مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 16 فوريه
۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سهشنبه
![]() |
| رضاشاه |
رضاشاه پس از دريافت گزارش رئيس هيات سياسي ايران در واشنگتن 27 بهمن 1314 (16 فوريه 1936) دستور داد كه روابط سياسي با ايالات متحده آمريكا قطع شود. غفار جلال علاء رئيس نمايندگي ايران در آمريكا گزارش كرده بود كه پليس شهر واشنگتن اتومبيل وي را متوقف و با اين كه خود را معرفي كرده بود به او ورقه جريمه داد. وي نوشته بود كه به علت امتناع از دريافت ورقه جريمه، مامور پليس او را به ايستگاه پليس منتقل مي كند و در آنجا چند ساعت بازداشت مي شود كه اين عمل مغاير مصونيّت ديپلماتيك است. در روز مورد بحث، «غفارجلال علاء» خود رانندگي اتومبيل سفارت را برعهده داشت. پليس واشنگتن او را متهم به رانندگي بيش از سرعت مجاز كرده بود.
وزارت خارجه ايران گزارش را عينا براي رضا شاه ارسال مي دارد و وي اين عمل را بي احترامي نسبت به كشور ايران تلقي كرده و دستور قطع روابط و احضار كاركنان سفارت ايران از واشنگتن و اخراج هيات سياسي آمريكا از تهران را مي دهد. قطع روابط ازنيمه فروردين 1315 عملي مي شود، ولي غفار جلال علاء در بهمن ماه به تهران احضار مي گردد. مقام ديپلماتيك وي در واشنگتن، «وزير مختار» بود. روابط ايران و آمريكا پس از اين رويداد مدتها قطع بود.
![]() |
امروز زادروز داستان نگار معروف ايران «صادق هدايت» است كه 16 فوریه ۱۹۰۲ در تهران متولد شد و 49 سال زندگي كرد. وی از تبار رضاقلي هدایت نویسنده، مورخ و شاعر قرن سیزدهم وطن است. صادق از سال 1305 تا 1309 در بلژیک و فرانسه به تحصیلات خود ادامه داد و دربازگشت به وطن به موازات کار قلم، در بانک ملی و سپس اداره تجارت و آنگاه وزارت امورخارجه و ... بکار پرداخت زیرا که داستان نگاری، مجله نویسی و کار قلم نمی توانست هزینه های اورا تامین کند و روانشناسی ایرانیان وقت نویسندگی را همانند نقاشی و موسیقی شغل واقعی نمی پنداشت. صادق با داشتن این همه کار حتی موفق به خرید خانه نشد و در خانه قدیمی پدری زندگی می کرد. در سال 1314 اورا به خاطر چندجمله که در داستان وغ وغ ساهاب نوشته بود به اداره پلیس احضارکردند و چون انتظار آن را نداشت در روحیه اش تاثیر عمیقا منفی باقی گذارد، به هند رفت و نزد یک پارسی هندی به تحقیق درباره فارسی عهد ساسانیان پرداخت. داستان نويسي ايران با آثار صادق هدايت وارد عصر تازه اي شده بود كه در نيم قرن گذشته در اين زمينه نتوانسته است پا به پاي ساير ملل پيش برود. نوشته های او عبارتند از:
زنده بگور، انسان و حیوان، سایه مغول، سه قطره خون، اصفهان نصف جهان، سایه روشن، وغ وغ ساهاب، بوف کور، ترانه های خیام، سگ ولگرد، علویه خانم، حاجی آقا، سه ترجمه از پارسی ساسانی: کارنامک اردشیر پاپکان، گزارش گمان شکن و شهرستانهای ایران، بعلاوه ترجمه آثار نویسندگان بزرگ اروپایی از چخوف، آرتورکریستین سن تا شینسلر.
صادق هدایت در سال 1329 به پاریس رفت و نوزدهم فروردین 1330 در آنجا با استنشاق گاز خودکشی کرد و همانجا مدفون شده است.
![]() |
| منوچهر وثوق |
منوچهر وثوق يكي از ايرانياني بود كه بي بي سي به مناسبت سي امين سالگرد انقلاب بهمن ماه 1357 (فوريه 1979) با او مصاحبه كرده بود. پس از پخش مصاحبه كه در دومين هفته فوريه 2009 صورت گرفت، نوار ويديوئي آن با كلام منوچهر وثوق به صورت «پادكست» در وبسايت اين شبكه سخن پراكني دولتي انگلستان قرارگرفته بود. منوچهر در پاسخ به اين سئوال كه چرا ترك وطن كرده است گفت: به ديدار پدرم رفته بودم و اميدوار بودم كه پس از جنگ (جنگ عراق با ايران) وضعيت بازار «شو بيزنس» بهتر شود و مسئولان فرهنگ و هنر توجه بيشتري به حرفه نمايش و اهل اين حرفه كنند كه پدرم پرسيد كه آيا اظهارات محمد خاتمي وزير فرهنگ و ارشاد وقت را در اين باره از راديو تلويزيون شنيده ام؟. گفتم كه نشنيده ام. پدرم گفت كه خاتمي درباره اهل هنر كه از پيش ازانقلاب فعاليت هنري داشتند(ما) گفته بود: «نماز اين عده هم ـ اگر بجاي آورند ـ قبول نيست چه رسد به ...!». با شنيدن اين نقل قول، همه اميدم را برباد رفته ديدم و رخت ترك وطن ـ وطن دلبند ـ بربستم و خارج شدم و از آن زمان همچنان در غربت زندگي مي كنم كه مي دانيد فعاليت يك هنرمند فارسي زبان در دنياي خارج از قلمرو زبان فارسي محدود است و درنتيجه نوآوري و ابتكار و خلاقيت.
