقابل در آهنی اوین و در سرما منتظر گشوده شدن در هستند.

ساعت 8:30

کم کم "حرفه ای" ها هم از راه می رسند. این اصطلاح در میان ملاقات کننده ها به خانواده زندانیان سیاسی گفته می شود که همسران و یا فرزندان آنها بیش از یکبار سابقه زندان دارند و برای همین با عرف وآداب ملاقات آشنایی بیشتری دارند.

خانواده دکتر ملکی، خانم دکتر بازرگان، همسر محسن محققی که در دوران شاهنشاهی برای ملاقات با پدر این مسیر را می پیمود و در دوران بعد از انقلاب برای ملاقات با برادر و همسرش بارها این مسیر را طی کرده است و به همراه همسر محمود نعیم پور از خاطرات بازداشت سال 69 اعضای نهضت آزادی می گویند و خانم کمالی، همسر عماد باقی که در طول سالهای اخیر به تناوب برای ملاقات با همسر و دامادش این مسیر را طی کرده است.

امین احمدیان همسر بهاره هدایت هم می رسد و همچنان با روحیه، یادآوری می کند که امسال عید نیز ماموران به سفره هفت سینی که در مقابل اوین گسترده بودند حمله کردند و همسرش را بازداشت کردند و با شوخ طبعی خاصی، با اشاره به ایام سال نوی میلادی می گوید: "امسال بهاره هم عید مسلمین و هم عید مسیحیان را در زندان بوده است".

ساعت 9 صبح

درهای سنگین زندان همچنان بسته است؛ هیچ کس پاسخگوی مادران دل نگران و خانواده ها نیست. حالا نزدیک به 200 نفر پشت درهای اهنی سنگین، به امید ملاقات با اعضای خانواده شان سرما را تحمل می کنند.

ساعت 9:30

سرانجام در اولیه باز می شود. خانواده ها به محوطه حیات اوین وارد می شوند، اما هنوز یک در دیگر تا سالن انتظار برای ملاقات باقی است و ماموران هم عجله ای برای گشودن آن ندارند.

پدر سلمان سیما با هیجان و حرارت مشغول اعتراض به وضعیت موجود است و با افتخار از اینکه فرزندش به دلیل حق خواهی به زندان افتاده یاد می کند.

10 صبح

سرانجام بعد از تحمل سه ساعت سرما همه موفق به ورود به سالن انتظار برای ملاقات می شوند و کارت های آبی رنگ ملاقات را دریافت می کنند. بر دیوار سالن ملاقات، آیین نامه های سازمان زندانها چسبانده شده است از جمله اینکه بدون مجوز قاضی و دادیار هیچ کس، حتی خانواده درجه یک هم حق ملاقات ندارند. موضوعی به نام ملاقات با وکیل نیز اصولا در این آیین نامه ها جایی ندارد.

یکی از "حرفه ای" ها در پاسخ به بقیه کسانی که نگران عدم تماس زندانیانشان با خانواده هستند از سالهای دهه شصت می گوید که معمولا زندانیان در چند ماه اول بازداشت حق تماس با منزل را نداشتند و در آن زمان از این مدت به عنوان "عُده لاجوردی" یاد می کردند.

ساعت 10:30

صف خانم ها و آقایان برای تنظیم وقت ملاقات تشکیل شده است. همسر سحرخیز اولین نفر است و گویا عجله دارد تا زودتراز بقیه موفق به دیدار عیسی سحرخیز روزنامه نگار دربند شود.

در سالن چند گروه مختلف در کنار هم مشغول بررسی و تبادل اخرین اخبار از عزیزان در بندشان هستند. خانواده زندانیان بهایی، که تعدادشان هم کم نیست، در گفتگو با دیگر خانواده ها مشغول شرح ظلم هایی هستند که در طول سالیان گذشته بر آنها رفته واز جمله بازداشت سال گذشته معتمدانشان و آخرین آنها نیز که بازداشت جوانان خانواده ها به اتهام حضور در تجمعات عاشورا بوده است. خانواده زندانیان مجاهدین خلق هنوز برای گفتگو با دیگران تردید دارند. در گوشه ای نیز اعضای خانواده برخی از کسانی که در ماههای اخیر به جرم فعالیت در شرکتهای هرمی و گلدکوئست بازداشت شده اند تلاش می کنند تا دورتر از جمع ناآرام خانواده های سیاسیون حضور داشته باشند.

خانواده دکتر ملکی از بیماری وی می گویند و اینکه دکتر ملکی گفته با وجود این بیماری و فشارهای سنگین جسمی، حضور در زندان را ترجیح می دهم.

برخلاف برخی از خانواده ها که چند نفر برای ملاقات با یکی از اعضای خانواده آمده اند، همسر مهندس توسلی برای ملاقات با دو دختر، داماد و برادرش آمده است، هرچند مسوولین حتی البسه ودیگر لوازم شخصی دکتر یزدی، لیلا و سارا توسلی و فرید طاهری راتحویل نمی گیرند. فرید طاهری دوهفته قبل در همین سالن و در صف آقایان منتظر تائید برگه ملاقات برای دیدار همسرش بود و امروز در داخل زندان و در یک بند با همسرش قرار دارد.

ساعت 11 صبح

مادر سالخورده مهدی محمودیان که همراه دو نفر از بستگانشان برای ملاقات با فرزندش آمده، در گوشه ای از سالن، مشغول شرح جریان ضرب و شتم فرزندش به دلیل درخواست برای استفاده از دستشویی است.

و دکتر محمد حائری وکیل دادگستری که هفته های قبل برای درخواست ملاقات با موکلش، حسین نورانی نژاد مراجعه می کرد این هفته به همراه همسر و فرزندانش برای ملاقات با فرزندش سعید حائری آمده است.

خانواده شیوا نظرآهاری و مهرداد رحیمی، دیگر اعضای بازداشت شده کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز حضوردارند و از میان صحبتهایشان شنیده می شود که به فرزندانشان اتهاماتی چون ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و محاربه تفهیم شده و تحت فشارهای شدید برای حضور در اعترافات تلویزیونی قرار دارند.

پدر و مادر و خواهر مهدی عربشاهی، خانواده میلاد اسدی و پدر و مادر مرتضی سیمیاری که از شهرستان برای ملاقات با فرزندشان آمده اند هم در گوشه ای گرد هم جمع شده اند و همگی نگران فرزندانشان هستند که از روز بازداشت تاکنون حتی تماس تلفنی هم نداشته اند، در این میان وضعیت بهاره هدایت تنها خانم عضو شورای مرکزی تحکیم بهتر است؛ وی هفته گذشته ظاهراً بر اثر یک اشتباه ملاقاتی با خانواده داشته، اما این هفته مسوولین سالن ملاقات به همسروی اعلام کردند بهاره تا اطلاع ثانوی ممنوع الملاقات است.

همسران برخی از مسوولین سابق جمهوری اسلامی نیز با حجاب کامل در گوشه ای نشسته اند و هنوز باور ندارند که برای دیدار با معاون اسبق ریاست جمهوری اسلامی و یا معاون سابق وزیر اطلاعات باید در سالن انتظار اوین حضور یابند.

این هفته همسران محمد جواد مظفر، ماشاالله شمس الواعظین و خواهر رضا تاجیک برای ملاقات نیامده اند؛ هرچند کسانی هم که آمده اند می دانند شانس دیدار با عزیزان دربندشان بسیار کم است.

ساعت 11:30 صبح

بلند گوی سالن چند بار اعلام می کند: "هیچیک از بازداشتی های عاشورا ملاقات ندارند."

با شنیدن این مساله جمع زیادی از خانواده ها سالن را ترک می کنند اما هنوز خانم حکمت که به همراه خواهرش برای ملاقات با همسر و دختر دربندش آمده منتظرند شاید تغییری در وضعیت رخ دهد و خانواده مهندس محمد طاهری نیز اصرار دارند که حداقل لوازم شخصی که برای فرزندشان آورده اند را تحویل دهند.

