آخرین خبرها

متن كامل خطبه هاي نماز جمعه تاريخي۲۶ تير ماه به امامت آيت الله هاشمي رفسنجاني

۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحيم ـ الحمدلله رب العالمين والصلواه والسلام علي رسول الله و علي آله الائمه المعصومين . اعوذباله من الشيطان الرجيم ـ لقد جائكم رسول من انفسكم عزيز عليهما عنتم حريص عليهم بالمومنين رئوف الرحيم . اوصيكم عبادي الله بتقوي الله فانه من يتق الله يفكر عنه سيئاته يعظم له اجرا اميدواريم كه خداوند هيچيك از مسلمانان را از لطف و مرحمتش و روحيه تقوا و وظيفه شناسي محروم نفرمايد و ملكه تقوا هميشه در وجودمان تقويت شود. قبل از اينكه بحثهاي خطبه نماز جمعه را آغاز كنم لازم مي دانم كه به نمازگزاراني كه امروز در دانشگاه تهران و اطراف دانشگاه در خيابانها حضور دارند يك تذكر اساسي بدهم و آن اينكه مواظب باشيد كه جايگاه نمازجمعه و قداست نمازجمعه با اظهارات و شعارهايي كه جنبه عمومي و اصولي ندارد آلوده نشود. اين جايگاه تقدس سرمايه عظيم همه دوران تاريخ اسلام بوده و امروز در كشور ما جزو مهم ترين ميدانهاي حضور فضايل اسلامي و انساني است و ما در آستانه سالگرد نمازجمعه هم هستيم و نمازجمعه امروز بي شباهت به نمازهاي جمعه اي كه در هفته هاي اول انقلاب شروع شد و آيت الله طالقاني اقامه نماز مي كردند و جمع زيادي از همه سليقه ها در آن نمازها شركت مي كردند چنين است و ان شاالله ما بتوانيم از اين اجتماع امروز براي آينده بهتر كشورمان و حل مشكلاتمان و ايجاد وحدت و همدلي و همراهي و حركت در جهت اهداف انقلاب اسلامي است كه همان حركت در جهت راهي است كه پيغمبر اكرم (ص ) از طريق آسمان براي ما آورده اند حركت بكنيم . ان شاالله با صبر و تحمل و هوشياري اين نتيجه به دست مي آيد. من سه بخش اساسي در صحبتم دارم بخش اول در توضيحي اساسي بر معيارهاي اسلامي و اصول اسلامي است كه اين روزها احساس مي شود دشمنان اسلام درصددند حقانيت اسلام را و صلاحيت مديريت اسلام را در زمان ما زير سئوال ببرند كه البته موفق نمي شوند اما ما وظيفه توضيح و تبيين داريم كه اين قسمت را در قالب مسئله بعثت عرض مي كنم . چون ما در آستانه حلول سالگرد بعثت پيغمبر اكرم (ص ) هستيم و معمولا خطبه را در اين شرايط ما درباره آن موضوعات اساسي عرض مي كنيم ضمن اينكه ادامه بحثهاي قرآني هفته هاي گذشته مان هم هست . يادتان هست كه من در خطبه هاي اول يكي دو سال اخير درباره شكل گيري نظام بر اساس قرآن صحبت مي كردم و رسيديم در آن بحثها از عبادت شروع كرديم و از عبادت به نماز رسيديم و از نماز عبور كرديم به مسجد رسيديم دو خطبه هم درباره مسجد خواندم كه ارتباطي با اين خطبه امروز من هم دارد يعني هم ادامه بحثهاي دو سال اخير است و هم متناسب با بعثت پيغمبر اكرم (ص ). سعي مي كنم مختصر عرض كنم . بحث دوم صحبتم انقلاب است كه مردم براي آن جهاد كردند و امام راحل ما بنيانگذار و موسس بودند و اين همه خونهاي مقدس پاي اين شجره مبارك ريخته شده . من بخشي از اهداف و اصول انقلاب رابراي نسل امروز عرض مي كنم كه بدانند ما از اول با چه نيتي شروع كرديم و به كجا مي رويم و بحث سوم را مي پردازم به مسائل روزمان و شرايطي كه الان در آن هستيم كمي اين راتوضيح مي دهم و ان شاالله راه كاري راه علاجي براي شرايطي كه امروز در آن زندگي مي كنيم عرض مي كنم . البته اينها نظر خودم خواهد بود اميدوارم كه بقيه مسئولين هم روي همين مسئله فكر بكنند و راهي پيدا بشود كه ما با همان ابهت وحدت و همدلي كه آغاز كريم و پيروز شديم و تا اينجا رسيديم آينده راهم بتوانيم براي نسل هاي بعدي هم ترسيم بكنيم و بپيمائيم . اين اسكلت بحثهاي دو خطبه من است . از بعثت شروع مي كنم . آيه اي كه اول صحبتم خواندم آخر سوره توبه است پيغمبر(ص ) را معرفي مي كند و مي فرمايد : لقد جائكم رسول من انفسكم . يك فرستاده اي از سوي خدا آمد كه از خودتان است يعني از جنس بشر است و توده خود مردم است . دو سه صفت پيغمبر(ص ) را رويش تكيه مي كند. عزيز عليهما انتم از خودتان است . دوم اين است كه اينقدر به شما مهربان است كه هر چه كه بر شما مشكل است او هم برايش مشكل است و سخت است . يعني مثل خود ما و خود شما در جريان زندگي شما در غم و شادي شما شريك است . عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحيم . و قلبي دارد مملو از رافت و رحمت براي نيروهاي اسلامي كه در خطه تاريخ اسلام قرار مي گيرند. اين پيامبر است . من مي خواهم عرض كنم شما يادتان است كه من بحثم در آن خطبه ها اين بود كه نظام چگونه شكل گرفت . يكي از معجزات بزرگ پيغمبر(ص ) در آن زمان اين بود كه موفق شد در آن دوران عجيب در يك منطقه كاملا جاهلي