![]() |
| Leskov |
دو مورخ آمريكايي و يك مقاله نگار روس كه زادروز هر سه شانزدهم فوريه است درباره اهميت آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن به طور جداگانه و در طول دو قرن گذشته نظريه اي واحد را مطرح ساخته اند كه هنوز مورد توجه است و با بازگشت روسيه و چين به صحنه رقابت ها در جهان در دهه نخست قرن 21 بر سر قدرت، اين توجه گسترش يافته زيرا که رقابت بر سر نفوذ در آسياي ميانه بيشتر شده و اين بار، ايران هم در ميدان رقابت است. بسياري از اصحاب نظر ورود ناتو به افغانستان را بخشي از اين رقابت دانسته اند. تقويت بلوک "اوراسيا" در نيمه دوم دهه اول قرن 21، مساعي روسيه - چين و ايران را در کنار هم و در برابر غرب قرار داده است. وجود تاجيکيان در آسياي ميانه و افغانستان که خويشاوند اتباع دولت ايران هستند، دست تهران را در اين رقابت قويتر از سايرين نشان مي دهد.
![]() |
| Van Wyck Brooks |
اين سه انديشمند عبارتند از: نيكلاي لسكوف (متولد 16 فوريه 1831 و متوفا در مارس 1895) روزنامه نگار و داستان نويس بزرگ روس كه ماكسيم گوركي هم از نظرات او دفاع كرده است؛ ون بروكس (متولد 16 فوريه 1886 و متوفا در مه 1963) اديب و نقدنويس، مورخ و بيوگرافي نگار آمريكايي برنده جايزه پوليتزر و جورج كنان (متولد 16 فوريه1904 و متوفا در سال 2005) مورخ و پاليسي ميكر معروف آمريكا. هر سه به يك مضمون ابراز نظر كرده اند كه ماحصل آن چنين است؛ دولتي قدرت اول جهان خواهد بود كه آسياي ميانه و مناطق جنوبي آن (افغانستان و بلوچستان شرقي) تا اقيانوس هند را دركنترل داشته باشد.
![]() |
| George Kennan |
روشن نيست كه تزار وقت روسيه با توجه به نظر «لسكوف» كه در يك مجله چاپ مسكو انتشار يافته بود به تصرف خان نشين هاي آسياي ميانه كه در آن زمان اسما جزيي از ايران بشمار مي آمدند اقدام كرده بود كه انگلستان با دوز و كلك بسيار و با جداساختن مناطق جنوبي آمودريا از ايران و نامگذاري آنها به «افغانستان» و ضميمه ساختن بلوچستان شرقي به هندوستان آن زمان مانع پيشروي تزار به جنوب آمودريا و رسيدن به اقيانوس هند شد. بروكس و كنان نيز از اهميت سياسي و استراتژيك مناطق يادشده در بالا سخن گفته و بدون دركنترل داشتن آنها، قدرت برتر جهان شدن را خارج از بحث خوانده اند. اجراي نظرات كنان مبني برلزوم "در محاصره قراردادن بلوك شرق" بود كه سرانجام به فروپاشي اين بلوك از درون انجاميد. حکومت وقت در ايران به مساعي آمريکا در محاصره شوروي (اجراي فرضيه جورج کنان) کمک موثر کرده بود.
آسياي ميانه (فرارود و مناطق شمالي آن) اينك پنج جمهوري مستقل را تشكيل مي دهند؛ گو اينکه ايالت شمال غربي چين را هم جزيي از آسياي مرکزي به حساب مي آورند. درپي رويداد 11 سپتامبر 2001، نخست آمريكا و سپس ناتو (غرب) در افغانستان مستقر شده اند و چون صحبت از بيرون رفتنشان نيست، ورود قدرت هاي "اوراسيا" به صورت يک بدنه و يا به شکل جداگانه به صحنه قابل پيش بيني است و اگر چنين شود معارضه بعيد نيست مخصوصا که قرارداد هرات منعقده در پاريس در قرن نوزدهم دست ايران را براي هرگونه مداخله و قطع توطئه برضد خود و دفاع از تاجيکها بازگذارده و به اين ترتيب هرگونه اقدام ايران در اين راستا مشروع است. روسيه نيز توافق هاي محرمانه با غرب دارد که طبق همين توافق هاي نيروهاي خودرا در فوريه 1989 پس از هشت سال از افغانستان خارج ساخت.
در آسياي ميانه، در برابر مساعي غرب، قبلا تلاش چهارجانبه ديگري مشاهده مي شد و اين تلاش ها که از سوي روسيه، چين، ايران و نيز هند بعمل مي آمد اينک از اين جهت (ايستادگي در برابر نفوذ غرب) در چارچوب سازمان همکاري هاي شانگهاي متمرکز شده اند و قدرت "اوراسيا" دارد واقعيت مي يابد. تلاش هاي داخلي - اقتصادي و فرهنگي - به صورت سابق و جداگانه ادامه دارد، در چارچوب اين تلاشهاي جداگانه با هدف تقويت مناسبات دوجانبه، خويشاوندي ساكنان و وجود فرهنگ و تاريخ مشترك به ايران كمك بسيار مي كند. تاجيكهاي منطقه (پارس ها) متحدان بي چون و چراي ايرانيان هستند و خواهان گسترش همکاري هاي فرهنگي و اقتصادي دوجانبه. آخرين تلاش در اين زمينه مربوط است به ايجاد يک مرکز فرهنگي ايران و تاجيک در شهر خجند در ايالت سغدياي تاجيکستان در فوريه 2009. خجند روزگاري پايگاه مرزبان بزرگ ايران در شمال شرقي وطن مشترک ما بود و همين نيرو قرنها مانع ورود هون ها و زردها به ايرانزمين شده بود. پس از هجوم عرب، خجند از مراکز بزرگ پاسداري از زبان فارسي و تمدن و فرهنگ ايراني بوده است.