از خانواده حسن نورانی نژاد هم امروز فقط خواهرش به ملاقات آمده است ومی گوید دردادگاه هفته گذشته نورانی نژاد، قاضی دادگاه علاوه بر وی، مهدی حمودیان وخانم آذر منصوری، پرستو سرمدی، همسر حسین را هم به عنوان متهم ردیف چهارم پرونده در کیفرخواست نام برده است.

اولین گروه افرادی که از سالن ملاقات بیرون می آیند مهرک میراب زاده است، همسر شهاب طباطبایی. ناراحت و عصبی به افرادی که از وی احوال همسرش را می پرسند می گوید در طول دو هفته اخیر بارها سلول رئیس شاخه جوانان جبهه مشارکت را تغییر داده اند و در این تغییرها کلیه لوازم شخصی که خانواده برای وی ارسال کرده بود هم توقیف شده. در نهایت آنچنان که او نقل می کند در سلول فعلی "فقط شهاب، عبدالله مومنی و یک پتو" وجود دارد.

برخی دیگر از خانواده هایی که از ملاقات بیرون می آیند از وضعیت نامناسب زیستی زندان می گویند؛ از اینکه زندانیان نسبت به فضای سرد اعتراض دارند و اینکه در بسیاری از سلول ها تا 5/1 برابر ظرفیت زندانی وجود دارد و مشکلات مربوط به این موضوع. از عزاداری همسلولی های آرش زمانی هم می گویند که روز قبل اعدام شده است.

آنچنان که خانواده ها میگویند آرش زمانی نیز تا هفته گذشته به همراه 15 نفر از روزنامه نگاران و بازداشتی های بعد از انتخابات در یک سلول 10 نفره زندانی بوده است.

ساعت 12

فاطمه آدینه وند نیز به همراه دو فرزندش برای ملاقات آمده اند. پس از یکی دوماهی که از انتقال عبدالله مومنی به بخش عمومی و آسانتر شدن تماس ها می گذشت، هفته گذشته مجدداً مومنی را به بندهای 209 و 240 انتقال داده اند، اما همسرش همچنان با روحیه به دنبال همسر امیر خرم از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی است و برای دیگران توضیح می دهد که خرم یک روز قبل از بازداشت برای ملاقات با خانواده مومنی به منزل آنها رفته بوده است. او نگران مسعود باستانی روزنامه نگار جوانی است که همسلول عبدالله مومنی بوده وهفته گذشت به زندان رجایی شهر کرج و بین چند قاتل تبعید شده است.

با توجه به روحیه و اخلاق خوب سعید لیلاز همه منتظرند تا بشنوند وی در آخرین ملاقات با همسرش چه داستانهای طنزآمیزی از حوادث داخل زندان تعریف کرده است. اما با خروج همسر لیلاز از سالن ملاقات معلوم می شود که طنز امروز تلخ بوده و در جریان انتقال به سالن ملاقات، به دلیل گفتگوی لیلاز و ساسان آقایی با یکدیگر، ماموران هر دوی آنها را از ملاقات محروم کرده اند.

ساعت 12:30

برخی خانواده ها احکام و نامه هایی از دادستان تهران برای ملاقات حضوری با عزیزان در بندشان دارند اما در برابر اراده بازجویان و ماموران زندان، احکام کتبی دادستان اهمیتی ندارد. هیچیک از کسانی که این نامه ها را ارائه می کنند موفق به ملاقات حضوری نمی شوند.

ساعت یک بعد از ظهر

سربازان وظیفه با اعلام پایان ساعت ملاقات، خانواده هایی را که هنوز چشم انتظار و امیدوار ملاقات هستند از سالن بیرون می کنند.

یکی دیگر از روزهای ملاقات بند 209 و 240 هم به پایان رسیده است. در بیرون از زندان خانواده ها مشغول تنظیم برنامه و هماهنگی برای هفته بعد هستند؛ برنامه ای که شامل مراجعه به دادگاه انقلاب، خیابان معلم، مراجعه به دادگستری تهران در خیابان ارک، مراجه به دادسرای اوین و بازهم پنجشنبه آینده سالن ملاقات در خیابان درکه خواهد بود.

این برنامه 6 ماهست که ادامه دارد؛ تا کی چنین خواهد بود؟

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

از موسوی اعلام برائت کنید


با گذشت 8 ماه از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، فضای حاکم بر ایران همچنان امنیتی است و در حالی که بازداشت فعالان سیاسی، مطبوعاتی و دانشجویی همچنان ادامه دارد، دور تازه ای از فشارها بر فعالان دربند آغاز شده است. خانواده زندانیان سیاسی و مطبوعاتی در گفتگو با "روز" از آخرین وضعیت عزیزان در بند خود گفته اند.

انتقال فعالان سیاسی و مطبوعاتی به بندهای امنیتی و زندان رجایی شهر در حالی صورت میگیرد که اکثر آنها محاکمه شده و حکم دادگاه بدوی آنها صادر شده است. در برخی موارد حتی، حکم دادگاه تجدید نظر نیز اعلام شده است اما گمانه زنی ها از فشارهای جدید به دلیل در پیش بودن 22 بهمن حکایت دارد.

از سوی دیگر، فعالان سیاسی زندانی به شدت تحت فشار هستند که تعهد دهند بعد از آزادی برای همیشه فعالیت سیاسی را کنار خواهند گذاشت و مشاوران میرحسین موسوی نیز که بعد از عاشورا به صورت فله ای بازداشت شده اند، به شدت تحت فشار قرار دارند که از مواضع نخست وزیر زمان جنگ اعلام برائت کنند. امری که تاکنون حاصلی نداشته و مشاوران موسوی تن بدان نداده اند. همه اینها در حالی اتفاق می افتد که روز گذشته از ورود خانواده های زندانیان سیاسی به مجلس شورای اسلامی نیز ممانعت به عمل آمده است.


همه مشاوران موسوی

مشاوران میرحسین موسوی که اخبار منتشره از افزایش فشارها بر آنان حکایت دارد، به شدت تحت فشار هستند که از مواضع میرحسین موسوی اعلام برائت و علیه نخست وزیر زمان جنگ اعتراف کنند. یک یک منبع آگاه به "روز" گفت: علیرضا بهشتی، بهزادیان نژاد، عرب مازار، بهشتی شیرازی و سایر نزدیکان میرحسین موسوی به شدت تحت فشار هستند و تنها شرط آزادی آنها، اعلام برائت از موسوی عنوان شده است.
به گفته این منبع آگاه، چنین امری تاکنون بی حاصل بوده و علیرغم همه فشارها، مشاوران و نزدیکان میرحسین موسوی گفته اند که به نخست وزیر زمان جنگ و مواضع او کاملا اعتقاد دارند ودرباره مسائل و وقایع انتخابات و بعد از آن با او هم عقیده اند.


نقل و انتقال های مشکوک

روز گذشته احمد زیدآبادی، روزنامه نگار سرشناس ایرانی از بند عمومی 350 به مکانی نامعلوم منتقل شد. مهدیه محمدی، همسر این روزنامه نگار با تایید این خبر به "روز" گفت: احمد دیروزساعت یازده و نیم زنگ زد و خیلی کوتاه گفت که دارند او را به مکان دیگری منتقل می کنند اما هیچ اطلاعی از جایی که میخواستند منتقلش کنند نداشت و همین مساله موجب نگرانی ما شده است.

پیش از این، حمزه كرمي، جهانبخش خانجاني، هدايت الله آقايي، رضا رجبي، عبدالله مومني، شهاب طباطبايي و محمدرضا نوربخش از بند عمومی به بند 240 و مسعود باستانی به زندان رجایی شهر منتقل شده اند و با این نقل و انتقالات، امکان تماس تلفنی با خانواده های خود را که در بند عمومی داشتند از دست داده اند.