كه يك مكتب خانه هم نبود و تعداد باسوادهايي كه بنويسند و بخوانند به اندازه تعداد انگشتان دست و پا بود تاسيس يك مكتبي را در آن جامعه داشته باشد كه اين مكتب بعد از ۱۴۰۰ سال هم امروز قوي ترين مكتب انساني دنيا است و براي آينده تا قيامت هم بايد همه دنيا را اداره كند و اين كار از يك انسان معمولي ظاهري درس نخوانده تحصيل نكرده و بدون سابقه حكومتداري و بدون حرفه اي كه ديگران در اين راه داشتند با راهنمايي خدا كه از طريق جبرئيل امين انجام مي شد و با امانتي كه در شخص خود پيغمبر(ص ) بود كه آن روز قبل از آمدن اسلام به نام امين در مكه شناخته مي شد اين شرايط را حضرت رسول اكرم (ص ) داشتند و با اين شرايط توانستند اين كار عظيم راشكل بدهند . جريان هم خيلي معلوم است در خطبه هاي قبل گفتم در ۱۳ سالگي كه در مكه بودند بيشتر به سازندگي كادر خودشان و نيروهاي اصلي شان و دست اولشان پرداختند چون آن جا اصلا زمينه كار حكومتي و اجتماعي وسيع نبود و اصول دينشان را و افكار الهي را و آنچه كه لازم بود به اين مردم تحويل دادند و بعد از آن در دو سال آخر راهشان به خارج از مكه باز شد و شهرت افكار پيغمبر(ص ) به مدينه رسيد. مدينه هم شهر كوچكي بود ولي گرفتار اختلاف و تفرقه در جنگ داخلي بود. قبايل با هم مي جنگيدند آنجا يهود نيرومند بودند اقتصاد و فرهنگ مدينه دست آنها بود. نصاري جريان بي زحمتي بود. مشركين هم بودند. مردم بومي هم اميون به آنها مي گفتند. اينها هم در جنگ داخلي اوس و خزرج و چندين قبايل ديگر زندگي بسيار تلخي داشتند اينها از دور با افكار پيامبر آشنا شدند. در ايام حج در منا نمايندگانشان با پيامبر(ص ) آشنا شدند با ايشان مباحثه كردند روشن شدند مسلمان شدند با پيغمبر(ص ) بيعت كردند و نماينده اي از پيغمبر(ص ) گرفتند دين را معرفي كند بردند و سال سيزدهم ۷۰ نفر از همه قبائل آمدند براي بيعت با پيغمبر(ص ) . آن بيعت افكار حكومتي پيغمبر(ص ) را مطالبات پيغمبر با مردم را مطالبات مردم از پيغمبر(ص ) را در آن انسان مي بيند. به هر حال نتيجه اين شد كه در مدينه زمينه اي مهيا شد و پيغمبر(ص ) با آن شكلي كه مطلع هستيد بعد از ليله المبيت فرار كردند و به مدينه رفتند و در قبا متوقف شدند و در انتظار آمدن علي ابن ابيطالب بودند و آنها خودشان را به پيامبر(ص ) رساندند. مردم مدينه معمولا منتظر بودند هر روز در دروازه جنوبي مدينه مي ايستادند منتظر بودند پيامبر(ص ) به آنها برسد پيامبر هم چشمشان به راه بود تا علي ابن ابيطالب (ع ) برسد. در همين چند روزي كه در قبا بودند اينجا مربوط مي شود به بحث گذشته من اولين كارشان اين بود كه پايگاه اساسي خودشان را مسجد قبا را ساختند و با آمدن علي (ع ) و دوستان نزديك ديگر حركت به مدينه كردند. به محض ورود به مدينه اولين كارشان اين بود كه باز پايگاهي بسازند كه با مردم سر و كار داشته باشد و مسجد را در مدت كوتاهي اولا زمين حلالي پيدا كردند و با مشاركت مردم كه مصالح مي آوردند در مدت كوتاهي ساختند. خود پيغمبر(ص ) مثل مردم ديگر در آوردن مصالح كار مي كرد خانمها شب مصالح مي آوردند آقايان روز مسجد مي ساختند البته مسجد به شكلي كه ما حالا در ذهنمان هست نبود ديواري نسبتا كوتاه و سقفي با چوب و حصير و زميني با سنگ ريزه ها مفروش و در كنار آن هم چند حجره ساختند كه پيغمبر و ياران نزديكشان آنجا زندگي مي كردند. آنجا پايگاه حكومتي پيغمبر(ص ) بود و از اين به بعد گروه گروه مردم مدينه مي آمدند با پيغمبر(ص ) بيت مي كردند شرط خودشان را مي گفتند پيغمبر(ص ) هم مطالبات خودشان را مي گفتند و در چنين شرايطي توانستند آن افكار اصيل اسلام را براي مردم توضيح بدهند نتيجه اين شد زمينه حركت حكومتي پيغمبر(ص ) همان سال اول در مدينه شكل گرفت آنچه كه رويش مي شود تكيه كنيم از افكار اسلامي دو چيز است يكي خدا و ديگري مردم و واسطه مردم و خدا هم يك انساني از جنس مردم كه با مردم پيام را بياورد. شما قرآن را كه نگاه بكنيد كلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد مي بينيد به كار رفته و كلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ ۵۰۰ مورد و مشتقاتش به كار رفته اساس اين است . يعني پيامبر(ص ) سروكارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود. با مردم وفادار كشورشان را اداره كردند دشمنانشان را سر جاي خودشان نشاندند و كار مهم ترشان ايجاد الفت و وحدت بود. پيغمبر(ص ) اولين مسئله شان اين شد كه مدينه را متحد كند. با قبائل مدينه پيمان بست كه آن پيمان خواندني است . ان شاالله آنها كه اهل تحقيق هستند اين پيمانها را بخوانند. ببينيد چي گنجانده شده . بعد به اديان ديگر پرداخت . يهود