فيدل کاسترو مرد بزرگ تاريخ معاصر كه در 81 سالگي (و از اواخر سال 2007) پس از بهبوديافتن از بيماري دستگاه گوارش به مقاله نگاري در وبسايت خود و روزنامه «گرانما» چاپ هاوانا پرداخته در يک مقاله اش كه نيمه فوريه 2008 انتشار يافت ضمن بررسي رقابت هاي انتخاباتي وقت در آمريكا نوشته بود كه «مكين» نامزد حزب جمهوريخواه آمريكا در گروگان مافياي اين كشور است و در نتيجه فاقد اراده. كاسترو افزوده بود: مكين (كه چند دوره سناتور است) نان اسير شدن خود در حمله هوايي به ويتنام را مي خورد (كه خلبان بمب افكن بود و هواپيمايش سرنگون شد) و فاقد پيش شرط هاي رياست بر يک کشور، ولي در هرحال نبايد اخلاقيات را فراموش كند و در نطق هاي تبليغاتي اش دروغ بگويد و براي رفتن به كاخ سفيد به هركاري دست بزند. کاسترو پيش بيني کرده بود که بعيد است حزب جمهوريخواه با اشتباهات هشت ساله جورج دبليو بوش و افراط گري مشاوران او و عقده هاي رواني معاونش - ديک چني - در انتخابات نوامبر 2008 برنده شود. روال کار در ايالات متحده به مرور زمان از مسير خارج شده است و دشوار است که حزب دمکرات هم بتواند آن را دست کم به مسير سابق (که آن هم رضايتبخش نبود) بازگرداند. عدم دقت در انتخاب مشاوران کاخ سفيد عامل بيشتر اين مشکلات بوده است که دودش به چشم توده مردم مي رود.
مرور زمان نشان داد که پيش بيني کاسترو درست بود، حزب دمکرات برنده انتخابات (رياست جمهوري و پارلمان) شد و مشکلات ادامه دارد.
![]() |
| Henry Brooks Adams |
شانزدهم فوريه زادروز «Henry Brooks Adams هنري بروكس آدامز» مورخ، روزنامه نگار، فرضيه پرداز و داستان نويس آمريكايي است كه در سال 1838 به دنيا آمد و در 27 مارس 1918 درگذشت. وي نوه و نتيجه دو رئيس جمهور پيشين ايالات متحده آمريكا ـ جان كوينسي آدامز (ششمين رئيس جمهور) و جان آدامز (دومين رئيس جمهور) ـ است. هنري متولد شهر بوستون (باستن) كه پس از انجام تحصيلات دانشگاهي سالها در اروپا اقامت داشت در بازگشت به وطن، در شهر واشنگتن سكونت گزيده و روزنامه نگاري را پيشه ساخنه و در اين شغل به افشاي فساد سياسي در دستگاه حكومتي آمريكا پرداخته بود. وي ضمن ادامه به نوشتن مقاله براي روزنامه ها به تدريس تاريخ در هاروارد و نيز تاليف تاريخ و پردازش فرضيه هاي متعدد و نيز داستان نگاري سرگرم شد كه 39 سال ادامه يافت.
آدامز با تجربه هايي كه از اروپا و آمريكا به دست آورده بود؛ در نوشته هايش يهوديان جهان غرب (اروپا و آمريكا) را متهم كرده است كه مي كوشند كليدهاي اقتصاد جهان و به ويژه پول، كنترل روزنامه هاي آمريكا، كار چاپ و تاليف و امور سياسي (پاليتيكز) را به دست گيرند و از اين طرق و با داشتن مهار افكار بوسيله رسانه هايشان؛ خط دهنده فعالان دمكراسي و سياسيون باشند. هنري آدامز نوشته است: با هركس و صاحب هرفكر و عقيده مي شود همزيستي كرد جز زرپرستان و بروكرها (واسطه ها). به باور آدامز كه در نوشته هايش منعكس است، اگر يهوديان آمريكا بر رسانه هاي اين كشور (در آن زمان روزنامه، كتاب و تئاتر) مسلط شوند، آمريكا جاي مناسبي براي زندگي كردن نخواهد بود. وي (در زمان خود) يهوديان آمريكايي را متهم كرده است كه مي كوشند كار تعيين سياست هاي اين دولت را به دست گيرند و برنامه ها را بنويسند و ....
هنري آدامز صاحب فرضيه هاي متعدد است ازجمله فرضيه او در آموزش و پرورش به نام «آموزش و پرورش هنري آدامز» و فرضيه تاريخ. هنري آدامز «تاريخ» را يك پروسه حركت به جلو (با موازنه نيروهاي مخالف، نفوذ و عمل) مي داند كه همانند قانون ترموديناميك عمل مي كند كه قدرت هاي نظامي (ميليتاريستيك) مايلند و مي كوشند كه موازنه را برعكس كنند.
وي در زمينه دمكراسي ـ از فرضيه تا پركتيس ـ نظرات ويژه ارائه داده كه آنها را به صورت داستاني زير عنوان «ناول دمكراسي» برنگاشته است.
از آدامز آثار متعدد باقي مانده است ازجمله: مجموعه رسالات تاريخي، ناول دمكراسي، نخست: آموزش و پرورش، درباره قانون انگلوساكسون، آمريكا در زمان توماس جفرسون، زندگي آلبرت گالاتين، جان راندولف و ....
