آخرین خبرها

کامران نجف زاده: اکثر بازداشت شدگان در زندان اوین، خود راضی به ترک زندان نیستند

۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

این روزها مجبورم مسیر خانه تا محل کار رو مخفیانه طی بکنم، متاسفانه تعداد افراد ضد انقلاب و ضد ولایت فقیه به شدت در کشور زیاد شده است. از برادر حسین شریعتمداری شنیدم که این جمعیت اصلا ایرانی نیستند، برادر حسین تعریف می کرد که وقتی خواسته با عده ای از این به اصطلاح معترضان انتخابات صحبت بکنه متوجه شده که اون ها اصلا زبون فارسی بلد نیستند و تقریبا همشون به زبون انگلیسی با هم صحبت می کرده اند.
چندی پیش وزیر محترم امور خارجه، جناب آقای متکی هم گفته بود که تعداد مسافرین از مبدا انگلیس به مقصد تهران در مدت زمان یک ماه قبل از انتخابات تا چند هفته بعد از انتخابات در مقایسه با همین زمان در سال گذشته بیش از هزار درصد رشد داشته است و این به خوبی دست پنهان دولت انگلیس در رهبری اغتشاشات اخیر را نشان می دهد.
آخرین باری که خواستم از تعدادی از همین معترضین فیلم بگیرم وحشیانه به سمتم حمله کردند و برخی شون که کمی زبون فارسی بلد بودند چه فحش های ناموسی ای که ندادند. حالا کاش فحش هایشان فقط مختص به خانواده ی من بود، خدا ازشون نگذره، اون قدر ضد انقلاب بودند که به والده ی محترم مقام معظم رهبری هم فحش می دادند. من تعجب می کنم چطور حضرت امام زمان در قبال این همه توهین به نماینده ی خودشون سکوت کرده اند، من مصرانه از ایشون درخواست می کنم که فحاشان به مقام معظم رهبری رو مجازات کنند.
به هر حال خواستم به طرفدارانم که گویی از عدم حضور من در بین مردم کمی دلخور بودند بگویم که وضعیت مناسب نیست، والا بنده که از خدا می خوام هر روز در بین مردم باشم اما خودتون وضع موجود رو می بینید، این روزها تشخیص دوست از دشمن خیلی سخت شده و نمی شود به هر کسی اعتماد کرد.
از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون، دارم دنبال یه آپارتمان جدید می گردم، متاسفانه این اوباش و اراذل آدرس خونه ام رو یاد گرفته اند و هر روز باعث آزار و اذیت خانواده می شوند.
همین امروز صبح وقتی به قصد خروج از خانه در رو باز کردم یکدفعه یه کیسه پر از گـُه افتاد روی سرم، ضد انقلاب ها، کیسه ای از گـُه رو گذاشته بودند روی در و طوری تنظیم کرده بودند که به محض باز شدن بیفته روی سر آدم. خلاصه دوباره برگشتم خونه و حموم کردم و تا اومدم صدا و سیما شده بود ساعت ده.
حاج عزت هم کلی غرغر می کرد که چرا باز دیر اومدی، قضیه رو براش تعریف کردم، کمی آروم گرفت و بعد گفت که چنین حادثه ی مشابه ای برای اون هم پیش اومده و باید به فکر راه چاره ای بود.
حالا باز خوب بود مدفوعی که بر سر من ریخته بود قهوه ای رنگ بود اما حاج عزت می گفت که مال اون سبز رنگ بوده و این به خوبی نشون می داد که کار، کار همین طرفداران موسوی است.
به دستور حاج عزت به خانه ی موسوی رفتم و از ایشون خواستم تا در برنامه ای زنده در سیما شرکت کنند و خواسته های خودشون رو بیان کنند اما ایشان نپذیرفتند و اعلام کردند که فقط زمانی در سیما حاضر می شوند که مقام معظم رهبری از مقام خودشون استعفا کرده باشند.
واقعا چقدر دو رنگ و دو رو هستند این سران اصلاح طلب، از یک طرف می گویند ما بهشان تریبون نمی دهیم و از سوی دیگر حضورشان در برنامه رو مشروط به استعفای مقام معظم رهبری می کنند.ماهیت این افراد سال هاست که برای ما رو شده اما متاسفانه برخی از مردم ساده دل هنوز که هنوز است فریب این ها رو می خورند.
بعد از ناامید شدن از موسوی به خانه ی کروبی رفتم و ازشون خواهش کردم در سیما حضور پیدا کنند و شرایط خودشون رو اعلام کنند اما اون هم حرف موسوی رو میزد.نکته ی عجیبی که در خانه ی کروبی مشاهده کردم این بود که دهان وی به شدت بوی الکل میداد و کاملا مشخص بود که شرب خمر کرده است، این هم از شیخی که مدام دم از وفاداری به اسلامیت نظام میزند اما خودش در خانه شرب خمر می کند.
بعد از ناامید شدن از سران اصلاح طلب برای تهیه گزارش از وضعیت بازداشت شدگان اخیر به زندان اوین رفتم، والا امکاناتی که در اختیار این بازداشت شدگان قرار داده شده بود حتی در اختیار من هم نبود.
برای مثال ابطحی در سوئیتی اقامت داشت که مجهز به اینترنت پر سرعت بود. حکم آزادی ابطحی چندین روز بود که صادر شده بود اما خود وی میل و رغبتی به رفتن نداشت. وقتی علت رو پرسیدم گفت که اینترنت این جا خیلی پر سرعت تر از اینترنت خانه ام است، چرا باید بروم، تازه این جا خبری از فیلترینگ هم نیست.
بقیه ی بازداشت شدگان نیز در وضعیتی بسیار عالی نگهداری میشدند و نامه ی آزادی بیشترشون هم دست خودشون بود اما اون ها هم به همان دلایل رفاهی ترجیح داده بودند که در زندان اوین یا همان بهتر است بگوییم هتل اوین باقی بمانند.
در زندان به قاضی مرتضوی برخوردم که بسیار عصبانی بود، وی می گفت نمی دانم چطور این ها رو بفرستم خانه، از دست شون کلافه شدم، روزی میلیون ها تومان هزینه روی دست ما انداخته اند.
پیشنهاد دادم اینترنت ابطحی رو قطع کنند تا مجبور شود برود، همین پیشنهاد رو در مورد قطع امکانات رفاهی سایرین نیز دادم اما قاضی مرتضوی گفت این بر خلاف اصول اولیه ی حقوق بشر است و ما نمی توانیم آن ها را به زور به خانه بفرستیم و تا زمانی که خودشان نخواهند مجبوریم از آن ها پذیرایی کنیم.
واقعا این همه گذشت و فداکاری و ایثار را در کدام حکومت می توان دید؟ این همه اخلاص را در کدام مسئول کشورهای خارجی می توان دید؟
از داشتن چنین نیروهای متعهد و انقلابی به خودم بالیدم و افتخار کردم که عضو کوچکی از خانواده ی بزرگ رهبر انقلاب هستم.
گزارشی از رضایت بازداشت شدگان از محیط زندان و عدم علاقه ی آنان به ترک زندان را تهیه کردم و برای پخش در برنامه ی بیست و سی امشب زندان را به سوی جام جم ترک کردم.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

1 نظرات ::

احتمالا خودت بودی رو سر کامران افتادی چون گهی حسود تا کی تخریب واعراب مدعیان دموکراسی.دروغگوههای بزرگ لعنت بر شما

طراحی شده توسط ندای ایران زمین