فاطمه آدینه وند، همسر عبدالله مومنی که خبر انتقال او به بند 240 پیش از این منتشر شده بود در گفتگو با "روز" این بار از انتقال این فعال سرشناس دانشجویی به بند 209 زندان اوین خبر میدهد.

وی می گوید: اول بهمن ماه ساعت 4 به عبدالله گفته بودند که وسایلت را جمع کن باید جابجا شوی که به ما زنگ زد و گفت نمیدانم کجا منتقلم میکنند بعد فهمیدیم که او را به بند 240 برده اند. روز پنج شنبه که با او ملاقات کردیم خیلی ناراحت بود و می گفت که حتی لباس های گرم او را نیز به او نداده اند و هوای بند به شدت سرد است. بعد هم که متوجه شدیم او را به بند 209 برده اند و با آقای شهاب الدین طباطبایی در یک سلول است.

خانم آدینه وند می افزاید: اکنون نه کتاب در اختیار آنها هست و نه روزنامه و همه امکاناتی را که در بند عمومی داشتند از آنها گرفته اند و نمیدانیم آیا دور جدیدی از بازجویی ها شروع شده یا نه؛ اما سئوال ما این است که 4 ماه در سلول انفرادی از عبدالله بازجویی کردند بعد دادگاه بردند و حکم صادر کردند اکنون چرا دوباره اینگونه رفتار و او را اذیت می کنند.

وی با اشاره به بیماری پوستی آقای مومنی توضیح میدهد: سلولی که ایشان 4 ماه به صورت انفرادی بودند به شدت کثیف بوده و ایشان دچار بیماری پوستی شده و حتی دکتر زندان اوین گفته که باید خارج از زندان مداوا شوند اما گوش شنوایی نیست و این در حالیست که به شدت وضعیت بیماری پوستی ایشان حاد تر می شود.


دو بازداشت

روزنامه کیهان، در شماره امروز خود خبر از بازداشت هادی غفاری، امام جمعه مسجد الهادی داده است. بازداشت این روحانی در حالی صورت می گیرد که روز گذشته برخی ادعاها درباره کشف سلاح در مسجد الهادی تهران منتشر شده بود؛در حالیکه هادی غفاری اعلام کرده بود انبار مسجد، در اجاره بوده است.

همزمان برخی اخبار از بازداشت رضا خندان (مهابادی)، نویسنده و عضو هیات دبیران کانون نویسندگان ایران حکایت دارد. براساس اعلام کانون نویسندگان ایران، روز چهارشنبه ۷ بهمن‌ماه ۱٣٨٨، او پس از خروج از منزل خواهرش در شهرک ژاندارمری تهران، در خیابان بازداشت و به مکان نامعلومی برده شد. شب همان روز، مأموران به منزل مادر رضا خندان در شهر ری رفتند و برخی از کتاب‌ها و وسایل او را با خود بردند.


تبعید مسعود باستانی

مسعود باستانی، روزنامه نگاری که به زندان رجایی شهر منتقل شده است نیز وضعیت مناسبی ندارد. مهسا امرآبادی، همسر این روزنامه نگار که موفق به ملاقات با او به صورت کابینی شده است به "روز" می گوید: من از پشت شیشه های کابین ملاقات که زندانی ها را دیدم ترسیدم و به شدت نگران همسرم هستم.

وی می افزاید: مسعود هیچ کار غیرقانونی در زندان اوین انجام نداده و انتقال او به زندان رجایی شهر کاملا غیر قانونی است.
خانم امرآبادی با اشاره به عدم پاسخگویی مسولان می گوید: دادستان تهران، قاضی صلواتی و قاضی شعبه تجدید نظر می گویند این موضوع ربطی به آنها ندارد. این درحالیست که مسعود یک روزنامه نگار است و انتقال او به زندانی که پر از قاتل و افراد معتاد است بسیار نگران کننده است.

وی تصریح می کند: اگر هر اتفاقی برای مسعود بیفتد من مسوول آن را دادستان و مسئولان امنیتی می دانم.
همسر مسعود باستانی در عین حال از رفتار متعهدانه مسولان زندان رجایی شهر تشکر می کند و می گوید: مسعود آدمی است که با هرکسی می تواند ارتباط برقرار کند اما شرایط مناسبی ندارد. به شدت سردش است و از سوی دیگر سخت است با افرادی زندگی کنی که نه تو حرف آنها را بفهمی و نه آنها حرف تو را. مخصوصا کسانی که به هر حال آدم کشته اند.
خانم امرآبادی با اشاره به اصل تفکیک جرایم و زندانی ها می گوید: در حکم مسعود، تبعید نبود اما با این انتقال رسما نوعی تبعید محسوب می شود.


سحرخیز در دادسرای کارکنان دولت

عیسی سحرخیز، روزنامه نگار سرشناس ایرانی روز گذشته به دادسرای کارکنان دولت منتقل شد. همسر این روزنامه نگار در همین زمینه به "روز" توضیح میدهد: چند ماه پیش از دادسرای کارکنان دولت به ما زنگ زدند و گفتند که آقای سحرخیز به 7 ماه زندان محکوم شده و باید خود را معرفی کند و من گفتم که آقای سحرخیز در زندان به سر می برد. بعد گفتند به خاطر مطلبی از ایشان که در گویا نیوز منتشر شده ایشان محکوم شده اند. وکلای ایشان اعتراض کردند که چگونه ممکن است بدون حضور فردی دادگاه تشکیل شود و حکم هم صادر کند و بعد متوجه شدیم که ایشان مصاحبه ای با دویچه وله داشته اند و گویانوز هم همان مصاحبه را نقل کرده و مبنای اتهام شده است.

به گفته خانم سحرخیز، این دادگاه تجدید شده و قرار بود روز گذشته برگزار شود که با اعتراض وکلای آقای سحرخیز و ایراد اشکال به اتهام وارده، پرونده جهت مشخص شدن وضعیت به دادستانی فرستاده شده است.

وی با اشااره به دنده شکسته آقای سحرخیز می گوید: متاسفانه دنده ایشان بدجوش خورده و خیلی اذیت می کند از طرف دیگر ایشان در حالی در بازداشت به سر می برند که از 6 ماه پیش تاکنون قرار بازداشت ایشان تمدید نشده است.
خانم سحرخیز نیز، از انتقال همسرش به سلولی کوچک تر خبر می دهد و می گوید: روز گذشته تولد همسرم بود اما اجازه ندادند هیچ چیزی برای ایشان ببریم پیش از این کتاب می بردیم اما از زمان انتقال ایشان به سلول جدید این امکان را نیز از او گرفته اند.


ارتباط سعید لیلاز و ساسان آقایی!

سعید لیلاز، روزنامه نگار سرشناس و تحلیل گر اقتصادی همچنان در بند 209 زندان اوین است. همسر این روزنامه نگار به "روز" می گوید: روز پنج شنبه قرار بود با آقای لیلاز ملاقات کنیم اما گفتند که به دلیل برقراری ارتباط با یک زندانی دیگر ممنوع الملاقات است؛ بعد متوجه شدیم که منظور از زندانی دیگر ساسان آقایی بوده است.

وی با بیان اینکه منتظر تماس تلفنی آقای لیلاز هستیم، می افزاید: آقای لیلاز همچنان در سلولی 4 نفره هستند که با یکی از اعضای سازمان منافقین، یکی از اعضای القاعده و یک متهم مالی، هم سلول هستند.

سپهرناز پناهی که روز گذشته به اتفاق سایر خانواده های زندانیان به مجلس شورای اسلامی رفته بود می گوید: ما را راه ندادند؛ گفتیم اینجا خانه ملت است و ما نیز جزوی از ملت هستیم اما گفتند نمی شود بدون حساب و کتاب هر کسی وارد شود و گفتیم که از قبل هماهنگ شده است اما این بار گفتند با هر نماینده ای قرار دارید بگویید بیاید توی کوچه و با او صحبت کنید که ما نپذیرفتیم.