![]() |
| محسن ميرزايي در 77 سالگي |
محسن ميرزايي روزنامه نگار با تجربه ايران 27 بهمن 1311 به دنيا آمده است، ميرزايي پس از فراغت از تحصيل در رشته ادبيات فارسي از دانشگاه تهران، در تابستان 1335 نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران را طي کرد و در روزنامه اطلاعات بکار پرداخت. وي کار خبر را با تهيه و تنظيم اخبار اجتماعي و مطالب تاريخ و باستان شناسي آغاز و سپس ستون جالبي تحت عنوان "محافل و مجالس" ابتکار کرد . آنگاه سردبير شب روزنامه اطلاعات (معاون سردبير اجرايي) شد . محسن ميرزايي ضمن ادامه ستون خود و نوشتن فيچر تاريخي، دستيار سناتور عباس مسعودي مدير موسسه اطلاعات شد که در ژورناليسم ايران مقام بالايي بشمار مي آمد و با اين مقام به صورت موفق ترين فارغ التحصيلان نخستين دوره آموزش روزنامه ايران درآمد. ميرزايي سپس به سمت سرپرست خبرنگاران و نمايندگان روزنامه اطلاعات در ساير کشورها منصوب شد و سفرهاي متعدد به اروپا، آمريکا و اکناف جهان کرد و با روش هاي روزنامه نگاري ملل ديگر هم آشنا شد و با يک رشته مطالعات در زمينه ادورتايزينگ (آگهي ها) و درباره طرز فعاليت کمپاني ها و آژانسهاي اعلان، به نوسازي اين کار در ايران دست زد. به موازات تمامي اين مشاغل، ميرزايي دست از نوشتن تاريخ نکشيد که صفحات "28 هزار روز" در روزنامه اطلاعات کار او و محصول پژوهش هايش است.
ميرزايي در عين حال در سال 1352 يک مرکز پژوهش هاي تاريخي و اسناد به وجود آورد و مشاور يک کانون بزرگ آگهي در ايران شد. ميرزايي پرکار همزمان با روزنامه نگاري، به تاليف کتاب دست زد. از جمله "سرنوشت واقعي مليجک"، "اسناد توطئه محمدعلي شاه قاجار"، "خاطرات مليجک (غلامعلي خان عزيزسلطان)" در چهار جلد، "تاريخچه بريگاد قزاق" در 2 جلد، "جريان مهاجرت (کشيده شدن جنگ جهاني اول به ايران)" و ... .
ميرزايي در سال 1388 ضمن ادامه نوشتن مطلب براي روزنامه هاي تهران، تاليف تاريخچه تبليغات در ايران را در دست تهيه داشت . او که همچنان مشاور يک کانون بزرگ تبليغات تجاري در تهران است، عکس هاي تاريخي ايران در دوران قاجاريه را در يک وبسايت تحت عنوان "يادگاران www.yadegaran.com"، قرار داده است.
ميرزايي در سال 1373 صفحه اي تحت عنوان "از طهران ديروز تا تهران امروز" براي روزنامه همشهري (متعلق به شهرداري تهران) داير کرد. به موازات آن و با همکاري منصور تاراجي در روزنامه ايران يک رشته مطالب تاريخي تحت عنوان "خاورميانه: از سقوط امپراتوري عثماني تا به امروز" را به چاپ رسانيد. ميرزايي در دهه هاي 1350 و 1360، ضمن کار به تکميل تحصيلات روزنامه نگاري در آمريکا و اروپا پرداخت که بر فيچرنويسي و ادورتايزينگ متمرکز بود.
![]() |
16 فوريه سال 1924 نزديك به دو سال پس از اين كه مصر شناسان موفق به يافتن محل دفن« توتانخامن » فرعون خردسال مصر شده بودند كه 1337 سال پيش از ميلاد مرده بود تابوت او را كاملا باز كردند و به جسد موميايي شده اش رسيدند. معاينه استخوانهاي توتانخامون ثابت كرد كه وي هنگام مرگ بيش از 15 سال نداشت . وي در دره فراعنه در نزديكي لوكسور مدفون شده بود. تابوت او در مركز چند اطاق داخل هم قرارداده شده بود . در اطاقهاي ديگر اشيائي كه در طول حيات با انها سر و كار داشت از جمله دو ارابه قرار داده شده بود. ظروف و ابزار هاي متعدد طلا و نقره و علامت سلطنت بر مصر عليا و سفلي نيز در انجا يافت شد. بر ديوار اطاقها مطالب متعدد نوشته شده بود. البسه و ظروف حاكي از تمدن پيشرفته آن زمان بوده است. عكس بالا ، دكتر كارتر مصر شناس انگليسي را در حال مشاهده جسد موميايي شده توتانخامن در فوريه 1924 نشان مي دهد.
![]() |
| اين پيكره توتانخامن روي تابوت او به دست آمده است |
![]() |
ژاپني ها پس از تصرف سنگاپور كه نيمه فوريه 1942 صورت گرفت از 16 اين ماه به جستجو براي يافتن نظاميان انگليسي پرداختند و ظرف دو روز همه را دستگير كردند. محاصره سنگاپور كه پايگاه دريايي مهمي بود و كنترل تنگه مالاكا از انجا صورت مي گرفت دو ماه طول كشيد . نيروهاي ژاپني از طريق جنگلهاي تايلند خود را به سنگاپور رسانيده بودند . انگليسي ها در جنگهاي جنگلي به پاي ژاپني ها نمي رسيدند. ژاپني ها با شعار اخراج اروپائيان استعمارگر از آسيا بر ضد آنان در آسياي شرقي و جنوب شرقي وارد جنگ شده بود. عكس ، صحنه اي از تسليم نظاميان انگليسي به ژاپني ها را در 16 فوريه 1942 نشان مي دهد.
![]() |
| فيدل کاسترو که سرحال بنظر مي رسد در پايان ديدار 13 فوريه 2009 با دکتر باچلت رئيس جمهور سوسياليست شيلي |
شانزدهم فوریه 1959 و 47 روز پس از فرار باتیستا [که 7 سال دیکتاتور کوبا بود] و پیروزی انقلاب مسلحانه کوبا، فیدل کاسترو سمت نخست وزیری کوبا را پذیرفت زیرا که خوزه میرو کوردوبا از نخست وزیری کوبا کناره گیری کرده بود. فیدل در آن روز به جزئیات برنامه هایش اشاره نکرد و تنها گفت که برنامه هایی دارد و نخستین هدف او ارتقاء کیفیت زندگی کوبایی ها و قطع استثمار و نابرابری است.
