جمهوری اسلامی، لکه ننگی بر تاريخ بشريت
۱۳۸۸ بهمن ۴, یکشنبه
واقعا مسخره و چندش آورست وقتی که صحبت از اصلاح نظام و ترميم ساختار ولايت فقيه ميشود... کدام نظام؟ کدام ولايت فقيه؟ نظامی که درست از روز اول با قتل و تيرباران و خون و خونريزی شروع کرد و به اعدامهای دستجمعی هزار هزار و خاوران رسيد؟ نظامی که خمينی، رهبر جلادش، تا اون ريش کثيفش در خون و خونابه و کثافت جنايت غرق بود؟ نظام و ولايت فقيه جانی و جنايتکاری، که بعد از خود آن را به فرزند خلف جنايتکارش، خامنه ای جلاد که دست پدر معنويش را در وقاحت و جنايت و سبوعيت و درنده خوئی صدها بار از پشت بسته؟ ای لعنت و نفرين بر هر چه پدر معنويست.... صبر کنيد... بگذاريد اين درها باز شود و اين پرونده ها گشوده شود آنوقت می بينيد که تاريخ بشريت با چه پديده منحصر بفرد و غير قابل مقايسه و بی بديلی در جنايت و کثافت و بيرحمی و خونخواری عليه انسانهای بی گناه روبرو بوده است که حتی در خاطرات هزاران ساله اش بياد نياورد. اوج فاجعه و عمق جنايات و داستان غمباری که بر آن سرزمين و آن فرهنگ و تاريخ و از همه مهمتر آن مردم بيچاره و بيگناه رفته از حد تفسير و کلام بيرون است. حرف از تصحيح و ترميم، خودش جنايت است و بی احترامی به حرمت انسان. روزی که اين حجابها برافتد و داستانها عيان شود و حرفها و داغها آزادانه گفته شود، نه ما، که کل بشريت و تاريخ شاهد لکه ننگ و اوج شرم و خجالتی که اينها بر چهره موجودی بنام انسان و انسانيت نشانده اند خواهد بود... آن روز دور نيست و شمائی که حتی فکر ترميم و تصحيح به مخيله تان خطور کرده بود از شرم آب خواهيد شد و به زمين فرو خواهيد رفت، اگر دامنه و وسعت اين جنايات دامن خودتان را نگرفته باشد... باش تا صبح آزادی و روشنائی بدمد... باش...
ارسال به:












0 نظرات ::
ارسال یک نظر