پدر ساسان آقایی نیز درباره ممنوع الملاقت بودن، این روزنامه نگار می گوید: روز پنج شنبه وقتی او را برای ملاقات می اوردند در بین راه با آقای لیلاز صحبت کرده و به همین دلیل هر دو را به سلول هایشان بازگردانده و از ملاقات آنها با خانواده هایشان جلوگیری کرده اند.

وی حال عمومی و روحی فرزندش را خوب توصیف می کند و می افزاید: ساسان دیروز تماس گرفت و حالش خوب بود و ما امیدوار هستیم که این هفته موفق به ملاقات با او شویم.

بی خبری از اعضای دربند نهضت آزادی

سارا توسلی، دختر مهندس توسلی، روز یکشنبه با خانواده خود تماس گرفته و دقایقی با فرزند خردسال خود صحبت کرده است. او گفته از خواهرش، لیلا توسلی و همسرش، فرید طاهری نیز خبر دارد و حال آنها نیز خوب است.

غیر از این هیچ خبر دیگری از اعضای بازداشت شده نهضت آزادی در دست نیست و هیچ تماس تلفنی و ملاقاتی صورت نگرفته است؛ آخرین تماس ابراهیم یزدی، دبیرکل زندانی این تشکل نیزدو هفته پیش بود که داروهای خود را خواست و بعد از آن هیچ خبری از او نیست. اما یک منبع آگاه خبر از فشار شدید بر اعضای این تشکل سیاسی برای اخذ تعهدنامه داده است. به گزارش خبرنگار "روز" اعضای نهضت آزادی که تا پیش از این تحت فشار بودند تا انحلال این تشکل سیاسی را اعلام کنند اکنون به شدت تحت فشار هستند تا تعهد دهند بعد از آزادی، برای همیشه کار سیاسی را کنار خواهند گذاشت.
بر اساس این گزارش، شرط آزادی اعضای نهضت آزادی همین تعهد ذکر شده است.

نگرانی خانواده بهاره هدایت

بهاره هدایت، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت همچنان در بی خبری مطلق قرار دارد.
امین احمدیان، همسر بهاره هدایت در گفتگو با "روز" از نگرانی شدید خانواده این فعال دانشجویی سخن می گوید و می افزاید: نه تماس تلفنی وجود دارد و نه ملاقات و ما به شدت نگران وضعیت بهاره هستیم به خصوص با این مباحثی که این روزها مطرح می شود.

مخالفت با مرخصی بهمن احمدی امویی

بهمن احمدی امویی، همچنان در بند 350 اوین به سر می برد و با آزادی و یا حتی مرخصی اش در برابر وثیقه مخالفت میشود.

حکم هفت سال و چهار ماه زندان تعزیری و سی چهار ضربه شلاق برای بهمن احمدی امویی روزنامه نگار و تحلیل گر اقتصادی، یکی از سنگین ترین احکامی است که برای روزنامه نگاران صادر شده و بسیاری را شوکه کرده است. بر خلاف برخی از سیاستمداران که این روزها با ابلاغ حکم شان با قرار وثیقه آزاد می شوند، هشت ماه است که بهمن احمدی امویی نیز همچون بسیاری دیگر از روزنامه نگاران در زندان اوین به سر می برد و هرگز با آزادی اش با قرار وثیقه موافقت نشده است.
فریده غیرت، وکیل مدافع بهمن احمدی امویی اواخر هفته گذشته با ارائه لایحه تجدید نظر به شعبه بیست و شش دادگاه انقلاب به حکم صادره برای موکلش اعتراض کرد.

پرونده احمدی امویی در حال حاضر در دادگاه تجدید نظر استان تهران برای تعیین شعبه تجدید نظر است.

ژیلا بنی یعقوب، همسر بهمن احمدی امویی پس از صدور حکم سنگین هفت سال و چهارماه حکم تعزیری در نامه ای خطاب به قاضی پرونده وی نوشت: اتهام اصلی همسرم انتقاد به دولتمردان است. من می دانم مشکل ریشه ای تر از نحوه نگاه شخص شما به روزنامه نگاران و حرفه روزنامه نگاری است. شما تقصیر زیادی ندارید که ویژگی های شغل روزنامه نگاری را نمی شناسید! سالهاست روزنامه نگاران فریاد می زنند که دادگاه روزنامه نگاران باید با حضور هیئت منصفه مطبوعاتی برگزار شود. با حضور کسانی که جنس کار روزنامه نگاری را می شناسند.انها می دانند که وظیفه حرفه ای یک روزنامه نگار نگاه نقادانه به مسائل است.آنها می دانند در دانشکده های روزنامه نگاری به دانشجویان این رشته آموخته می شود که نگاهی انتقادی به دولتمردان داشته باشند و نه متملقانه.

تماس تلفنی لیلی فرهادپور

لی لی فرهادپور نویسنده، روزنامه نگار و فعال زنان که اول بهمن ماه ازسوی ماموران امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود، عصر روز یکشنبه۱۲ بهمن با خانواده اش تماس گرفت.

به گزارش سایت کانون زنان ایرانی، این اولین تماس فرهادپور پس از بازداشت بود، فرهادپور در این تماس کوتاه تلفنی به خانواده اش خبر داده است که وضعیت جسمانی مناسبی دارد، با این حال در چند روز گذشته به دلیل عارضه قلبی که از پیش داشت به بهداری زندان اوین منتقل شده است.همچنین فرهادپور به نقل از مسئولان زندان خبر داده است که پرونده اش روز شنبه ۱۱ بهمن به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب ارسال شده است.

با این حال پیگیری های وکیل او "زهرا ارزنی" در چند روز گذشته نتیجه ای نداشته است و مسئولان دادگاه انقلاب اعلام کرده اند که هیچ پرونده ای ازاو به این دادگاه نیامده است.لیلی فرهادپور، مادر بهرنگ تنکابنی، سردبیرنشریه "فرهنگ و آهنگ" است که روز ۱۵ دی در محل دفتر این نشریه بازداشت شده و هنوز در بازداشت به سر می برد.فرهادپور به خانواده اش گفته است که درزندان یک بار موفق به ملاقات با پسرش شده، اما از دلیل فراهم شدن این دیدار توضیحی نداده است.

پیشتر لیلی فرهادپور که برای پیگیری بازداشت پسرش به دادگاه انقلاب رفته بود دچار مشکل قلبی شده و به همین دلیل به بیمارستان انتقال یافته بود، او روزهای ۲۹ و ۳۰ دی ماه در اورژانس مرکز قلب تهران بستری بود و درست فردای روزی که از بیمارستان به خانه آمد، از سوی ماموران وزارت اطلاعات درمنزلش بازداشت شد.

او در دو هفته ای که از زمان بازداشت پسرش بهرنگ تنکابنی می گذشت بارهابه مراجع قضایی مراجعه کرده اما نتوانسته بود خبری از محل نگهداری اوبه دست بیاورد.با وجود گذشت نزدیک به یک ماه از بازداشت بهرنگ تنکابنی اوتنها یک بار و درست چند ساعت پیش از بازداشت مادرش با خانواده اش تماس گرفته است و همچنان هیچ پرونده ای از وی به مراجع قضایی ارسال نشده است.بهرنگ تنکابنی روز ۱۵ دی ماه در دفتر مجله فرهنگ و آهنگ به همراه کیوان فرزین منتقد و روزنامه نگار بازداشت شده است و هر دو همچنان درشرایط نامعلومی به سر می برند.

مشاور موسوی همچنان در انفرادی

با گذاشت بیش از یک ماه از بازداشت سید علیرضا بهشتی شیرازی، وی همچنان در انفرادی به سر می برد و از داشتن وکیل محروم است. بهشتی شیرازی که یکی از مشاوران و از حلقه یاران میر حسین موسوی است یک ماه پیش و در روزی که اکثر یاران موسوی را دستگیر کردند؛ بازداشت شد.