![]() |
| کاسترو هنگام نطق در فوريه 1959 |
کاسترو گفته بود که علاقه به میز و مقام ندارد، هدف او خدمت است. فیدل سه ماه بعد پس از یافتن فرد واجد شرایط برای نخست وزیری تصمیم به کناره گیری از این سمت گرفت که شورای وزیران نپذیرفت،مردم به خیابانها ریختند و اورا مجبور به انصراف ازکناره گیری کردند. تنها پس از تصویب قانون اساسی کوبا در 15 فوریه 1976 بود که فیدل کاسترو را رسما رئیس جمهور کوبا خطاب کردند. 15 فوریه همچنین یادآور رویداد دیگری است که جهان هنوز از تاثیر آن رها نشده است. در 15 فوریه 1898 انفجاری مرموز در زره دار آمریکایی «مین» که در ساحل هاوانا لنگر انداخته بود روی داد که ضمن آن 260 نظامی آمریکایی کشته شدند. این رویداد به دولت واشنگتن فرصت داد تا به اسپانیا (اختیاردار کوبا از سال 1492) اعلان جنگ دهد و قدم به دورانی بگذارد که مورخان آمریکایی ـ خودشان ـ آن را ظهور امپریالیسم آمریکا نوشته اند و با توجه به تحولات جهانی دهه جاری، ختم آن را قبل از پایان سال 2010 پیش بینی کرده اند. پتر کبیر ـ نیرومندترین رزمناو جهان ـ با همراهان در نوامبر و دسامبر 2008 درهمان محلی که 110 سال پیش از آن «مین» منفجر شده بود لنگر انداخت که تامل برانگیز است.
فیدل که دولت واشنگتن گمان نمی برد یک سوسیالیست باشد از هفتم آگوست 1960 با ملی کردن مراکز تولید در کوبا و ازجمله تاسیسات متعلق به آمریکاییان خشم و عناد آن دولت را برانگیخت. دولت واشنگتن پس از آنکه کاملا اطمینان یافت فیدل کاسترو یک سوسیالیست تمام عیار است از سوم ژانویه 1961 با کوبا قطع رابطه کرد و ترتیب حمله نظامی به کوبا (تعرض خلیج خوک ها) را داد که این تعرض 17 آوریل 1961 آغاز و همان روز شکست خورد [تعرض کماندوهای آمریکایی به خاک ایران نیز در آوریل 1979 انجام شد که در صحرای طبس با شکست رو به رو شد]. در تعرض خلیج خوک ها، فراریان و خود ـ تبعیدی های کوبایی که توسط «سی. آی. ا.» آموزش دیده و مسلح شده بودند شرکت کرده بودند و همه به اسارت درآمدند که بعدا فیدل هر کدام از آنان را با یک تراکتور معاوضه و آزاد کرد که تحقیر دولت واشنگتن بشمار آورده شد و از همان زمان کوبا را تحریم و محاصره اقتصادی کرده است که 48 است ادامه دارد. فیدل کاسترو که تحت تحریم قرار گرفته بود متحد مسکو شد و اجازه استقرار موشک اتمی به دولت شوروی داد. این وضعیت بود
که در سال 1962 دو ابرقدرت وقت را در یک قدمی جنگ اتمی قرارداده بود . در پی فروپاشی شوروی و قطع کمک های آن به کوبا وضعیت اقتصادی این جزیره دچار ضعف بیشتری شد که درگیری دولت واشنگتن در افغانستان و عراق سبب روی کار آمدن چپ ها، سوسیالیست ها و بومیان (سرخپوستان) در آمریکا لاتین شد و فیدل کاسترو به صورت یک مرشد و مراد بزرگ درآمد و با اینکه از ژوئیه 2006 بیمار و از فوریه 2008 از امور دولتی کناره گیری کرده و مقاله نگار شده است سران لاتین پی در پی برای دیدار او و گرفتن اندرز به هاوانا می شنابند و آخرین آنان بانو دکتر میچلت رئیس جمهور سوسیالیست شیلی بود که 13 فوریه (سه روز پیش) در هاوانا از او دیدار کرد. عکسی که از این دیدار برداشته شده و دیروز در رسانه ها انتشار یافت وی را سرحال نشان می دهد. پاییز 2008 سران چین و روسیه نیز در هاوانا با کاسترو دیدار و تعهد کمک مالی و همکاری در همه زمینه ها دادند که متعاقب آن رائول کاسترو به مسکو رفت و با روسیه تجدید پیمان دوستی کرد و قرارداد اکتشاف و استخراج نفت از خلیج مکزیک میان دو کشور امضا شد، همچنین تولید نیکل. کاسترو چند ساعت پیش از انجام رفراندم ونزوئلا به طور غیر مستقیم از چاوس حمایت کرد. از اشاره حمایت کاسترو چنین بر می آمد که شکست چاوس در رفراندم 15 فوریه مساوی است با ناکامی نه تنها لاتین های آمریکا، بلکه امیدواران به برقراری عدالت در جهان و نیز مبارزان با سلطه و استثمار[که ایرانیان در میان این دو دسته قراردارند]. نتایج رفراندم ونزوئلا، پیروزی چاوس را اعلام کرد و به این ترتیب دو پرچمدار جنبش تغییر وضعیتی که پس از فروپاشی شوروی در جهان برقرار شده است ـ پوتین و چاوس ـ تا پس از دهه دوم قرن 21 در قدرت باقی خواهند ماند و لاتین ها موفق به استعمار زدایی از آفریقای سیاه و اوراسیایی ها [شامل ایران] به بیرون راندن سلطه غرب از آسیای غربی [اعراب صاحب نفت و پول] خواهند شد. یکی از نگرانی های دولت واشنگتن این است که با روی کارآمدن بومیان در آمریکای لاتین [که چاوس یکی از آنان است] سه میلیون سرخپوست آن کشور هم پس از یک قرن خمود و سکوت و آلوده بودن [تعمدی] به الکل و قمار دعاوی قرون 18 و 19 را از سربگیرند و هزاران القاعده داخلی شوند.