آمدند. نصراني ها آمدند مشركين آمدند و اگر اديان ديگري مثل صائبين و مجوس هم بودند با آنها هم پيمان بستند يك وحدت مثال زدني در مدينه به وجود آمد. كار عميق تري كه كردند اين بود كه مسئله اخوت اسلامي رامطرح كردند پيمان برادري بين مسلمانها بين مهاجر و انصار بين افراد قبائل احكام سختي هم اين پيمان دارد. پيمان برادري پيمان با احزاب پيمان با فرق و اديان ديگر تبديل كرد مدينه را به يك شهر متحد و نيرومند كه در ظرف چند سال ۷ ۸ سال طول كشيد كه اين مردم توانستند از يك شهرك كوچك تنه بزنند به امپراطوري هاي بزرگ دنيا. آن طرفشان امپراطوري روم بود و اين طرفشان ايران بود و آن طرف تر حبشه بود دورتر هم چين و هند و جاهايي بود. اروپا در آن زمان در قرون وسطي و وحشي گري زندگي مي كرد. سابقه نوع حكومتي كه پيغمبر(ص ) آورد اصلا وجود نداشت . قدرتها بودند اما براساس زور و با تبعيض و فساد و تحميل خواسته هاي خودشان مردم را مطيع خودشان كرده بودند. اما پيغمبر و اسلام اين راه را بست مبناي سازماني انساني جامعه پيغمبر جامعه مدينه اين بود كه تربيت مومن عالم متخلق به اخلاق الهي است و اين سرمايه اصلي بود . از لحظه اي كه در آسمان باز شد بعد از ۵۰۰ سال كه بسته بود برروي بشر جبرئيل آمد در حرا و اولين كلمات خدا را بر قلب پيامبر نشاند معيارها براي پيامبر و كساني كه بعد از او بودند روشن بود. سوره علق را بخوانيد اقرا باسم ربك الذي خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربك الاكرم ـ الذي علم بالقلم ـ علم الانسان مالم يعلم ـ كلا ان انسان ليطغي ـ ان راه استغني ـ در همين ۲ ۳ سطر افق حكومت آينده پيغمبر(ص ) روشن شد. انساني كه به اينها توجه كند و خداي خالق كه اينقدر خالق و عالم است كه از يك لخته خون بسته انساني را توليد مي كند كه اين انسان عالم كبير است و عالم صغير در زمين شبيه همه جهان . اين آفرينش خداست . رب كريمي كه به انسان قدرت فهم و نوشتن را داد. الذي علم بالقلم ـ در جزيره العرب ارزش قلم چيزي نبود كه كسي توجه كند. شروع كار اين است كه من دنبال انسانهاي باسواد و تحصيل كرده و دانشمند هستم . بعد قدرت بزرگي كه به دانش از همين كلمات بر مي آيد. دنبالش هم يك اخطاري مي كند كه همين انسانها اگر احساس بي نيازي بكنند و غرور آنها را بگيرد اينها اهل طغيان هستند.
اخطار مي كند كه شما در مقابل خودتان داوري داريد مثل خدا. ان الي ربك الرجعي . هم در زمين وهم در آخرت . اين داور با سنتي كه دارد در بين شما به داوري عادلانه مي پردازد و در قيامت هيچ چيز را از قلم نمي اندازد. مبادا متكبر بشويد مبادا غرور شما را بگيرد. مبادا بندگان خدا را ضعيف حساب بكنيد. چون خدا داور است . خدا عمل مي كند. هم به صورت سنتي و هم به صورت داوري خاص اين از اولش . آيات ديگر آنچنان مسئله سواد و تحصيل و پيشرفت و توسعه را به رخ انسانها مي كشد برمي گردد به داستان خلقت آدم آن روزي كه خداوند خواست آدم را بيافريند و به ملائكه اطلاع داد مخلوق جديدي مي سازم ملائكه وقتي نگاه كردند به افقي كه در اختيارشان بود ديدند در اين آدم جنگ است خونريزي است . تعجب كردند و گفتند : شما كه مخلوقي مثل ما داريد تقديس مي كنيم فساد نداريم چرا چنين مخلوقي را مي سازيد جوابي كه خداوند به اينها مي دهد مي گويد : به خاطر علمشان و اثبات مي كند كه آدم از شماها عالم تر است و ملائكه قانع مي شوند. ببينيد. ابتداي خلقت ابتداي وحي پيغمبر(ص ) صحبت دانش و علم است . انساني كه با اين روحيه بايد جلو برود. جامعه اسلامي اين را نشان مي دهد. وقتي مي خواهد قسم بخورد گاهي به آسمان گاهي به ماه گاهي به درياها و منجمله به قلم سوگند مي خورد. در جزيره العرب قلم چه ارزشي داشت كه در مقابل اين مقدسات عظيم خداوند به قلم قسم بخورد نون والقلم و مايسطرون ... به نوشته هاي و سطرهاي نوشته انسانها سوگند. وقتي به صراحت مي گويد لايستوي الذين يعلمون والذين لايعلمون . انسانهاي عالم و جاهل را نمي شود دريك رديف ديد. فضيلت علم بالاتر است . از اين چيزها خيلي فراوان است كه پيغمبر(ص ) دنبال چه جامعه اي بود. پيغمبر(ص ) مواظب بود هيچ حقي از هيچ انساني در قلمرو حكومتش و بين خود افراد ضايع نشود اين قدر مطلب داريم در اينجا كه چند كتاب است و الحمدلله فراوان است و شما مي توانيد بخوانيد. و آخرين حركتي كه خود پيغمبر(ص ) در روزهاي آخر عمرشان كردند براي ما مثل خيلي خوبي است . شايد چند ساعت از عمر پيامبر(ص ) مانده بود كه به كمك ديگران به زحمت از حجره به مسجد آمدند و ايستادند يا نشستند روي پله منبر و به مردم فرمودند من آمدم از شما خداحافظي بكنم و به شما مي گويم اگر وعده اي به شما دادم و عمل نكردم الان