در این مدت وی با خانواده خود تماس تلفنی داشته است. به گفته خانواده بهشتی وی از روحیه بالایی برخوردار است.
خانواده بهشتی همچنین تاکید کردند: "چه به او اجازه تماس با خانواده خود را بدهند چه او را از این حق محروم کنند و یا حتی او را تحت فشار بگذارند، وی مطمئنا از روحیه بالایی در زندان برخوردار خواهد بود چرا که در راه حق قدم برداشته است."
این خانواده همچنین اضافه کردند که تا کنون هیچ اطلاعی از وضعیت پرونده او ندارند.

تماس دو دقیقه ای عرب مازار

خانواده دکترعلی عرب مازار از تماس تلفنی مشاور میرحسین موسوی خبر دادند. خانواده دکتر عرب مازار در گفت و گو با کلمه با بیان اینکه این تماس تلفنی کوتاه و حدود دو دقیقه بود گفتند: در این صحبت که مدت ۲دقیقه بیشتر طول نکشید ایشان از سلامت وضعیت جسمی خود خبر دادند.

خانواده عرب مازار با اشاره به بیماری کمر درد و ناراحتی قلبی دکتر عرب مازار نسبت به سلامت او ابراز نگرانی کرده اند. همچنین شنیده شد کلاس های درس دکتر عرب مازار این ترم به دلیل بازداشت ایشان لغو شده و اساتید دیگری دروس ایشان را ارائه می دهند.

چندی پیش جمعی از استادان اقتصاد دانشگاه های سراسر کشور در نامه ای خطاب به رئیس قوه قضاییه خواستار آزادی وی شده بودند.پس از آن رییس دانشگاه علامه طباطبایی این اساتید را مورد فشار قرار داد و برخی اساتید بازنشسته اعلام شدند.
تاکنون مراجعه های متعدد علیزاده طباطبایی، وکیل مدافع عرب مازار نیز برای دسترسی به پرونده و اطلاع از اتهامات موکلش به نتیجه ای نرسیده است.

داشتن چند خط موبایل جرم است!

همسر فرزند شهید آیت‌الله دکتر بهشتی با بیان اینکه یکی از اتهامات وارد شده به همسرش این است که چرا چند گوشی تلفن همراه داشته است، گفت:همسرم هیچ یک از اتهامات وارد شده به ایشان را نپذیرفته‌اند.
همسر دکتر علیرضا بهشتی در گفتگو با پارلمان‌نیوز، خبر داد که همسرش شب گذشته با منزل تماس گرفته و گفته: دکتر بهشتی در تماس تلفنی خود گفته‌اند که هیچ اتهامی به ایشان تفهیم نشده بلکه او را در زندان نگه داشته‌اند تا بلکه اتهامی برایش درست کنند.

وی تصریح کرد: حدود ۱۲ روز پیش آقای بهشتی تماسی گرفتند که معلوم شد در زندان دچار حمله قلبی شده‌اند و دکتر بهداری زندان با حضور در بالای سر ایشان این حمله را تایید کردو بعد از آن ما دیگر هیچ اطلاعی از ایشان نداشتیم به همین خاطر از دادستان تقاضا کردیم ایشان را تحت‌الحفظ به یک بیمارستان ببرند و مورد و مداوا قرار گیرند.

وی با بیان اینکه تنها پزشک عمومی بهداری زندان اوین ایشان را معاینه کرده است، گفت: هنوز پزشک متخصص بعد از حمله قلبی همسرم را معاینه نکرده و ما نگران اوضاع جسمانی ایشان هستیم و از دادستان هم خواستیم اجازه ملاقات حضوری به ما را با همسرم بدهند که تاکنون به این دو تقاضای ما پاسخی داده نشده است.

وی در ادامه تاکید کرد: وکیل علیرضا بهشتی نیز علی‌رغم مراجعه‌های مکرر تاکنون موفق به ملاقات با او یا مطالعه پرونده‌اش نشده است و در مراجعات وکیل ایشان اعلام شده پرونده در دادستانی نیست و گویا برای اینکه کسی دسترسی نداشته باشد پرونده را به اوین برده‌اند.

همسر علیرضا بهشتی با اشاره به تماس شب گذشته همسرش گفت: حال ایشان اصلا مساعد نبود و گفتند که مدام افت فشار دارند و به ایشان سرم وصل می‌کنند.
وی نسبت به سلامت علیرضا بهشتی به شدت ابراز نگرانی کرد.

در ادامه این گفتگو، همسر علیرضا بهشتی در خصوص اتهامات مطرح شده علیه او گفت: در تماس دیشب به ایشان گفتم که برخی روزنامه‌ها خبری منتشر کرده‌اند که اتهام شما همکاری با محمدرضا تاجیک است که جزوه‌ای را می‌نوشته، اما دکتر بهشتی تاکید کردند این اتهام هیچ ربطی به من نداشته به هیچ‌وجه این اتهام را نمی‌پذیرم و هر کس هر چه نوشته، خودش مسئول آن است.

همسر بهشتی به نقل از مشاور میرحسین موسوی گفت: علیرضا بهشتی هیچ ارتباطی با جزوه‌ای که برخی مدعی شده‌اند در حال نگارش بوده نداشته است.

وی همچنین خاطر نشان کرد: از همسرم در خصوص اخباری که این روزها برخی رسانه‌ها عنوان می کنند مبنی بر اینکه مشاوران میر حسین موسوی اعتراف کرده‌اند، پرسیدم که ایشان گفتنداین اخبار صحت ندارد و من هیچ اتهامی را گردن نمی‌گیرم به دلیل آنکه صحت ندارد.

وی ادامه داد: در این مدت سی‌و چند روزی که از بازداشت همسرم می‌گذرد هر روز یک اتهامی را مطرح کرده‌اند که ایشان رد کرده است به نظر می‌رسد ایشان را نگه داشته‌اند که ببینند می‌توانند اتهامی برایش پیدا کنند.

همسر علیرضا بهشتی تاکید کرد: از همسرم درمورد اتهاماتش پرسیدم که چه اتهامی به شما گفته‌اند اما خود دکتر بهشتی هم اطلاعی نداشت و برایش نامشخص بود.

وی تصریح کرد: در این مدت از طریق تلفن‌هایی که به وزارت اطلاعات بستگان یا دوستان همسرم داشتیم، شنیده‌ایم که یکی از اتهامات ایشان این است که چرا چند گوشی موبایل داشته‌اند.

وی خاطر نشان کرد:مطمئنا داشتن چند خط تلفن همراه جرم نیست و نمی‌توان کسی را به این جرم به زندان انداخت.

ملاقات با مهدی محمودیان

مهدی محمودیان، عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت روز پنجشنبه با مادر خود ملاقات کرد.
محمودیان در این دیدار گفت که اولین جلسه دادگاه وی قرار است روز 12 اسفند برگزار شود. این درحالی است که این فعال حقوق بشر از شهریور ماه گذشته در بند کودتاگران اسیر است.

مهدی محمودیان که به دلیل افشاگری هایش در خصوص زندان مخوف کهریزک و فجایع رخ داده در آن در حوادث پس از انتخابات و همچنین مصاحبه با برخی رسانه ها درباره قبرهای بی نام و نشان بهشت زهرا، بازداشت شد، تاکنون و پس از گذشت بیش از 5ماه از بازداشت تنها یکبار موفق به دیدار با وکیل خود شده است.

به گزارش نوروز، محمودیان در زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته، تاجایی که مادر وی پس از یکی از ملاقات هایی که با فرزندش داشت اعلام کرد که آثار ضرب و شتم بر صورت و بدن این فعال حقوق بشر نمایان بوده است.
به گفته خانواده محمودیان هیچیک از نهادهای مسئول تاکنون پاسخی به شکایت آنها در مورد ضرب و شتم فرزندشان در زندان نداده اند.