در اين روز در سال1967 و درجريان جنگ ويتنام، ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا به سازمان مركزي اطلاعات (سيا) دستور داد كه كمك هاي مالي سري خود به سازمانهاي دانشجويي، اتحاديه هاي كارگري و رسانه ها را كه به منظور مبارزه با كمونيسم صورت مي گرفت متوقف سازد. مدير وقت «سيا» اعتراف به دادن چنين كمكهايي كرده بود و باعث ايجاد نگراني در جامعه آمريکا شده بود.
"سيا" طبق قانون تاسيس خود، تنها مي تواند در رابطه با خارجيان و کشورهاي ديگر فعاليت کند. در زمينه امور داخلي، "سيا" اطلاعات خودرا با اف بي آي (پليس امنيت داخلي آمريکا) در ميان مي گذارد و در اين زمينه قرارگاههاي مشترک دارند. دولت جورج دبليو بوش در دهه اول قرن 21 سازمانهاي 16 گانه اطلاعاتي آمريکا را زير نظر يک مديريت قرارداده است ولي هرکدام فعاليت جداگانه و مدير عامل از آن خود دارد.
![]() |
| هانس بليکس |
«هانس بليكس» كه به مدت سه سال، از سال 2000 تا اشغال نظامي عراق در آوريل 2003، رياست بازرسان بين المللي ( سازمان ملل) كشف اسلحه كشتار جمعي را در اين كشور برعهده داشت 15 فوريه 2004 به صف منتقدان از سران دولتهاي آمريكا و انگلستان پيوست و در نشست باشگاه دوستي اروپائيان و آمريكائيان درهايدلبرگ آلمان گفت كه در عراق اثري از اسلحه كشتارجمعي به دست نيامده بود و سران آمريكا و انگلستان بدون اين كه چيزي به دست آمده باشد و صرفا به استناد گزارش ماموران اطلاعاتي خود كه اينك نادرست بودن آنها ثابت شده است تعرض نظامي به يك كشور عضو سازمان ملل را آغاز كردند و در اين زمينه، عمل اين دو مشابه معامله گران (سيلزمن ها و دلالها ) بود که حکايت از تنظيم نقشه و برنامه تعرض نظامي و در دست داشتن عراق از پيش تنظيم شده و يک پاليسي پابرجا دارد. به همين دليل (سياست کلي بودن)، سران واشنگتن و لندن به اعتراض دهها ميليوني جهانيان و اندرز سران دولتهاي ديگر که از اين تعرض نظامي منصرف شوند توجه نکردند!. بليکس كه در برابر بيش از پانصد تن از اعضاي باشگاه سخنراني مي كرد افزود: در يك دمكراسي، دولتمردان بايد انتظار شنيدن انتقاد از كارهايشان را داشته باشند و از پيش، خود را آماده پاسخ دادن كنند. آيا اين دو تن آماده اند بگويند كه با چه سند متقن و دليل استوار اقدام به حمله و اشغال نظامي يك كشور مستقل و دور دست (غير متحارب) را كردند؟1.
يكشنبه 15 فوريه 2004 دهها هزار اسپانيائي در مادريد و ديگر شهرهاي بزرگ اين كشور بر ضد اشغال نظامي عراق دست به راهپيمايي و تظاهرات زدند. يكي از شعار هاي اين تظاهركنندگان كه در ميدان اسپانيا در شهر مادريد هم مشاهده مي شد اين بود: كجاست اسلحه كشتارجمعي عراق؟. «تظاهركنندگان» حزب حاكم وقت اسپانيا (حزب نخست وزير خوزه ماريا ازنار) را كه نيرو به عراق فرستاده بود حزب جنايتكاران خواندند و قول پايين كشيدن آن را در انتخاب بعد از اريكه قدرت دادند.
مرور زمان نشان داد که تظاهرکنندگان به قول خود وفا کردند و در انتخابات بعدي "ازنار" و حزبش را برکنار کردند و دولت بعدي اسپانيا نيروهاي اين کشور را از عراق فراخواند.
![]() |
| فيدل کاسترو |
فيدل كاسترو بنيادگذار كوباي سوسياليست 15 فوريه 2004 در نطقي در برابر هزار اقتصاددان در نشست هاوانا ضمن اشاره به تحريم چهل و چند ساله كوبا از سوي آمريكا گفت: انسان اگر خود را با وضعيتي که برايش به وجود مي آيد و محيط تطبيق ندهد از ميان مي رود و ما خيلي زود ياد گرفتيم كه با كم بسازيم و پيش برويم. ما مطلقا بي سواد نداريم، داراي كمترين درصد مرگ و مير نوزاد در جهان هستيم ، تنها كشور هستيم كه امور بهداشت و درمان درآن مطلقا رايگان و يكنواخت است و كسي نگران ايام بيكاري، از كار افتادگي و پيري خود نيست و از بي عدالتي در جامعه رنج نمي برد. حال آن كه اقتصاد آمريكا امسال (سال 2004) با 520 ميليارد دلار كسر بودجه به نخي آويزان است.
درحاشيه اين نشست( ششمين نشست اقتصاددانان 50 كشور در هاوانا كه در آن مسائل توسعه و جهاني شدن اقتصاد يا گلوباليزيشن بررسي شد)، نفت ارزان كشورهاي صادر كننده آن و كالاي ارزانتر كشورهاي آسياي شرقي و جنوبي دو عامل اصلي پيشرفت و رفاه كشورهاي صنعتي معرفي شدند. طبق همين اظهار نظر ها، نفت با يك سوم تا يك چهارم ارزش واقعي وارد بازار كشورهاي صنعتي مي شود و كالاي ساخت چين و كشورهاي آسيايي ديگر دربازارهاي كشورهاي صنعتي به ويژه آمريكا تا پنج برابر خريد، به فروش مي رسد و اين تفاوت بها باعث توليد مشاغل خدماتي و رونق و رفاه ممالك خريدار مي شود كه با عملي شدن گلوباليزيشن، پنج ميليارد و پانصد ميليون نفر از نفوس جهان بيش از پيش در خدمت و تامين كننده رفاه ششصد ميليون تن جمعيت كشورهاي صنعتي هفت گانه قرار خواهند داد (استثمار).