بگوييد. اين خلف وعده من را نگذاريد به آخرت بيفتد. اگر به كسي ستم كردم كسي از من طلبي دارد مطرح كنيد كه من طلب را بپردازم قيامت سخت است . من نمي خواهم مطالباتم به آخرت بيفتد. اين شخصيت اين چنين بنياني گذاشت ما امروز يك ميليارد و ۶۰۰ ميليون انسان را عاشق اين دين مي بينيم و هر روز هم رو به توسعه است . در دو آيه و در دو سوره خداوند بر وحدت تكيه كرده است . در سوره آل عمران : واعتصموا به حبل الله جميعا ولاتفرقوالله و ذكر وانعمت الله عليكم ... به ريسمان الهي كه همين دين است متوسل شويد بر محور قرآن متحد شويد و متفرق نشويد و يادتان باشد كه چقدر با هم متفرق بوديد مي جگيديد همديگر را طرد مي كرديد مي كشتيد اسير مي گرفتيد خداوند به نعمت خودش دلهاي شما را به هم نزديك كرد. اگر اين نعمت را مراعات نكنيد شما لب پرتگاه جهنم بوديد. خداوند شما را نجات داد. مبادا كفران كنيد. در سوره انفال كه باز فضاي جنگي حاكم است مي فرمايد از نعمت هاي خدا اين است كه الف بين قلوبهم . خداوند بين مسلمانها الفت ايجاد كرد. بعد به پيامبر مي فرمايد : لوانفظت في الارض جميعا ما الفت به ... اگر سرمايه زمين را جمع مي كردي و مي خواستي مردم را متحد كني نمي توانستي اين كار خدا بود كه دل اينها را به هم نزديك كرد. با معيارهاي ديني شما را متحد كرد. پيامبر(ص ) جامعه متحدي ساخت در سايه اتحاد. آن پيروزيهاي عظيم را كشف كرد ولي روزهاي آخر عمرشان پيامبر(ص ) احساس كردند كه دارد اين سرمايه ها از دست مي رود. احساس كردند كه امتشان دارند دچار تفرقه مي شوند و دارند به هم به صورت رقيب و دشمن نگاه مي كنند. حتما مي دانيد بعد از اينكه حادثه غدير بود و وصي خودشان را معرفي كردند. آنقدر پيغمبر ناراحت بودند كه نزديكي آخر عمرشان يك بار رفتند بقيع به اسم اينكه براي مردگان بقيع مغفرت از خدا بخواهند. آنجا كه رفتند اول سلام كردند و خطاب كردند به اصحابي كه آنجا خوابيده بودند فرمودند گوارا باشد بر شما كه آرامش داريد شما نيستيد كه ابرهاي فتنه را ببينيد برادرانتان و خواهرانتان را از هم جدا مي كنند. اشك از چشمانشان جاري شد و بعد به بازوي علي ابن ابيطالب (ع ) كه همراهشان بود تكيه دادند بر گشتند و در راه گفتند كه من احساس مي كنم عمرم تمام شده و نگران اين امت هستم . اين الگوي همه بشريت است . اين عملش بهترين نمونه امت سازي و حكومت سازي و اداره ملت است . توانست از يك شهر كوچك دور افتاده يثرب اين قدرت را بسازد در ظرف مدت كوتاهي . همين پيغمبري كه در جنگ احزاب گرفتار بود و همه احزاب عليه او بودند و خنذق مي كند با مشورت حضرت سلمان وقتي خودشان با تبر به سنگها مي زدند كه خندق بسازند و برقي جهيد فرمودند من در اين برق كاخ كسري را ديدم كاخ روم را ديدم . پيامبر با آن استحكام صحبت مي كرد ولي وقتي كه بوي تفرقه را ديد و ديد كه آنها افتاده اند به جان هم آمد به مرده ها بشارت داد كه آنها وضعشان خوب است و گوارا باشد براي شما وضع ما دارد بد مي شود و مي دانيد كه اتفاقاتي افتاد و چه شد. اين پيغمبر(ص ) با اين عظمت در مدت كمتر از ۱۰ سال اين بنيان عظيم را ساخت و ما براساس اين بنيان انقلابمان را شروع كرديم ما متناسب با روز همان كاري كه پيغمبر(ص ) مي كردند و توجهي كه داشتند آورديم در اصولمان و قانون اساسي مان و راهي كه انتخاب كرده بوديم . من امروز در خطبه دوم خواهم گفت كه ما وظيفه داريم سرمايه عظيمي كه در كنار اين درخت تنومند خون صدها هزار انسان بزرگوار ريخته آبياري كرده و صدها هزار جانباز دارند رنج مي برند و دهها هزار انسان عمرشان را در زندانها مي گذراندند اين يك سرمايه ارزان و آساني نبوده كه دست ما رسيده و ما حقيقتا بايد فكر كنيم . اعوذ بالله من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم والعصر ـ ان الانسان لفي خسر ـ الالذين آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

خطبه دوم
آيت الله هاشمي رفسنجاني خطيب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسي كاظم عليه السلام طي سخناني اظهار داشت : كاظم يعني كسي كه غم و اندوه خودش رامي خورد و كظم غيض مي كند و صابر كسي است كه دائما در مقابل مصيبت صبر مي كند و استقامت نشان مي دهد و اينها از القاب مشخص امام هفتم است كه داشته اند. چند خليفه به ايشان ستم كردند اما بالاخره هارون الرشيد ايشان را تبعيد كردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها يعني زير زمين هاي تاريك و نمور و گرم در بغداد ايشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجير حضرت را و تنهايي به پاي ايشان زنجير مي بستند ولي حضرت موسي بن جعفر اظهار خوشحالي مي كردند و مي گفتند كه همه