مهدی محمودیان که به بیماری کلیوی دچار شده، به دلیل درخواست برای استفاده از سرویس بهداشتی، خارج از نوبت های مقرر شده زندان، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته است.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

12 بهمن

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

کالبد شکافی دو انقلاب

یک خامنه ای و یک شاه

اول: شاه مرحوم وقتی مشکلی بوجود آمد فورا رفت رم و مدتی آنجا ماند و وقتی هم اوضاع خطرناک شد، از کشور رفت. آقای خامنه ای خودش مشکل ایجاد می کند و چون هیچ جایی ندارد برود، می ماند در بیت تا احتمالا به او بگویند که به جای رم باید برود به قم یا بورکینافاسو.

دوم: شاه صدای انقلاب مردم را بالاخره شنید، و وقتی هم شنید گریه کرد و از ایران رفت، خامنه ای صدای مخالفت مردم را می شنود و وقتی هم می شنود نماز جمعه برگزار می کند و گریه می کند و یک روز بعد تعدادی از مردم کشته می شوند.

سوم: مردم از شاه خسته شده بودند، او این قدر در دادن آزادی به مردم تعلل کرد که وقتی هم می خواست به مردم آزادی برای شرکت در انتخابات بدهد، مردم دیگر خسته شده بودند و حرفش را نمی پذیرفتند. مردم از خامنه ای نمی خواستند برود، آنها می خواستند آزادی انتخاب داشته باشند، اما او می گوید شما آزادی نمی خواهید، شما می خواهید من بروم. او با مهارت تمام موفق شد از یک آدم نه چندان اصلی تبدیل به مهم ترین مهره ای شود که مردم می خواهند برود.

چهارم: شاه وقتی می خواست تصمیم بگیرد، دست راستش به دست چپش می گفت شکر زیادی توی چای نریز، اما آیت الله خامنه ای با یکدست شکر را در چای می ریزد و می گذارد سرد بشود و آن را هم می ریزد دور.

پنجم: روشنفکران با شاه مخالف بودند، او هم از آنها بدش می آمد و فکر می کرد آنها نمی فهمند. خامنه ای می داند که روشنفکران می فهمند و به همین دلیل از آنها بدش می آید، اما همیشه تعدادی روشنفکرنما و شاعرنما دم دست دارد که سعی می کنند به او بگویند خیلی می فهمد، چون اگر این را نگویند حقوق شان قطع می شود.

ششم: شاه ابتدا فکر می کرد اگر دو تا توی سر مردم بزند مردم عقب می نشینند و زندگی ادامه خواهد داشت، اما وقتی زد توی سر مردم، آنها خشمگین شدند و زدند خواهر و مادر و سایر اقوام شاه را فرستادند مسافرت. خامنه ای هم روز 29 خرداد فکر می کرد اگر دو تا توی سر مردم بزند مردم عقب می نشینند و علی می ماند و حوضش، در حالی که مردم خشمگین تر شدند و معلوم نیست بلیت برای چه کسی باید بخریم؟

یک هویدا و یک احمدی نژاد

اول: مردم می گفتند شاه باید برود، شاه هویدا را کنار گذاشت، بعد مردم گفتند شاه باید برود، شاه آموزگار را کنار گذاشت، بعد مردم گفتند شاه باید برود، شاه ازهاری را برکنار کرد، آخرش یک میلیون نفر آمدند توی خیابان و گفتند بختیار هم باید برود، هم شاه و هم بختیار و هم کل مملکت رفت. مردم به خامنه ای گفتند احمدی نژاد باید برود، خامنه ای هاشمی را کنار گذاشت، به او گفتند احمدی نژاد دروغگوست، خامنه ای رئیس قوه قضائیه را عوض کرد. مردم تکرار کردند احمدی نژاد دیکتاتور است، خامنه ای فرمانده سپاه را عوض کرد و یکی بدتر گذاشت، مردم آمدند توی خیابان و گفتند احمدی نژاد باید برود، بالاخره خامنه ای تصمیم گرفت به جای اینکه بموقع یک آدم بی فایده را حذف کند خودش و کل کشور را نابود کند، ولی به حرف مردم گوش نکند.

دوم: هویدا روشنفکر بود، ولی می گفت من نوکر پادشاهم، هویدا فرانسه را مثل زبان مادری می دانست، ولی کمتر سفر خارجی می رفت، هویدا مسلمان و مسلمان زاده بود ولی همه می گفتند بهایی است، هویدا وقتی سرکار آمد مملکت فقیر و توسعه نیافته بود، ولی وقتی برکنار شد ایران جزو کشورهای بزرگ جهان بود. احمدی نژاد نوکر آقا بود، ولی می گفت من استاد دانشگاهم، زبان فارسی را هم بلد نبود حرف بزند، ولی دائما از شرق به غرب دنیا سفر می کرد و آبروی کشور را می برد، مسلمان بود و مسلمان زاده نبود، ولی مدعی بود که با خدا حرف می زند و در هاله نور است، وقتی سرکار آمد ایران کشوری با ذخیره ارزی فراوان و درآمد نفتی بسیار بالا بود، او بعد از چهار سال کشور را فقیر، بی آبرو، ناامن و پر از دزدی و بی عدالتی کرد و باز هم ماند.

سوم: هویدا با یک پیپ و یک عصا و یک گل ارکیده و یک مادر چادری و یک دنیا کتاب آمد، یک برادر هم داشت که خودش از بزرگان فرهنگ و سیاست کشور بود، وقتی دولتش تمام شد، بعد از سیزده سال کار، به او گفتند از ایران برو، نرفت و اعدام شد. احمدی نژاد با یک دمپایی و یک پژو قدیمی و یک کاپشن پاره و یک زن چادری آمد، یک برادر هم داشت که کارش کپی کردن از سی دی قاچاق بود، بعد از چهار سال مسافرت به تمام دنیا، همه خانواده اش را سرکار دولتی برد، میلیاردها دلار خرج حفاظتش شد و وقتی هم که به او گفتند دوره ات تمام شد، برو، دهها نفر را کشت و هزاران نفر را زندانی کرد.

چهارم: هویدا هیچ نداشت که آمد و بعد از سیزده سال همچنان چیزی نداشت، احمدی نژاد با یک پژوی کهنه آمد، بعد از یک سال با دوازده تا ماشین این طرف و آن طرف می رفت، بعد از دو سال با هلی کوپتر برای دیدن مادرش می رفت، بعد از چهار سال برای رد شدن از خیابان هم جرات نداشت بدون هلی کوپتر جایی برود.

یک آیت الله و تعدادی رهبر

یک: انقلاب سال 57 یک رهبر داشت که محکم سر حرفش می ایستاد، در پاریس یک حرف می زد، در بهشت زهرا یک حرف دیگر، در جماران یک حرف سوم، در قم یک حرف چهارم، اما همه مردم حرفهایش را قبول می کردند و فکر می کردند ایشان همان حرف قبلی را زده که حرف دل خودشان است، جنبش سبز حداقل سه رهبر دارد که همان حرف هایی را که مردم می زنند می گویند، ولی با این حال مردم می گویند چرا آنها حرف روشنی نمی گویند.

دوم: انقلاب 57 یک رهبر داشت که می گفتند چهار تا زبان بلد است و هنرمند است و سیاست می داند و حرف دل مردم را با وجود اینکه پانزده سال در ایران نبوده، می داند و سالها مبارزه کرده است و مردم هم این حرف را باور می کردند. جنبش سبز یک رهبر مثل موسوی دارد که نقاش است، قبلا رئیس فرهنگستان هنر بوده، قبلا هم نخست وزیر بوده، اما بعضی معتقدند بعلت اینکه او در بیست سال گذشته در ایران زندگی کرده ولی دائما توی دولت نبوده، مسائل کشور را نمی داند.