![]() |
مجله«پريد» چاپ آمريكا كه به دليل توزيع شدن با روزنامه هاي اين كشور در روزهاي يكشنبه، تيراژي بيش از ده ميليون نسخه دارد پشت جلد و دو صفحه از مطالب شماره يكشنبه «13 فوريه 2005)» اش را به چاپ عكس ده رئيس كشور اختصاص داده مدعي شده بود كه ديكتاتور هستند. تيتر اين مطلب در پشت جلد مجله از اين قرار بود: كيست بدترين ديكتاتور جهان؟ و عكس «هو جينتائو» رهبر چين را به عنوان ديكتاتور رديف سوم! در كنار عكسهاي سران كره شمالي، زيمبابوه، ليبي، كشور گينه استوايي و ... قرار داده بود.
ديويد والنچينسكي نويسنده اين مطلب دلايل ديكتاتور بودن «هو جينتائو» رهبر 66 ساله چين را محكوميت به اعدام برخي از دزدان، جاعلان، مختلسين، و رشوه دهندگان و رشوه گيرها در چين و نيز سختگيري با خودمختاري طلبان مناطق شمال غربي و همچنين كنترل رسانه ها و ادامه وجود كمپ هاي تجديد آموزش و پرورش معرفي كرده بود. والنچينسكي پايه معيار و متدولوژي خود را از اين قياس به دست نداده و ننوشته بود كه چرا مقامي را كه از زمامداري اش زماني طولاني نمي گذرد «ديكتاتور» خوانده بود.
در باره نوشته «پريد» بايد گفت كه لازم بود قبل از نوشتن اين مطلب به ميزان اعدامها در دو ايالت تكزاس و ويرجينا، عكسهاي شكنجه در زندان ابو غريب و گزارشهاي تازه درباره بازداشتي هاي گوانتانامو و چگونگي گرفتن اعتراف از آنان توجه مي شد، اشغال نظامي عراق بدون مجوز شوراي امنيت مد نظر قرار مي گرفت، گسترش استقرار نظامي آمريكا در گوشه و كنار جهان ، بازرسي بدني مسافران در فرودگاههاي آمريكا و وجود ليست هاي ممنوع پرواز (بدون اثبات سوء ظن و حكم دادگاه كه نام سناتور «تد كندي» هم در آنها قرار گرفته بود) ملاحظه مي شد و سپس قضاوت درباره «هو» صورت مي گرفت. پيش از قضاوت درباره يك مقام بايد به نظر مردم كشورش در باره او مراجعه شود. به همان گونه كه قضاوت درباره يك درخت با مشاهده و تجربه ميوه اش صورت مي گيرد قضاوت درباره يك مقام هم بايد بر پايه نتايج كارهايش باشد. هنوز از عمر حكومت «هو» زماني نگذشته است كه ميوه اش به دست آمده باشد!.
به نظر نويسنده مطلب مجله «پريد» يكي از ايرادهاي وارده به «هو» ادامه كنترل رسانه ها (از جمله فعاليت روزنامه هاي دولتي در چين) است. بايد پرسيد كه چه فرقي است ميان مالكيت دولت و كمپاني هاي بزرگ بر رسانه ها كه اين كمپاني ها در برخي كشورها دولت مي سازند و عمدتا به خاطر منافعشان رسانه داري مي كنند و .... روزنامه هاي حزبي و دولتي چين ميراث گذشته اند و بسياري از كشورها با توجه به تجربه طولاني، لازم مي بينند كه از خود در برابر تبليغات زيان آور و خارجي دفاع كنند. اصحاب سياست و حرفه روزنامه نگاري و از جمله نگارنده اين سايت كه نيم قرن در اين حرفه بوده است مي دانند كه در جهان امروز (قرن 21) يافتن يك رسانه واقعا بي طرف و مستقل حكم كيميا را دارد.
دادستان كل آمريكا 15 فوريه سال 1869 قرار منع تعقيب جفرسون ديويس رئيس كنفدراسيون آمريكا (رئيس جمهوري ايالات جنوبي جداشده از اتحاديه) و همكاران او و گردانندگان كنفدراسيون را صادر كرد و به اين ترتيب هيچ كس به خاطر جنگ داخلي چهار ساله آمريكا با تلفات چند صد هزار نفري و ويراني هاي فراوان مجازات نشد. اين اقدام تاريخي جالب و كم نظير كه بعدا مورد تحسين انديشمندان قرار گرفته مثالي شد كه انتقامگيري و خط و نشان كشيدن ديگري در آن كشور پيش نيايد و حادثه مشابهي روي ندهد و زخمها در مدتي نه چندان طولاني التيام يابد. 136 سال بعد در همين روز (15 فوريه 2005) بررسي يك طرح تازه در مجلس نمايندگان آمريكا ادامه يافت كه مغاير روح بسته شدن پرونده اتهامي جفرسون ديويس است و باعث اعتراض بسياري از جمعيت هاي دفاع از حقوق بشر، و آزادي هاي مدني نسبت به آن شده است. اگر اين طرح كه عنوان «ريل آي دي اكت = قانون كارت واقعي» بر آن گذارده شده و نهم فوريه به مجلس داده شده است به همين صورت تصويب شود و به صورت قانون درآيد دست دستگاه اجرايي براي اخراج برخي از خارجيان مهاجر از آمريكا، صرف نظر از نوع پروانه و طول اقامت آنان، باز و دست دادگاهها براي ممانعت بسته خواهد شد. هدف باطني از ارائه اين طرح دقيقا روشن نيست، ولي در صورت تصويب و اجرا موجب مطالعه مجدد پرونده و بررسي وضعيت و فعاليتهاي كساني خواهد شد كه در آمريكا اقامت دارند ولي به تابعيت اين كشور در نيامده اند. با اجراي آن همچنين پيش از صدور كارت شناسايي و دادن گواهينامه رانندگي به اين عده، سوابق امنيتي آنان دقيقا بررسي خواهدشد كه مدتي معطلي خواهد داشت.