عمرم از خداخواسته بودم كه فراغت عبادت بمن بدهد و اين وعده اي كه خدا بما داده بود دعاي ما مستجاب شد و امروز مي توانيم همه وقتمان را صرف عبادت كنيم و بالاخره در همين شرايط اين بزرگوار به شهادت رسيدند كه خداوند انشاالله به همه ظالمين و جناياتي كه مي كنند در دنيا و آخرت عقابش را نازل كند و به همه مظلومين و آنهائي كه در راه حق به ظلم مبتلا مي شوند خداوند صبر و اجر عنايت نمايد. اما تسليت عرض مي كنيم به همه انسانهاي شيفته حق و به شما عزيزان پيروان اين بزرگواران معصوم و مظلوم . مساله ديگر ما بطور مختصر مساله كشتار مسلمانان در چين است كه روزهاي تلخي مي گذرد بر مسلمانان چين و من در اينجا به دولت چين عرض مي كنم دولت چين انتظار از او مي رود كه بتواند در مقابل مظالمي كه به اين مردم وارد مي شود صبر كند. (شعار مرگ بر چين نمازگزاران ) در اين لحظه آقاي هاشمي رفسنجاني خطاب به نمازگزاران گفت كه آقايان من خواهش كردم به عنوان خطيب شما و جمعه شما شعار ندهيد و من در خطبه هاي خود بخاطر شرايطي كه مي دانيد در اينجا و اطراف خيابانها و كل اين منطقه است خواهش مي كنم شعار ندهيد و بگذاريد من كه دارم مي گويم مساله چين را. ما از دولت چين كه آنرا يك دولت عاقلي مي دانيم و در جهت توسعه كشورش دارد كار مي كند ما نصيحت مي كنيم و برادرانه نصيحت مي كنيم و اين به نفع آنها نيست . اينها مي دانند يك ميليارد و ششصد ميليون مسلمان در دنيا هست و نزديك ۶۰ كشور مستقل وجود دارد كه در همه دنيا مسلمانان حالا هويت و شخصيت دارند و همه اينها دلشان مرتبط با مسلماناني كه امروز در چين مورد ستم قرار مي گيرند چين ملاحظه كند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنياي اسلام با دولتهاي مسلمان در نظر بگيرد و انشاالله ما از اين به بعد شاهد چنين ظلمي در چين و جاهاي ديگر نسبت به مسلمانان نباشيم . مسائل عراق و فلسطين و افغانستان و پاكستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههاي گذشته است كه آنجا خونريزي و فساد و درگيري است كه انشاالله روزي اصلاح شود. اما مساله خود ما و بحثهايي كه درباره خودمان بخواهيم بكنيم كه گفتم اين قسمت دوم يا سوم حرفهاي من است . خب الحمدلله در انتخاباتي كه انجام شد و تمام شد ما خيلي خوب شروع كرديم رقابت خوبي شكل گرفت مقدمات خوب انجام شد. يك رقابتي بود كه چهار نفري كه از نظر شوراي نگهبان صالح تشخيص داده شده بودند آمدند رقابت كردند رقابت راهم خوب انجام مي دادند و مردم اميدوار شدند و آزادي كامل در انتخابات و حضور بي سابقه اي واقعا از خودشان نشان دادند و در اين شرايط كه همه چيز آماده يك افتخار بزرگ براي كشور ما بود كه اين افتخار را ما بايد بمردم بدهيم يعني اين حق مردم است و مردم بودند كه خوب آمدند و ركورد حضوري پاي صندوقها را مردم شكستند و بايد همه ما از اين مردم متشكر باشيم كه در اين زماني كه هيچ كشوري به اين اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شركت كردند و اين بسيار ارزشمند بود. ايكاش همان شرايط تا امروز ادامه مي يافت و امروز ما سربلندترين شرايط را و نتيجه انتخابات هم هر چه مي خواست باشد. و در دنيا مي توانستيم داشته باشيم ولي آنطوريكه مي خواستيم نشد كه حالا من عرض مي كنم اساس مساله اينست كه من گفتم ما چه مي خواستيم گفتم كه قسمت دوم اينست كه بگويم انقلاب چه مي خواهد شما اين حرف هايي كه از من مي شنويد از كسي داريد مي شنويد كه از پيش و لحظه شروع مبارزات كه امام راحلمان آغاز كردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پيش است و تا امروز. ما مي دانيم كه امام چه مي خواستند و مي دانيم كه اساس تفكر امام چه بود. امام حتي در مبارزاتشان وقتي پيشنهادي مي آمد كه مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و يا با فلان حزب همكاري كنيم امام مي فرمودند آنچه كه من مي خواهم مردمند. شما هر چه مي توانيد كار كنيد تا دل مردم را با مبارزات آشنا كنيد و به ما طلبه ها مي فرمودند كه شماها رسالتتان اينستكه برويد منبر و مسجد و حسينيه ها و روستاها برويد و توضيح بدهيد كه ماها چه مي خواهيم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چيز داريم . مخالفتي نمي كردند كه گروهها احزاب هم مبارزه كنند ولي آني كه انقلاب اسلامي بود همان راه پيغمبر بود كه اول مردم را با ميل خودشان و اختيار خودشان و اعتقاد خودشان پاي كار بياورند . اين هنر بزرگ امام بود كه موفق هم شدند . كمتر از ۲۰ سال طول كشيد كه مردم آنچنان آگاه شدند خب هزينه اي هم پرداختيم شهيد داديم زنداني داديم تبعيد امام را داشتيم و خيلي چيز داشتيم ولي سودمان خيلي بيشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند كه شما و آنهائي كه سنشان اقتضا مي كند مي دانند كه يكي دو سال آخر مردم چطور به خيابانها آمدند و همين خيابانهاي پر از نيروهاي حامي امام و معتقد و همراه امام كمر دولت بسيار مغرور و متكبر رژيم پهلوي را كه آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب كمك مي گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر كاري كه مي خواست مي توانست بكند ولي اين مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت كه ول كردند و رفتند و اينطور پيروز شديم . بعد از انقلاب هم ما با امام تقريبا روزانه كار مي كرديم . امام مبناي فقهيشان و همه چيزشان اين بود كه حكومت اسلامي بدون حضور مردم نمي شود. اگر مردم راضي نباشند اين حكومت انجام نمي شود و يك روايتي من از زمان امام شنيدم . آنموقع نپرسيدم كه سندش كجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پيداكردم . روايت جالبي است كه مبناي استدلال امام بود البته خيلي بيش از اينهاست ايشان هم منابع فقهي و قرآني فراوان دارند و اين روايت هم خيلي صريح است و نقشي كه امام بمردم مي دادند و من آن روايت را يادداشت كردم و از كتاب كشف المحجم سيد ابن طاووس كه يكي از علماي بسيار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصيت بسيار عظيمي است خواهش مي كنم به اين روايت توجه كنيد. اين مبناي تفكر نه اينكه اين فقط ... اين صريح ترين روايت است كه خود حضرت علي بن ابيطالب مي فرمايد يك روز پيغمبر در همان روزهايي كه عرض كردم پيغمبر مهموم و نگران آينده بود در سال آخر عمرش آنرا به علي بن ابيطالب گفته . يا بن ابيطالب لك ولا امتي . اين بعد از غدير است يعني تو ولي اين امت هستي و ولايت مال توست چيزيكه خدا به تو داده است . بعد مي فرمايد : فان ولوك في عافيه و اجمعواعليك بالرضا فقم بامرهم . اگر ديدي اين مردم راضي بودند و آمدند تو را قبول كردند به تو اين سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبي است تام نمي شود. يعني به اندازه كافي و لااقل اكثريت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذير و متولي امر شو و كارشان را اصلاح كن و ادامه بدهيد و قسمت بعدي مي گويد و ان اختلفواعليك اگر ديدي اختلاف كردند و نيامدند آن مقداري كه بايد بيايند با تو وان اختلفواعليك فدعهم ولشان كن بما فيه بگذارند كاري كه مي خواهند بكنند بكنند خودشان مي دانند. وان الله سيجعل لك مخرجا. و خداوند براي تو راهي پيدا مي كند كه به اهدافت برسي . اين روايت از روايات معتبر است .

ناقل آنهم و سند معتبري راهم ارائه مي كند سيد بن طاووس نه اينكه ما فقط اين روايت را داريم بلكه خيلي داريم . كتاب داريم كتابها داريم و من فقط يك روايت صريحي را خواندم . مبنا اين بوده مبناي حكومت پيغمبر اين بوده كه ما در جمهوري اسلامي بناشد اينكار را بكنيم . بنا شد با اين مردم باشيم و اين مردم هم خيلي خوب آمدند و بر اساس همين تفكر امام روزي كه امام مهندس بازرگان را به عنوان رئيس دولت موقت معرفي كردند ما هنوز دولت را تحويل نگرفته بوديم و هنوز بختيار اينجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند كه كارها را بمردم بدهيم و در حكمي كه به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببينيد همان روز ايشان مي گويد اولويت شما اينستكه اولا دوره شوراي انقلاب راكوتاه كنيد يعني زودتر مجلس را تشكيل دهيد و قانون اساسي را بنويسيد. كه از آن به بعد مردم با قانون اساسي جديد زندگي كنند و وقتي كه قانون اساسي را تهيه مي كرديم قبل از اينكه به مجلس خبرگان بدهيم امام روي آن نظر دادند و آن اصولي كه مربوط به مردم مي شد ايشان تقويت كردند. شوراها را ديگران مطرح كرده بودند اما امام آنها را تقويت كردند و كار را به مردم دادند . بعدا ما وقتي كشورهاي ديگر را مي ديديم آنها مي گفتند ما تعجب مي كنيم الجزاير مي گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسي را نوشتيم و شما چطور به اين زودي و نسنجيده مي رويد اينكارها را انجام مي دهيد و ما مي گفتيم چون با قدرت مردم پيروز شديم و مي دانيم اين مردم از انقلابشان و از دينشان حمايت مي كنند نگراني نداريم و درست هم بود. شماها مي دانيد كه از لحاظ قانون اساسي همه چيز كشور ما به راي مردم است . از رهبري بگيريد كه بايد مردم خبرگان را انتخاب كنند يعني مخلوق راي مردم . رئيس جمهور را مردم بايد مستقيم انتخاب كنند مجلس را بايد مردم مستقيم انتخاب كنند و مردم بايد اعضاي شوراها را مستقيم انتخاب كنند و افرادي كه بعد از اينها سمت مي گيرند به اتكا راي مردم است . يعني اين مردم هستند و اين حكومت