سوم: انقلاب 57 یک رهبر داشت که مردم عکس اش را توی ماه دیدند، وقتی هم که به ایران آمد حکومت به احترام اینکه او رهبر مردم است، به او نزدیک نمی شد، جنبش سبز یک رهبر دارد که یک خواهرزاده اش کشته شده، برادر زنش زندانی بوده، خودش دائما تحت محاصره است، دولت همه مشاورانش را بازداشت کرده، ولی فقط خودش زنده است، با این حال بعضی مخالفانش می گویند چرا رهبر قاطعی نیست؟

تعدادی روشنفکر و میلیونها مردم

اول: در انقلاب 57 روشنفکران معتقد بودند که مردم شعورشان نمی رسد و به همین دلیل هیچ کاری نمی شود کرد، بعدا که مردم با حکومت مخالفت کردند، روشنفکران کشور گفتند مردم ایران باشعور ترین مردم دنیا هستند و ما شعورمان نمی رسد. در جنبش سبز تعداد زیادی روشنفکر وجود دارند که کارهای مردم عادی را می کنند، و تعداد زیادی مردم عادی وجود دارند که دقیقا کار روشنفکرانه می کنند.

دوم: در انقلاب 57 سن متوسط رهبران سیاسی کشور بیست سال بود، آنها حکومتی را که سن متوسط کارگزارانش پنجاه سال بود، نابود کردند و به مدت سی سال مردم را بیچاره کردند. در جنبش سبز، سن متوسط رهبران کشور پنجاه سال است، آنها می خواهند حکومتی که سن متوسط رهبرانش 70 سال است، ولی مثل بچه های پانزده ساله فکر می کنند تغییر بدهند.

سوم: در انقلاب 57 چهل ساله ها هم مثل بیست ساله ها فکر می کردند، اما در جنبش سبز بچه های بیست ساله هم مثل چهل ساله ها فکر می کنند.

چهارم: در انقلاب 57 یک نفر حرف مردم را می زد، هزاران نفر هم آن حرف را برای صدها هزار نفر تبدیل به شعار می کردند تا مردم شعار بدهند. در جنبش سبز تا یک نفر حرف می زند، ده هزار نفر حرف هایش را نقد می کنند، و بعد مردم شعاری را که فکر می کنند درست است می دهند، تا همان شعار بعدا تبدیل به نظر جنبش بشود.

پنجم: در انقلاب 57 بزرگترین افتخار یک روشنفکر این بود که دقیقا مثل مردم بی سواد فکر کند، سی سال طول کشید تا مردم به این نتیجه برسند که پیروی از مردم بی سواد و بی شعور چه فاجعه ای است و جنبش سبز اتفاق افتاد.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

اروپا: گام بعدی برای برنامه اتمی ایران، شورای امنیت است

کاترین اشتون

خانم اشتون می‌گوید در ملاقات هفته گذشته خود با هیلاری کلینتون در مورد ایران گفت‌وگو کرده است

مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا ضمن ابراز ناامیدی از این که ایران گفت و گو در مورد برنامه هسته ای خود را متوقف کرده است، می گوید که گام بعدی، طرح این موضوع در شورای امنیت خواهد بود.

کاترین اشتون که به تازگی در تشکیلات جدید اتحادیه اروپا جانشین خاویر سولانا شده است، روز یکشنبه ۱۱ بهمن (۳۱ ژانویه) در گفت و گو با تلویزیون "اسکای نیوز" گفت: "ما از آنچه در ایران اتفاق می افتد نگرانیم. من از این که ایران ادامه گفت و گو را نمی پذیرد مأیوس شده ام، حالا باید دوباره بررسی کنیم و ببینیم انجام چه اقدامی ضروری است".

او گفت که گام بعدی برای اروپا، طرح مسئله در شورای امنیت سازمان ملل است، جایی که کشورهای اروپایی بریتانیا و فرانسه دو کرسی دائمی آن را در اختیار دارند و پیش تر هم چند قطعنامه علیه برنامه هسته ای ایران در آن تصویب شده است.

مقامات ایران می گویند که دیگر حاضر به گفت و گو بر سر "حقوق هسته ای" خود نیستند، اما آماده اند در مورد سایر مسائل جهانی، از جمله خلع سلاح بین المللی با قدرت های بزرگ مذاکره کنند.

ایران پس از آن که حاضر نشد به پیشنهاد مبادله سوخت آژانس بین المللی انرژی اتمی تن دهد، پیشنهاد متقابلی مطرح کرد و به قدرت های جهانی تا پایان ماه ژانویه فرصت داد که این پیشنهاد را بپذیرند و گفت که در غیر این صورت تولید سوخت هسته ای با غنای ۲۰ درصد را آغاز خواهد کرد.

مقامات غربی می گویند که تشدید تحریم ها و افزایش فشار بر ایران برای جلوگیری از توسعه برنامه هسته ای این کشور ضرورت دارد.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران هم اخیرا گفت که آغاز تولید سوخت هسته ای ۲۰ درصد، در جریان جشن های دهه فجر به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، اعلام خواهد شد.

این در حالی است که شورای امنیت سازمان ملل در چند قطعنامه از ایران خواسته است که فعالیت های غنی سازی خود را متوقف کند و از آنجا که ایران توقف این فعالیت ها را نمی پذیرد، تحریم هایی را علیه این کشور وضع کرده است.

اکنون مقامات غربی می گویند که تشدید این تحریم ها و افزایش فشار بر ایران برای جلوگیری از توسعه برنامه هسته ای این کشور ضرورت دارد.

خانم اشتون می گوید که در ملاقات هفته گذشته خود با هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، در مورد ایران گفت و گو کرده است.

او گفت: "برای هر دوی ما کاملا روشن بود که باید برای این مشکل فکری کنیم... باید ببینیم چطور می شود به موثرترین شکل با این مشکل برخورد کرد".

خانم کلینتون هفته گذشته در جریان سفری به لندن گفته بود که جامعه جهانی به سمت رسیدن به اجماع برای وضع تحریم های تازه علیه ایران حرکت می کند.

او بعدا حتی گفت که دولت چین هم برای همراهی با اعمال این تحریم ها تحت فشار قرار خواهد گرفت.

اما منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران که برای شرکت در اجلاس سران اتحادیه آفریقا به اتیوپی سفر کرده است، روز یکشنبه گفت: "تفاوت صداهای متعددی که از واشنگتن شنیده می شود از مشکلات جاری سیاست خارجی آمریکا است و به نظر می رسد که موضع کلینتون تفاوت اساسی با سایر صداهایی که شنیده می شود دارد".

او گفت که کشورش اظهارات خانم کلینتون را تا زمانی که "چشم انداز داخلی سیاست کاخ سفید در مناسبات ایران و آمریکا" مشخص نشود، جدی تلقی نخواهد کرد.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

تظاهرات گسترده در برابر اوین

• بیش از دو هزار نفر از خانواده های زندانیان سیاسی، مادران عزادار و مردم در برابر درب اصلی زندان اوین تجمع کردند ...