رئيس كميسيون قضايي مجلس نمايندگان آمريكا ضمن دفاع از اين طرح گفته است: لازم است كه دانسته شود كه اين مهاجران چه كساني هستند و چرا آمريكا را براي سكونت خود انتخاب كرده اند؟. وي اضافه كرده است كه ضمن اين بررسي مي شود به حقايق پي برد و افراد مورد سوء ظن، و افراد وابسته به تروريسم و يا متمايل به آن و ... را تشخيص و در هر وضعيتي كه هستند اخراج كرد تا رويداد ديگري نظير 11 سپتامبر 2001 پيش آمد نكند.
اين طرح مورد اعتراض انجمنهاي متعدد مدافع حقوق بشر و جمعيت هاي حامي مهاجران و نيز اتحاديه حقوق مدني آمريكا قرار گرفته است كه مدعي شده اند در كشوري كه از مهاجران به وجود آمده است نبايد چنين سخت گيري و شدت عمل صورت گيرد و مهاجران ديروز مهاجران امروز را بيرون كنند.
بايد دانست كه عمليات تروريستي در ايالات متحده تازگي و ارتباط به سه سال اخير ندارد قبلا هم وجود داشته و سه رئيس جمهوري آمريكا در همين عمليات جان خود را از دست داده و نسبت به جان چند رئيس جمهور ديگر اين كشور سوء قصد شده است از جمله فرانكلين روزولت كه تحولات رفاهي فراوان براي اين ملت به يادگار گذارده است. 15 فوريه سال 1933 به سوي روزولت كه در اتومبيلي رو باز از خيابان عبور مي كرد پنج گلوله شليك شد كه يكي از گلوله به شهردار شيكاگو كه در كنار او بود اصابت كرد و او را كشت. در اين تير اندازي چهار تن ديگر مجروح شدند و پليس اسنادي به دست آورد كه نشان داد تيرانداز از هواداران آنارشيست ها (عنوان قديمي تروريستها) بود.
![]() |
اين عکس که صحنه يک «جنگ با گاو» در سال 2005 در کشور کلمبيا را نشان مي دهد از سوي انجمن جهاني روزنامه ها يک عکس برنده جايزه اعلام شده است. اين عکس حکايت از آن دارد که اين قبيل بازي هاي خشن در قرن 21 نيز ادامه دارد. کلمبيا وارث اين بازي اسپانيايي است. کلمبياي اسپانيايي زبان و کاتوليک مذهب قرنها مستعمره اسپانيا در قاره آمريکا بود.
![]() |
| steven |
ده ماه پس از كشتار 32 استاد و دانشجو در ويرجينيا تك (دانشگاه تكنولوژيك ويرجينيا) به دست يك دانشجوي كره اي كه خودكشي كرد، و يک هفته پس از قتل دو دختر دانشجو در لوئيزيانا تکنيکال کالج به دست دانشجوي ديگر که او هم يک دختر بود و خودکشي کرد؛ بعد از ظهر چهاردهم فوريه 2008 حادثه مشابهي در دانشگاه ايلي نوي شمالي (NIU) واقع در ديكلبDekalb (درنزديكي شيكاگو) روي داد و يك دانشجوي فوق ليسانس روانشناسي شعبه ديگر دانشگاه ايلي نوي كه در جلد گيتار، يک تفنگ و 3 تپانچه پنهان كرده بود وارد يكي از تالارهاي سخنراني دانشگاه (لكچر روم) شد و به سوي دانشجويان كه سرگرم شنيدن درس استاد بودند تيراندازي كرد كه در اين تيراندازي چهاردختر و يک پسر دانشجو كشته و 16 دانشجوي ديگر مجروح شدند. تيرانداز كه استيون کزميرزاكsteven Kazmierczak نام داشت و 27 ساله بود سپس در همانجا خودكشي كرد. از تالارهاي سخنراني معمولا براي تدريس كلاسهاي پرجمعيت استفاده مي شود. اين تالارها در قسمت سخنران (محل تريبون) داراي پرده و در ورودي جداگانه است كه استيون از همين در و از پشت پرده وارد تالار شده بود.
در فاصله دو تيراندازي در ويرجينيا تك و «ان. آي. يو»، حوادث مشابه اما كم تلفات ديگري در مدارس آمريكا روي داده بود.
گزارش پليس حاكيست كه استيون دانشجويي ساعي، آرام و بي آزار بود. وي از مدتي پيش داروي آرامش اعصاب مصرف مي كرد كه اخيرا استفاده از آنها را قطع كرده بود و ظاهرا! قطع همين دارو، در روحيه او تاثير گذاشته بود. تحقيقات بعدي پليس نشان داد که استيون از سه روز پيش از تيراندازي، در هتلي در نزديکي دانشگاه بسر مي برد و مقداري مهمات در اطاق هتل از او باقي مانده است. وي که در روز والنتاين (روزي که براي ابراز عشق و محبت است) دست به کشتار زده بوده بود قبلا براي دوست دخترش يک بسته پست کرده بود ولي در آن به جاي هديه والنتاين، مهمات قرارداده بود. استيون قرار بود مددکار اجتماعي شود. وي از مدتي پيش دستهاي خود را خال کوبي کرده بود.
![]() |
| پنج دانشجو كه كشته شدند: گيل 20 ساله، دانيل 20 ساله (پسر)، ريانه 19 ساله، كاتاليا 20 ساله و گهانت 32 ساله |
![]() |
| عکسي از استيون با دستهاي خالکوبي شده اش |
ارسال به:
































0 نظرات ::
ارسال یک نظر