ديني است اين جمهوري اسلامي يك لفظ تشريفاتي نيست . هم « جمهوري » است و هم « اسلامي » است . (تكبير نمازگزاران ) جمهوري اسلامي يك لفظ نيست بلكه يك واقعيتي است كه از عقايد ما از قرآن ما از روايات ما و از ائمه ما و از پيغمبر ما بما رسيده و ما به آن اعتقاد داريم و اين دو تا بايد با هم باشد. مطمئن باشيد كه اگر يكي از اين دو تا آسيب ببيند ما ديگر آن انقلاب را نداريم اگر « اسلامي » نباشد اصلا داريم به بيابان و بيراهه مي رويم و اگر « جمهوري » نباشد اصلا قابل تحقق نيست . آنجائيكه مردم نباشند راي مردم نباشد آن حكومت اسلامي نيست و به همان دليل كه عرض كردم و به همان دليل كه علي بن ابيطالب ۱۹ سال خانه نشين بود و وقتي كه دوباره مردم آمدند و به قول علي بن ابيطالب مثل يال اسب و موهاي يال اسب در خانه اش تراكم جمعيت بود آنموقع علي بن ابيطالب پذيرفت و مي پذيرد با آن مشكلاتش و راه ما اين بوده و ما بايد به اينجا برسيم و روز به روز هم بايد آنرا تقويت كنيم و اين انتخاباتي كه انجام داديم اگر مشكلاتي در آن پيش نمي آمد ما در سي سالگي انقلاب بهترين گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامي بر مي داشتيم . من الان نمي خواهم بگويم برنداشتيم مي خواهم بگويم چرا اينطور شد آنچه كه من مي فهمم و راه حل از توي آن مي خواهم در آورم اينستكه اواخر دوران تبليغات ما دچار ترديد شديم يعني يك عده افرادي پيدا شدند ترديد كردند و بذر ترديد حالا به هر دليل يا تبليغات نادرست يا عمل نادرست صدا و سيما و يا چيزهاي ديگر باعث شد بذر ترديد در ذهن مردم پيش بيايد. (تكبير نمازگزاران ) ما ترديد را بدترين مصيبت مي دانيم . (آقاي هاشمي در اين لحظه گفت كه آقايان اجازه بدهيد من كه بهتر از شما دارم مي گويم و شما با شعار تائيدتان كافي است ) اين ترديد مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جريان هستند يك جريان كه ترديد ندارند و قاطع هم ايستاده اند و دارند كار خودشان رامي كنند و يك عده هستند كه آنها هم كم نيستند و بخش زيادي از مردم فهيم كشور ما عالم كشور ما هستند و مي گويند كه ما ترديد داريم و براي رفع ترديد اينها بايد كار كنيم . امروز الان تلخ است يعني شرايطي كه بعد از اعلام نتايج انتخابات (رياست جمهوري ) پيش آمد دوران تلخي است و من فكر نمي كنم هيچكس از همه جريانات همه دلشان نمي خواست اينطوري شود و الان همه ضرر كرديم كه چرا اينطور بايد بشود. ما امروز بيشتر از هميشه نياز به وحدت داريم كشورمان بايد متحد در مقابل اينهمه خطري كه ما را تهديد مي كند و امروز باج خواهي آنها بيشتر شده و دارند جلو مي آيند كه اين زحمت طولاني ما را در بدست آوردن هايتك ها و بخصوص هسته اي و امثالهم را از دست ما بگيرند كه البته خداوند به اينها مهلت نمي دهد ولي آنها به هوس افتاده اند و من فكر مي كنم برادران من خواهران من و همه جريانها بنده را شما اولا مي شناسيد من هيچوقت از اين تريبون . نخواسته ام جناحي استفاده كنم و هميشه فراجناحي حرف زده ام و من نظر به هيچ طرف الان ندارم ولي نظرم اينست كه همه ماها بايد فكر كنيم و راهي پيداكنيم كه متحد هم كشورمان را به پيش ببريم و هم از اين آثار بد و خطرناكي كه در كينه هايي كه دارد بروز مي كند از اين نجات پيداكنيم و هم دشمنانمان را مايوس كنيم كه چشم طمع بما نبندند. چكار بايد بكنيم تا اين اتفاق بيافتد. چند تا پيشنهاد به ذهن من مي رسد كه البته اين پيشنهادها را با جمعي از خبرگان و اعضاي مجمع تشخيص مصلحت نظام كه به فكرشان من اعتماد دارم مطرح كردم و به اين جا رسيديم و من اينها را عرض مي كنم به عنوان راه حل شايد هم ديگران هم بپذيرند و عمل كنند و انشاالله كه با اخلاص مساله مهم ما اينستكه آن اعتمادي كه مردم را با آن وسعت وارد ميدان كرد و امروز يك مقدار مخدوش شده ما اين اعتماد را برگردانيم و اين هدف مقدس ما بايد باشد و اين اعتماد بايد برگردد و اينكه چگونه برگردانيم را حالا عرض مي كنم . يك : ما بايد همه چه نظام حكومت دولت مجلس نيروهاي امنيتي و نظامي و انتظامي و مردم يعني معترضان همه بايد در چارچوب قانون حركت كنيم . ما اگر از قانون تجاوز كنيم ديگر هيچ مرزي ندارد. و بايد با قانون مسائلمان را حل كنيم و همه قانع باشيم . حالا هرچه شد با اين قانون حالا اگر كساني از بعضي قوانين دل خوشي ندارند بايد بعدا سعي كنند كه قوانين اصلاح شود و هر وقت كه لازم است اين اشكالاتي كه ديده شده يكروزي حل مي شود ولي بيائيم چارچوب را قانون قرار دهيم و همه آنرا بپذيرند. دوم : اينكه بگونه اي عمل كنيم كه آن اعتماد را البته يك روز و يك شب نمي شود و يك جريان نسبتا طولاني است و بايد انجام بدهيم بايد