اخبار روز: عصر شنبه در تظاهرات گسترده ای در برابر درب اوین خانواده های زندانیان سیاسی، مادران عزادار و گروه های مختلف مردم خواهان پایان دادن به اعدام ها و آزادی زندانیان سیاسی شدند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، بیش از ۲ هزار نفر در این تجمع شرکت کردند.
اجتماع مردم از ساعت هفت بعد از ظهر توسط خانواده های زندانیان سیاسی، مادران عزادار و تعداد زیادی از مردم و حتی زندانیانی که در روزهای اخیر آزاد شده اند، در برابر درب اصلی زندان اوین آغاز شد. این تجمع علیه اعدام ۲ زندانی سیاسی و تهدید به اعدام بیشتر دستگیر شدگان و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی صورت گرفت. جمعیت به حدی زیاد بود که از قسمت پایین تا درب اصلی زندان اوین مملو از مردم بود. تا ساعت ۲۱:۱۵ بیش ۲۰۰۰ نفر در مقابل زندان اوین تجمع کردند و همچنان بر تعداد آنها افزوده می شد. این تجمع تا نیمه های شب ادامه یافت.
این گزارش می افزاید: مادران عزادار که بطور معمول مراسم اعتراضات هفتگی خود را در پارک لاله برگزار می کردند شب گذشته اعتراضات خود را در مقابل زندان اوین برگزار کردند. بعضی از مادران دست نوشته هایی در دست داشتند که بر روی آن نوشته شده بود: "پروانه مداح راد آزاد باید گردد"
در تجمع شب گذشته حتی دستگیر شدگانی که درطی روزهای اخیر آزاد شده بودند همراه با خانواده های خود در بین مردم بودند مقاومتها و خاطرات خود را برای دیگران تشریح می کردند و همچنین برخوردهای غیرانسانی در زندان ها را افشا می کردند. یکی از آنها در گفتگوی کوتاهی اعلام کرد تا رسیدن به آزادی هر ریسکی را به جان خواهیم خرید و آرام نخواهیم نشست.
بر اثر این اجتماع گسترده در مقابل زندان اوین به خانواده ها ی دستگیر شدگان گفته شده است که قرار است ۲٣ نفر از دستگیر شدگان امشب (شنبه شب) آزاد شوند و تا این لحظه تعدادی از آنها آزاد شده اند که از جمله آنها یک دختر جوان ۲٣ ساله و یک خانم دیگر بوده است. این دختر جوان ضمن قدردانی از مردم در یک حرکت نمادین بر زمین خم شد و بر خاک ایران زمین بوسه زد. زندانیان سیاسی که آزاد می شدند با روحیه های بالا و با لبخند بر لب از درب مخوف اوین خارج می شدند. با آزادی هر زندانی مردم برای او دست می زنند و ابراز شادمانی می کردند.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

کتک خوردن جانانه سفیر رژیم در مقابل نوفل لوشاتو توسط پلیس فرانسه


کتک خوردن جانانه سفیر رژیم در مقابل نوفل لوشاتو توسط پلیس فرانسه امروز سفارت رژیم در فرانسه طبق سنت هر ساله یک مهمانی در نوفل لوشاتو به مناسبت سالروز بازگشت خمینی دجال به ایران برگزار کرده بود. ساعتی قبل از برگزاری مراسم عده ای از هموطنان برای تظاهرات اعتراضی در جلوی نوفل لوشاتو با پرچم ها و پلاکاردهایشان تجمع کرده بودند و شعار میدادند.

در همین زمان اتوبوس سفیر ایران - مهدی میر ابوطالب - و مهمانانش از راه میرسد و جمعیت معترض شروع به دادن هر چه رساتر شعارهای مرگ بر دیکتاتور و زندانی سیاسی آزاد باید گردد، می کنند. پلیس در بین تظاهر کنندگان و سفارتی ها حایل می شود که درگیری رخ ندهد ولی سفیر رژیم که از شعارهای ایرانیان عصبانی شده بود به خیال اینکه اینجا نیز خاک ایران است به مثابه پاسداران رژیم به تظاهرکنندگان حمله میکند. پلیس مانع او میشود و این سفیر به سینه پلیسی که او را گرفته از شدت عصبانیت یک مشت میزند. از اینجا به بعد دیگر حال و روز سفیر میگویند بسیار تماشایی بوده است. پلیس ها این سفیر سفیه رژیم را حسابی کتک می زنند و او را بروی زمین می خوابانند که به دستش دستبند بزنند. در همین حین کارکنان سفارت از راه می رسند و با معرفی او به عنوان سفیر، مصونیت دیپلماتیک او را یادآوری شده و این سفیر کتک خورده را از زیر دست و پای پلیس ها بیرون کشیده و با خود به داخل نوفل لوشاتو می برند. حالا اینکه با این قیافه سفیر با چه وضعیتی در میهمانی شرکت کرده باید تماشایی باشد. کاش کسی یک ویدئو از این میهمانی و قیافه دیدنی سفیر ابله رژیم روی فیس می فرستاد.

لازم به یادآوری است که مهدی میرابوطالبی از مهر سال 87 به جانشینی علی آهنی سفیر پیشین رژیم در فرانسه منصوب شد. و قبلا در رژیم جمهوی اسلامی مسئولیتهایی چون قائم مقامی معاونت سیاسی، استانداری خراسان، رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل سابیر، مشاور فنی و مدیر هماهنگی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، كاردار جمهوری اسلامی ایران در پاریس ،سفیر ایران در تركمنستان و مدیر عامل منطقه پارس جنوبی را داشته است.

تنظیم خبر : عاطفه اقبال به نقل از یکی از شرکت کنندگان در تظاهرات امروز نوفل لوشاتو - یکشنبه 31 ژانویه 2010

تصویر بالا :سید مهدی میر ابوطالب- سفیر رژیم در فرانسه
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

هدفمند کردن یارانه ها

برای بزرگ نمایی روی عکس کلیک کنید.
» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

بیایید دست به دست هم دهیم

از متخصین امر توجیه و تفسیر که دستی هم در ماله کشی و بند زنی دارند انتظار می رود سریعا وارد عمل شده و سخنان شیخ را در مورد تایید و به رسمیت شناختن ریس جمهور با مبنا قرار دادن تنفیذ توسط مقام ولایت مطلقه را یه جورایی به رسم مالوف ماس اندود کنند راستش دلم برای نسلی می سوزه که باید سالها بعد وقتی قاضی مرتضوی و صلواتی کاندید ریاست جمهوری می شن ازشون به روش بد و بدتر که ملاک حال افراد است دفاع کنن.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

مراسم 12 بهمن؛ عدم حضور هاشمی و مبهم بودن حضور سید حسن خمینی

۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

حداد عادل جایگزین هاشمی رفسنجانی شد

جنبش راه سبز (جرس): عدم حضور هاشمی‌رفسنجانی، حضور حدادعادل و مبهم بودن حضور سیدحسن خمینی در آغاز مراسم دهه فجر فردا از ویژگی‌های بارز این مراسم در سال جاری است که مسوول ستاد مرکزی دهه فجر انقلاب اسلامی برشمرد.

محسن صباغ در جمع خبرنگاران با اشاره به اینکه فردا راس ساعت ۹:۳۳ دقیقه صبح همزمان با لحظه تاریخی ورود حضرت امام به گلزار شهدا مراسم آغاز خواهد شد، سخنران اولین روز از مراسم دهه مبارک فجر را حدادعادل عنوان کرد.

وی گفت: غلامعلی حدادعادل عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس و همچنین مشاور عالی مقام معظم رهبری است که در سال جاری از سوی شورای سیاستگذاری هماهنگی تبلیغات اسلامی پیشنهاد و حد نصاب آرا را برای ایراد سخنرانی به دست آورد.

مسوول ستاد مرکزی دهه فجر انقلاب اسلامی در پاسخ به سوال ایلنا مبنی بر اینکه چرا در سال جاری همانند سال‌های گذشته آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در نخستین‌روز از دهه فجر سخنرانی نخواهند کرد، گفت: سخنرانان تعیین شده در طول سال‌ها تثبیت شده و مشخص نبودند و هیچ سخنرانی به عنوان سخنران ثابت در طی این سال‌ها سخنرانی نکردند.

صباغ تصریح کرد: در سال جاری با اساسنامه جدید کمیسیون‌های ویژه تعیین و این کمیسیون‌ها زیر نظر شورای سیاستگذاری برای برنامه‌ها و سخنرانان اظهار نظر خواهد کرد.

وی همچنین با بیان اینکه برای بسیاری از شخصیت‌های عالی‌رتبه نظام برای حضور در آغازین روز دهه فجر در گلزار شهدا دعوتنامه کتبی و رسمی ارسال شده است، از مبهم بودن حضور سیدحسن خمینی در این مراسم خبر داد.

وی در توضیح بیشتر در این خصوص گفت: شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برای جناب سیدحسن خمینی دعوتنامه ارسال کرده اما امکان حضور یا عدم حضور ایشان براساس نظرات خود است و حضور قطعی ایشان در این مراسم تاکنون مشخص نشده است.

» ادامه مطلب

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

طراحی شده توسط ندای ایران زمین