يك فضايي بوجود بياوريم كه همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقي و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاكم باشد البته عمده اينكار مال صدا و سيماست كه بايد انجام بدهد كه مستمعين زيادتري دارد و ساير رسانه ها هم بايد اينكار را بكنند و بحثها بايد منطقي باشد برادرانه خواهرانه بنشينند با هم حرف بزنند و دليلش را بگويد و آنهم دليلش را بگويد و بالاخره مردم در اين بين خودشان مي فهمند و آخرش هم مي توان از مردم پرسيد و طوري باشد كه ما اين اعتماد را برگردانيم متاسفانه از اين فرصتي كه رهبري انقلاب دادند به شوراي نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند كه برويد عقلا را و موجهين را بياوريد بررسي كنند و اعتماد مردم را جلب كنيم استفاده خوبي نشد و من هم الان نمي خواهم بگويم تقصير كي بود كه نشد ولي نشد (تكبير نمازگزاران ) ما حالا از آن مرحله گذشته ايم و الان مرحله ديگري است و من فكر مي كنم براي آينده و براي اتحاد ما و براي جلوگيري از خطر نظام و براي حفظ اين ارزشهايي كه انقلاب خلق كرد براي اين بناي باشكوهي كه امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمي كه در اين راه تلاش كردند و رزمندگان ما براي ما مانده براي نسل سوم و چهارم و بعد بماند در اين مقطع ما مي توانيم اين حركات را انجام دهيم و اگر اين دو كار را بپذيريم كه قانوني باشد و راه براي مناظره و مذاكره و مباحثه و استدلال باز باشد شايد در مدت كوتاهي به قناعت برسيم . در اين فاصله بايد يك كارهاي ديگري بكنيم . لازم نيست در اين شرايط ما افرادي را كه به اين نامي كه الان هست در زندان داشته باشيم . اجازه بدهيم اينها به آغوش خانواده هايشان بازگردند. (تكبير نمازگزاران ) نگذاريم بخاطر زنداني بودن يك عده دشمنان ما ما را سرزنش كنند شماتت كنند به ما بخندند براي ما نقشه بكشند و ما اينقدر بايد خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشيم كه همديگر را تحمل كنيم و مساله بعدي ما اينست كه آسيب ديدگان اين حوادثي كه اتفاق افتاد بايد همدردي و دلجوئي بشود آنهائي كه عزا دارند هم به آنها تسليت بدهيم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزديك كنيم و اينكار شدني است . كسانيكه وفادار به انقلاب باشند و ببينند كه نظام به سراغشان مي رود آنها زود مي توانند با دل و جانشان با ما همراهي كنند و اينكار را بايد انجام دهيم و از آنان دلجوئي كنيم و با سعه صدر اينجا ديگر لازم نيست كه ما عجله داشته باشيم لازم نيست در اينجا خودمان را گرفتار كنيم . بگذاريم رسانه هايمان بالاخره اين رسانه ها با معيارهاي قانوني اجازه گرفته اند محدودشان نكنيم و در حد قانون زيرا ملاك و چارچوب قانون است كه نه رسانه ها انتظار داشته باشند بيشتر از اجازه قانوني عمل كنند و نه نظام از آنها توقع كند كه حق قانوني آنها را نديده بگيرند و همه با هم بگذاريم يك فضاي آرام آزاد انتقادي يا تائيدي هر دوي آن بوجود بيايد و من فكر مي كنم اگر اين فضا را مسئولان ما و نيروهاي انتظامي ما و نظامي ما و امنيتي ما انجام بدهند ما همه عضو يك خانواده هستيم و همه آسيب ديده در راه انقلاب هستيم و همه جزو كساني هستيم كه در اين جهاد طولاني دفاع مقدس سرمايه گذاري كرديم و همه ما شهيد در گلزارهاي شهدا داريم همه ما جانباز در منزل خودمان داريم چرا بايد يكجوري باشد كه ديگران از راههاي دور بيايند و براي ما نسخه بپيچند ما خودمان هستيم . يعني ما اينقدر عاقل نيستيم ما اين مباني را نداريم ما تجربه سي سال اداره كشور را نداريم ما علما را نداريم مراجع ما كه هميشه پشتيبان و حقيقتا بدون توقع حوزه هاي علميه در خدمت بوده اند چرا بايد بعضي از آنها برنجند بايد آنها را كنار خودمان حفظ كنيم بايد آنها را پشتيبان بدانيم بايد به آنها متكي باشيم همه ما و اين يكپارچگي را اگر انشاالله بتوانيم فراهم كنيم من اميدوارم اين خطبه نماز جمعه شروع يك تحولي در آينده باشد و بتوانيم از اين مشكلي كه مي شود اسم بحران روي آن گذاشت متاسفانه بخوبي عبور كنيم و دوباره شاهد همدلي و همرزمي و همراهي و رقابت سالم و هر كسي را كه مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمي هاشمي خدا نگهدار تو نمازگزاران ) خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفيق بدهد كه محفوظ باشيد و هميشه با همين روحيه در صحنه باشيد از شما خيلي ممنون هستم
بخش اول سخنراني (دانلود)
بخش دوم سخنراني (دانلود)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Cloob :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

0 نظرات ::

طراحی شده توسط ندای ایران زمین